گزارش عملکرد روزهای دوشنبه مورخ 95/6/1 همسفران
دوشنبه 1 شهریور 1395 ساعت 20:59 | نوشته ‌شده به دست همسفر نوشین | ( نظرات )
سومین جلسه از دور چهل و دوم سری کارگاه های آموزشی ، خصوصی ویژه همسفران شعبه شادآباد روزهای دوشنبه مورخ 95/6/1 با استادی خانم ربیعی و نگهبانی خانم نسیم و دبیری خانم اکرم با دستور جلسه " قضاوت و جهالت  " راس ساعت 16 آغاز به کارنمود . 


خلاصه سخنان استاد :
خیلی خوشحالم که در جمع دوستان عزیز همسفر شاد آباد قرار گرفتم . خیلی پر انرژی مثل همیشه و خدارا شکر می کنم که این توفیق را به من داده تا در این جایگاه قرار بگیرم . امروز دستور جلسه ما قضاوت و جهالت است . یک بخشی این هست و بخش بعدی هم درباره مراسم خانم ترانه ی عزیزم هست که به نوبت صحبت می کنم.
همانطوریکه خیلی از شما ها می دانید معنی قضاوت از حکم صادر کردن می آید و این دستور جلسات به صورت سالیانه هرسال تکرار می شود تا ما یک چیز هایی را در ذهن خودمان حل کنیم و دچار قضاوت و اشتباه نشویم .  ما دو نوع قضاوت داریم . 
قضاوت خوب که با دانایی همراه هست وقضاوتی که با جهالت همراه هست و قضاوتی که با دانایی همراه هست اگر دقت کرده باشید وقتیکه در کنار یک قاضی قرار می گیرید برای اینکه بخواهد مشکل ما را حل کند و حکم صادر کند با یک جلسه نمی آیدحکمی صادر کند حتما  جلسات مکرری را در نظر می گیرد و عدله و دلایل خود را جمع می کند تا بخواهد حکمی را صادر کند و قطعا این قاضی که در جایگاه قضاوت قرار می گیرد راههای خیلی سختی را پشت سر گذاشته است . درسهای زیادی را خوانده تا بتواند قاضی شود . و وقتی به دانایی می رسد این جایگاه را به او می دهند . 
حتما می آید بررسی می کند و حکم صادر می کند . این قضاوت از نوع خوب هست . 

حالا ما خیلی وقتها قضاوت خوب داشتیم مثلا در مسیر کنگره خیلی از همسفران کمک راهنما هستند که قضاوت می کنند . همسفر خیلی دلش پر است از مسافرش ؛ و کمک راهنما برحسب دانایی و نکاتی که از زندگی شخص می داند حکمی صادر می کند و همان همسفر می فهمد که قضاوتش ، قضاوتی بوده که با جهالت همراه هست . این مشکلات خیلی وقت ها خصوصا در بین همسفران سفر اول به وجود می آید که سریعا بدون آنکه چیزی را بدانند قضاوت می کنند . مثلا: مسافر من عرق کرده پس رفته شیشه زده ، دستهایش داغ است پس هروئین زده ، رفته گریز زده پس کنگره نمی رود . یا در بین خانواده ی مسافرم و خانواده ی من ، حکمی را صادر می کنم بدون تفکر و بعدها پشیمان می شوم . که اگر لحظه ای فکر می کردیم این جوری قضاوت نمی کردیم . و این نوع قضاوت با جهالت هست . اگر تفکر در ذهنمان باشد سعی می کنیم قضاوتی نکنیم . قضاوت کردن باعث می شود خیلی از مشکلات برای من پیش بیاد همین قضاوت در ختی تنومند در ذهن من می شود که به همراهش تهمت و دروغ و خیلی چیزهای دیگر را به وجود می آورد و مشکلاتی پیش می آید و بعد از شاخ و برگ دادن به آن ما یک آدم منزوی می شویم و نمی توانیم با کسی ارتباط بر قرار کنیم . اگر راهنما حرفی می زند این حرف مربوط به من هست نه کس دیگر چون مشکلات من را می داند و بحث را برای من پیش میاورد . قضاوت با جهالت برای یک ذهن بیمار هست . خیلی وقتها قضاوت خوب است مشکلات دیگران را باز می کند . دوستم می آید و در کنارم قرار می گیرد و درباره کس دیگری صحبت می کند و من خیلی راحت می توانم آ رامش کنم و این قضاوت خوب است . و می تواند با دانایی همراه باشد . 


و اما ترانه ی عزیز ؛ بعد از سالهای سال خدمت در کنگره حضور مداوم و پر رنگ و به عنوان یک همسفر خوب بود و نمی خواهم چون راهنمایش هستم تعریف کنم . مطمئنا شما هم با من هم نظر هستید که ترانه ی عزیز یکی از رهجو های فوف العاده و خدمتگزار کنگره 60 هست . روز اول که آمد و در لژیون قرار گرفت خیلی پر شور و هیجان بود و خیلی پر رنگ می آمد و انگیزه ی زیادی داشت تا به مسافرش و خودش کمک کند و همیشه یک دفتر دستش بود و آموزشهایی را که می گرفت می نوشت و کار بردی می کرد و عملکرد خیلی خوبی داشت . خدارو شکر که توانست یک همسفر خیلی خوبی باشد و در مدت خیلی کوتاه کمک راهنما شد . و لژیون خیلی خیلی خوبی داشت با رهجو های پر انرژی و خوب . و الحمدلله مرزبان هم شد و از خدمت مرزبانی هم سر بلند بیرون آمد و یک مادر خیلی خوب و موفق بود و توانست بچه های سر به راه و آرام با بیاورد و یک همسر و همسفری که بتواند باز کننده ی راه مسافرش باشد . و خدا رو شکر که مسافر ترانه ی عزیز هم به جایگاه های بالایی قدم گذاشتند و مطمئنا این تلاشهای مستمر ترانه ی عزیز بوده است . من بییشتر از این از ترانه عزیزم نمی گویم تا شما عزیزانی که در کنارش بودید هم مشارکت کنید .

در ادامه :

سخنان خانم آذر اسیستانت محترم شعبه ، 
من از طرف همه ی شما عزیزان ، امروز از زحمات ایشان قدردانی می کنم و همینطور از طرف همه ی شما که وقت نشد مشارکت کنید . من از طرف خودم و خانم آنی ازایشان نهایت سپاس و تشکر را دارم و برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم در تمام مراحل زندگیشان . و باز هم می گویم که یکی از کمک راهنمایان بسیار بسیار خوب ما بودند و هستند و با ایشان حتما این راه را ادامه می دهیم .تقدیری از طرف کنگره 60 مهندس دژاکام به ایشان تقدیم می کنم .






سخنان خانم ترانه حیدری :
سلام دوستان ترانه هستم همسفر ، به پایان آمد این دفتر             حکایت همچنان باقیست.
زمان خدمت من امروز و این زمان در لژیون به پایان رسید. اما خدمت در کنگره حکایتش همیشه دایره وار هست و ادامه دارد و این گردونه همیشه می چرخد و درسهای زیادی را به ما می دهد . ما در کنگره یاد گرفتیم که همه چیز در حال تغییر است . ما آمدیم که تغییر کنیم ، تبدیل بشویم و در نهایت ترخیص .
یاد گرفتیم که همه چیز با یک خط آغاز می شود . همه چیز با آن چیزی که ما فکر می کنیم خیلی متفاوت است . اگر در حرکت باشیم و تغییر کنیم مطمئنا به آن آرامش و ساحل خوشبختی خواهیم رسید و پایان هر نقطه آغاز خط دیگریست . هر کدام از ما خط های زیادی را در زندگیمان ترسیم کردیم . خدا را شکر می کنم که در کنگره قرار گرفتم و خدا را سپاس می گویم که به من در این بعد از زندگیم ، این فرصت را داد تا خدمتگزار ناچیزی در دنیا و هستی باشم . من هم خط جدیدی در زندگیم ترسیم شد به نام خدمت و این خدمت را عاشقانه انجام می دادم . من سال 87 وارد کنگره شدم و سال 88 مسافرم به رهایی رسید و سال 89 هر دو با هم کمک راهنمایی قبول شدیم و در همان سال 89 جایگاه مرزبانی را هم تجربه کردم . چه جایگاه مرزبانی و چه جایگاه کمک راهنمایی هر دو برای من مقدس بودند . من خیلی مقید و با برنامه ریزی بودم . شاید بعضی ها فکر میکردند که من سختگیر بودم . ولی در واقع من همیشه دوست دارم هر چیزی قوانین می گوید را اجرا کنم . البته با محبت . اما به صورت پنهان این محبت را داشتم و در ظاهر قوانین را اجرا کردم . خدا را شکر که این جایگاه را تجربه کردم و در آن تجربه بدست آوردم و آموزش دیدم و از تک تک شما درس گرفتم و از نگاهها و صوتهای مهربانتان درس گرفتم . واقعا هر کدام از شما برای من انرژی زیادی داشتید . من هر وقت وارد کنگره می شدم احساس می کردم برای زیارت می روم ، چون وقتی صحبت از کمک بر دیگران باشد ، صحبت از این باشد که به صورت معنوی دلی را شاد کنی ، دستی را بگیری و امیدی به کسی بدهی . این برای من نوعی عبادت است . من این عبادت را از خانواده ی محترم و بزرگ دژاکام یاد گرفتم ، از خانم آنی و خانم ربیعی ، راهنمای بزرگوارم یاد گرفتم و از ایشان سپاسگزارم . 
از سر کار خانم آذر درسهای زیادی گرفتم . مدیریت خیلی عالی ، خیلی با نظم و تدبیر . توی کنگره برای ما خیلی درس دارد . کسانیکه تازه می آیند در تلاطم های زندگی ، توی تلاطم های سفر هیچوقت نا امید نشوید ، بی تابی نکنید و زمان وصبر را در نظر بگیرید .و فرصت بدهید به مسافرانتان همه چیز آن جوری که فکر می کنید و آن زمانی که شما فکر می کنید به وقوع نمی پیوندد و زمانش با کس دیگری و دست کس دیگری است . و خداوند باید اذنش را صادر کند . با فرمانبرداری از راهنماها دستورات را اجرایی کنید و مطمئن باشید که در آخر امر به سر منزل مقصود و آرامش خواهید رسید . 
در این دریای طوفانی ، 
دل ما رفته مهمانی ، 
باید پارو نزد یارا ، 
باید دل را به دریا داد ،
خودش  می بردت  هرجا که میخواد ،
به هرجا که رسی ساحل همانجاست .
از راهنمای بزرگوارم بابت حمایتها و تشویقها و راه کارهای درست و به جایشان خیلی تشکر می کنم . از اینکه نحوه خواندن را به من آموختن تشکر می کنم . درس عشق و محبت و خدمت را از ایشان یاد گرفتم . از خانواده ی بزرگ دژاکام تشکر می کنم که ما را از دل تاریکیها بیرون آوردند . دست ما را گرفتند و راه را به ما یاد دادند و بلد راه کردند که ماهم دست دیگران را بگیریم . من در این فرصت 5 سال و 10 ماه و 15 روز یکه افتخار این را داشتم که کمک راهنما باشم . حدود 32 نفر را به رهایی رسیدند . 5 نفر کمک راهنما تحویل کنگره دادم باز هم خدا رو شکر که سهم نا چیزی داشتم .از  مرزبان ها تشکر می کنم و امیدوارم دو هفته دیگر که مرا سم هست از آنها هم به خوبی  قدر دانی کنند. از آقای خان تشکر می کنم که برای مسافر من پدری کردند در سفر دوم که سفر خوبی نداشتند و حرکت نمی کردند ؛ به ایشان خدمت دادند و در لژیون هم حاضر نمی شد با خدمت در آبدار خانه به خدماتش ادامه داد و از آقای نادری هم که راهنمای مسافرم بودند تشکر می کنم . از خواهر لژیونی های خوبم که از شعب دیگر آمدندو تشکر می کنم . همه عزیزان خانم فرشته و از بچه های لژیون تشکر می کنم . اگر مواقعی سخت گیریهایی کردم برای اینکه همه ی عزیزان به رهایی و آرامش برسند و همه ی آن سخت گیریها در جهت آموزش بود . خیلی تشکر می کنم از وبلاگ نویسان که وبلاگ موفقی را داشتیم . از ابتدا از خانم شمیلا و پریسا و آزاده و نسیم و در حال حاضر نوشین و مریم نظری و مریم حسینی و معصومه احمدی که هدایت می کنند و سکان دار خیلی خوبی هستند . از خانم صبای عزیز مدیریت محترم سایت شعبه شادآباد را به عهده دارند تشکر می کنم که به خوبی این کار را انجام می دهند  . در آخر از مسافرم تشکر می کنم . از بین همه ی ضد ارزشها ، اعتیاد را انتخاب کرد که من در این وادی قرار بگیرم ، آموزش بگیرم ، تجربه کسب کنم و خدمت کنم به همه ی عزیزان و همراهانم و در آخر از همه ی عزیزانی که با نظرات خوبشان امیدی دوباره برای من بودند، برای من که دوباره خود را خدمتگزار کوچکی برای کنگره بدانم ، از نگهبان و دبیر جلسه هم تشکر می کنم .
با تقدیم احترام 






می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه1 یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 01:58
خانم ترانه عزیزم.موفق و پیروز باشید.
BHW شنبه 2 اردیبهشت 1396 20:36
Hello, I desire to subscribe for this webpage to obtain most recent updates, therefore where can i do it
please help out.
مریم نظری چهارشنبه 3 شهریور 1395 09:59
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد ،نگهبان و دبیرمحترم
خدا قوت سرکار خانم ترانه ی عزیز برای خدمت عاشقانه ات خدا را هزاران بار شکر و با آرزوی جایگاههای بالاتر
مریم حسینی چهارشنبه 3 شهریور 1395 08:52
خدا قوت نوشین عزیز، یکبار دیگر یکی از بهترین راهنما های کنگره وادی پایان هر نقطه سر اغاز خط دیگریست را سرود ، و ما هم برایشان بهترینمها و جایگاه بهتر را آرزو میکنم سرافرازیتون مستدام
همسفر بیرانوند چهارشنبه 3 شهریور 1395 07:13
استاد ارجمند خانم ربیعی عزیز خدا قوت و سپاااس جلسه عااالی بود، رسیدن رهجوی عزیزتان راهنمای ارجمند خانم ترانه را به سرفصل دیگری از عشق به شما تبریک و شاد باش عرض می نمایم.
نگهبان ارجمند و دبیر محترم خداقوت و سپاس بیکران.
آنچه باور است محبت است.
فرمان خداوند دادن محبت است به هرکس که در وجودش نور، موج داشته باشد.
خانم ترانه عزیز جشن فرمانبرداری بر شما مبارکباد.

لژیون خانم ترانه خداقوت و سپاس


همسفر زیبا سه شنبه 2 شهریور 1395 17:36
باسلام خداقوت وتبریک ویژه محضر خانم ربیعی وخداقوت به خانم نسیم وخانم اکرم وخداقوت ویژه ویژه خدمت سرکار خانم ترانه عزیزم بابت خدمتهای عاشقانه وبیریا امیدوار که همیشه وتا ابد نگاه خداوند بر زندگی شما وخانواده محترمتان جاری باشد
حدیثه سه شنبه 2 شهریور 1395 17:20
سرکار خانم ترانه عرض تبریک و خداقوت برای خدمت های عاشقانه
فریدون جنابی سه شنبه 2 شهریور 1395 15:03
بااحترام...حضور سرکار خانم ربیعی راهنمای محترم و همسر راهنمای این حقیر جناب آقای ربیعی را تبریک گفته و آرزوی آرامش و پایداری مینمایم ...یاعلی
زهرا حیدری سه شنبه 2 شهریور 1395 14:11
با سلام و عرض تبریک خدمت کمک راهنمای عزیزم سر کار خانم ربیعی و تبریک به کمک راهنمای محترم خانم ترانه حیدری و خسته نباشید از زحمتهای بی دریغ که برای همسفران کشیده اند خداقوت متشکرم.
رویا سه شنبه 2 شهریور 1395 14:04
خانم ترانه عزیز خدا قوت برای پنج سال تلاش عاشقانه.
خان سه شنبه 2 شهریور 1395 12:06
با عرض تبریک حضورسرکارخانمها سمیه و ترانه پایدارباشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: