کشتی نجات مصرف کنندگان مواد مخدر
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 13:28 | نوشته ‌شده به دست همسفر صبا | ( نظرات )
اینک 19 سال است که هزاران نفر به 15 آذر می‌پیوندند و شادمانه سرود رهایی، سر می‌دهند. مکان مقدس و امن کنگره 60 بارها و بارها 15 آذر را به تصویر کشید. اینک ما شادمانه و سرافراز، 19 پاییز را که رنگ، عطر و بوی بهار را می‌دهد. پشت سر گذاشتیم. 19 بهار درمان، تعادل و سربلندی را به نظاره نشسته‌ایم. سایهٔ پدری استوار و محکم بر بالای سر ماست که وجودمان را جانی دوباره بخشید و به لطف خدا زندگی‌مان رونق و صفایی دیگر گرفت.



بنام خداوند بخشنده و مهربان

دریای پرتلاطم اعتیاد با امواج خاکستری و سیاه، بی‌رحمانه کشتی‌ها و حتی قایق‌های نجات را درهم می‌شکست، از آبی دریا خبری نبود. مواد مذاب و آتش‌زای اعتیاد سطح آب را پوشانده بود و شعله‌ها از آن زبانه می‌کشید. در ته این دریای پرآشوب دالان‌های مرگ و تباهی به اعماق جهنم کشیده می‌شد. هیچ جانداری تحمل این وضعیت را نداشت! همه خموده و خاموش انتظار ناقوس مرگ را می‌کشیدند. فانوس دریایی به خاموشی گراییده بود، تمام کشتی‌ها راه‌گم‌کرده بودند و ساحل نجات سرابی بیش نبود. کشتی‌ها شکسته و در حال غرق بودند، یا زبانه‌های آتش آن‌ها دودهای سیاه را به خشکی‌های مرگ می‌کشاند. ناامیدی ناله می‌زد! عده‌ای‌ می‌خواستند خود را به ساحل برسانند، امّا سوداگران اهریمنی، مردمان دانا و نادان، حتی تکّه‌های چوبِ شکسته کشتی‌ها را از آنان به یغما می‌بردند؛ و با وضعیتی اسفبارتر، به گردابی سخت‌تر پرتاب می‌کردند.

مگر فقط خدای مهربان، صدای آنان را می‌شنید، ناله‌های الهی مدد، بلند شده بود. در این میان بنده و عبدی صالح در ماه ضیافت الهی، از خدای خود، آرزوی یک منجی و راه نجات خواست. خداوند بر سینه‌اش الهامی فرو فرستاد تا قلب رنجدیده و زخم‌خورده‌اش را التیام بخشد و در راهی قدم بگذارد که آلام و دردهای مصرف‌کنندگان افیون را مرهمی الهی گذارد. آرام‌آرام خود را یافت و راهی به‌سوی درمان و نجات الهی گشود؛ و شفای جسم و جان خود را از خدا خواست. خداوند، کائنات و هستی را فرمان داد که یار و یاورش باشید که این بنده‌ای است که می‌خواهد، به خاطر من به‌سوی من بیاید. فرمان‌بردار است، پس یاری‌اش می‌کنم تا به فرماندهی خود برسد. همان خلیفه‌الله که فرشتگان بر او سجده کردند.

داستان پدر حسین مهربانِ ما ازاینجا آغاز شد. به‌آرامی و به یاری خدا، دریای طوفانی را سامان بخشید. برای کشتی جان خود دریایی آبی و آرام ساخت و همچون موج‌سواری ماهر، امواج پرتلاطم را، رام کرد. فانوس دریایی روشنایی گرفت، آسمان از ستارگان نقره‌کوب شده بود، پرندگان زیبا و قوی در آسمان و اطراف ساحل پرواز می‌کردند، نمای ساحل سبز بود و تا جایی که چشم کار می‌کرد، آبادانی و خرّمی بود. ساحل نجات، واقعی شد و مکانی امن نمودار گشت. پدر حسین راه به دست آوردن گوهر وجودی خویش را یافته بود و اعلام کرد: راه نجات را به لطف خدا یافتم. آنانی که خواستار رهایی بودند، آمدند و برگرد او حلقه زدند. 15 آذر 76، رقم خورد. این روز فقط روز رهایی حسین دژاکام نبود، عاشقان این منجی، 15 آذر را تکرار کردند و سند بدون نقص شدند.

اینک 19 سال است که هزاران نفر به 15 آذر می‌پیوندند و شادمانه سرود رهایی، سر می‌دهند. مکان مقدس و امن کنگره 60 بارها و بارها 15 آذر را به تصویر کشید. اینک ما شادمانه و سرافراز، 19 پاییز را که رنگ، عطر و بوی بهار را می‌دهد. پشت سر گذاشتیم. 19 بهار درمان، تعادل و سربلندی را به نظاره نشسته‌ایم. سایهٔ پدری استوار و محکم بر بالای سر ماست که وجودمان را جانی دوباره بخشید و به لطف خدا زندگی‌مان رونق و صفایی دیگر گرفت. برای همسفران، تصویرِ اشک‌های شوق خانم آنی و شادمانی وجودشان، تکرار شد و تداوم یافت. بنده‌ای دیگر از بندگان خاص خدا کلید دروازه‌های بهشت رهایی را یافته بود و با فداکاری و تلاش، فوج فوج دردمندان گم‌گشته را به‌سوی بهشت کنگره فراخواند. 15 آذر یک تولد معمولی نیست! بلکه یک عید واقعی است که نقش والای انسانی خود را در آن می‌بینیم؛ و خداوند در چنین روزی امیدواری را برای بندگان خود در کشف درمان اعتیادِ خانمان‌سوز رقم زد؛ و به‌درستی که بعد از هر سختی، آسانی است و بعد از هر سیاهی شب، فلق صبح به انتظار نشسته است که حرفی برای گفتن دارد.

جشن سرافرازی و رهایی بر مهندس علم درمان اعتیاد و بنیان کنگره 60 مبارک باد. جشن برداشت محصول بر باغبان عشق مبارک باد. در هر تولد کنگره، 15 آذر جلوه می‌نماید. این تولد عظیم، تولد همه گم‌گشتگان اعتیاد است. میلاد سلامتی و تعادل بر خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک و شادباش.

ما مسافران و همسفران به فضل و لطف خدای خود امیدوار هستیم و چشم درراه داریم که پدر حسین به آرزوی خود در نوزدهمین جشن رهایی‌شان برسند و در جشن تولد بیست‌سالگی رهایی خود، تأسیس آکادمی جهانی علم و درمان اعتیاد را جشن بگیرند. دستهای دعایمان رو به خداوندی بلند می‌کنیم که در همین نزدیکی ست و موفقیت و سرافرازی را برای پدر حسین مهربان خواهانیم.

پدر خوبی‌ها تولدت مبارک.

نگارنده : همسفر فاطمه بیرانوند 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Willian جمعه 17 آذر 1396 06:17
Does your website have a contact page? I'm having
trouble locating it but, I'd like to shoot you an email.

I've got some ideas for your blog you might be interested in hearing.

Either way, great website and I look forward to seeing it grow over time.
cojonathan.blog.fc2.com جمعه 13 مرداد 1396 13:19
This text is priceless. When can I find out more?
at home std test kit دوشنبه 5 تیر 1396 00:31
قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا نه
نشستن بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من هنوز مشکل خود را با جهش
در منطق و یک ممکن است را سادگی به پر کسانی
که شکاف. در صورتی که شما در واقع که می توانید
انجام من می مطمئنا بود در گم.
BHW شنبه 12 فروردین 1396 13:53
Hi I am so happy I found your blog page, I really found you by accident,
while I was researching on Yahoo for something else,
Nonetheless I am here now and would just like to say
many thanks for a marvelous post and a all round interesting blog (I also love the
theme/design), I don't have time to browse it all at the moment but I have saved
it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be
back to read a great deal more, Please do keep up the fantastic
job.
صفورا سه شنبه 16 آذر 1395 23:51
ما مسافران و همسفران کشتی شکسته ایم که به ساحل رسیده ورقص وپای کوبی میکنیم مردمان به خیالشان ما دیوانه ایم حق دارند چون ندیده اندآن طوفانی را که ما دیده ایم روزی دوستی ازمن پرسید چه اتفاقی برایت افتاده اینگونه پریشانی؟ در جواب گفتم موشکی به خانه ام خورده اگر به یک شهر اثابت میکرد، ویران میشد ببین با زندگی من چه کرده ای پدر مهربانی ها ای کشتی نجات و ای طلایه دار آزادی وای منجی عشق ناخدای روشنائی ها صد سال به ازاین سالها نوزدهمین سال تولدتان پرشگون باد تاباد چنین بادا سرکار خانم فاطمه عزیزم ما شاالله هرروز بهتراز دیروز سرکار خانم صبای عزیزم خدا قوت
سه شنبه 16 آذر 1395 21:18
ما مسافران و همسفران کشتی شکسته ایم که به ساحل رسیده ورقص وپای کوبی میکنیم مردمان به خیالشان ما دیوانه ایم حق دارند چون ندیده اندآن طوفانی را که ما دیده ایم روزی دوستی ازمن پرسید چه اتفاقی برایت افتاده اینگونه پریشانی؟ در جواب گفتم موشکی به خانه ام خورده اگر به یک شهر می خورد ویران میکرد ببین با زندگی من چه کرده ای پدر مهربانی ها ای کشتی نجات ای طلایه دار آزادی وای منجی عشق ناخدای روشنائی ها صد سال به ازاین سالها نوزدهمین سال تولدتان پرشگون باد اا باد چنین بادا سرکاد خانم فاطمه عزیزم ما شاالله هرروز بهتراز دیروز سکار خنم صبای عزیزم خدا قوت ودرود بر شما
ایرج ورمزیار سه شنبه 16 آذر 1395 17:15
خداوندراهزاران مرتبه شکرمهندس عزیزکه غروب نکردی وباعث شدی تاماهم غروب نکنیم وطلوعی جدیدراتجربه کنیم...
همسفر شمسیان سه شنبه 16 آذر 1395 11:43
پدر عشق ، آقای بخشش و مهربانی ، استاد بزرگ آرامش ، آخر تو را چه نامم که بیانگر شان ومقامتان باشد؟؟؟تبریک به مناسبت نوزدهمین سال پیروزیتان بر دیو پلید اعتیاد .پایدار باشید. ممنون خانم فاطمه بابت متن زیبایتان .
خدا قوت به عزیزان وزحمت کشان وبلاگ
نوشین سه شنبه 16 آذر 1395 10:09
خداقوت .امیدوارم مقاله شما رتبه اول را بیاورد . عالی بود
سمیه سه شنبه 16 آذر 1395 10:03
راهنمایم خانم صبا خدا قوت وخانم فاطمه عزیز چقدر زیباست و تاثیر گذار.قلم شما جادویی است خداوند به قلمت برکت دهد.نوزدهمین سالروز آزادی و رهایی بنیان کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس دژاکام بر همه و همه اعضای کنگره مبارک بخصوص بر خانواده محترم خودشان .دعا میکنیم خداوند به وجودشان برکت دهد و سایه پر مهرشان بر سر تمای اعضای کنگره مستدام باشد.آمین.
سمانه همسفر داود سه شنبه 16 آذر 1395 09:24
بسیار عالی خانم صبای عزیزم الهی هزاران هزار مرتبه شکر بابت کنگره عزیز.
لیلا محمدلو سه شنبه 16 آذر 1395 07:28
درود برآقای مهندس دژاکام بنیان گذار کنگره 60 تولدتان مبارک برای وجودتان شکرشکرشکر
خانم صبای عزیز و خانم بیرانوند عزیز بسیار زیبا و دلنشین بود برکات این خدمت در زندگیتان سرازیر
مرضیه رهجوی خانم نسیم دوشنبه 15 آذر 1395 21:22
خانم بیرانوند عزیز یکبار دیگر زیبایی و جذابیت قلم تان را ثابت کردید، الحق که عاااااالی مطالب را به رشته تحریر درآوردید،خدا قوت
عرض تبریک خدمت جناب مهندس عزیز بابت تولد ۱۹ سالگی شان، و تبریک به خانواده گرامی شان، انشالله در سایه ی حق همیشه سلامت باشند،آمین
خدا قوت خانم صبای عزیزم، اجرتان آرامش الهی
فاطمه صالحی دوشنبه 15 آذر 1395 20:59
خانم فاطمه عزیز بسیار زیبا و دلنشین بود
تبریک و شادباش به آقای مهندس و خانواده محترمشان
برای وجود کنگره و مهندس عزیز خدا را شاکرم و آرزوی صحت و سلامتی برایشان دارم
خداقوت خانم صبا
نسرین دوشنبه 15 آذر 1395 18:32
آقای مهندس عزیز پدر علم کنگره60 تولدتان مبارک سپاس سپاس بابت کشف داروی شفابخش ومعجزه گرتان ونجات دوباره انسانها از دست اهریمن اعتیاد شکرشکرشکر خانم صبای عزیز ودوست داشتنی چهره شما به من امید وآرامش میدهد خداقوت خانم بیرانوند عزیز خدمتتان پربرکت وخدا قوت
رویا رضایی دوشنبه 15 آذر 1395 16:55
مبارک وپرشگون باد این رهایی واین آغاز،
میتوان گفت این تولد آغازی بود برای شروعی جدید، برای زندگی های دوباره ،برای باور شهر وجودی و آرامشی دلنشین که تا ابد همراه مان است و برای وجود مکانی امن و مقدس که نامش کنگره است ،هزاران بار شکر
مجتبی دوشنبه 15 آذر 1395 14:36
خداقوت خانم صبا، بسیار عالی و تاثیرگزار بود سپاس.

در ضمن نوزدهمین سال رهایی جناب آقای مهندس رو تبریک می گویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: