نامه به راهنمای خود - رهجویان خانم سمیرا
جمعه 15 اردیبهشت 1396 ساعت 15:09 | نوشته ‌شده به دست همسفر صالحی | ( نظرات )
آنقدر صبورانه بر سر دل غمگین و بالهای زخمی ام نشستی که در هنگام بهبودی شما را الگوی خود کردم، شما برای من پرستاری مهربان بودی و هستی و من از شما آموختم که من هم باید پرستار بیمار خانه ی کوچکم باشم و صبورانه او را پرستاری کنم تا یک روز او هم با من بتوانداوج بگیرد و لذت پرواز در آسمان خوشبختی را حس کند. 

به نام خالق هستی

کلام و زبان خود را آغشته به نام مبارکت و منور به نور الوهیت می‌کنم و بانام و یاد تو آغاز می‌کنم.

و اما بعد از سلامی گرم و آغشته به مهر و محبت الهی خدمت شما کمک راهنمای عزیزم سرکار خانم سمیرا رعیت پناه دارم و امیدوارم به لطف و کرم خداوند و در پناه او (قدرت مطلق هستی) در تمامی مراحل زندگی موفق و پیروز باشید.

از من خواسته‌شده که نامه‌ای بنویسم به کسی که کلام و زبان قاصر از بیان زحمات و محبت‌های بیش از بیش ایشان است، کسی که هیچ در وصفش ندارم که بگویم، جز اینکه شکرگزار و سپاسگزار خداوند می‌باشم که بعد از خدای مهر و محبت و خدای جمال و جلال و بعد از مهر پدر و مادر مهر کسی را در دلم نهاد که خود پر از مهر و محبت است و آغوش گرمش نوازشگر روح و روان من و سپاسگزارم از شما کمک راهنمای عزیزم که بامحبت خالصانه، کلام شیوا و زیبا و آغشته به مهر و محبت، بدون منت چشم‌داشتی، با آموزش‌های بسیار خوب بنده حقیر و ناتوان تا که در گرداب جهل و نادانی سرگردان مانده‌ام را در صراط مستقیم آورده و ما را هدایت می‌کنید به سمت روشنایی‌ها و دوری از ضد ارزش‌ها، به معنای واقعی شما با آموزش‌های خود به‌گونه‌ای پیامبران عمل نموده و امربه‌معروف و نهی از منکر را به نحو احسنت به اجرا درمی‌آورید، آن‌هم در دوره‌ای از زمان که هر کس تنها به خویش فکر می‌کند و حال‌آنکه شخصی پیدا می‌شود و انسان‌هایی چون من را که در قعر تاریکی‌ها و ضد ارزش‌ها فرورفته‌اند با دانایی خویش و با آموزش‌های صحیح راهنمایی می‌نماید.

حضرت امیر (ع) می‌فرمایند؛ من بنده کسی هستم که کلامی هرچند کوچک به من بیاموزد.

بنا به گفته حضرت تنها این کار از من برمی‌آید که از شما کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم به سبب آموزش‌هایتان، محبت‌هایتان و حمایت‌های بی‌دریغتان. ...

کمک راهنمای عزیزم، خانم سمیرا؛

لبان گهربارتان را که با کلام زیبا و شیوا عجین گشته و درراه بندگی و خدمت به خلق به زبان آمده و با آموزش‌های نابتان راه بندگی و درست زیستن را به ما می‌آموزید، دستان پرمهرتان را که در هنگام دعا در دستان رهجوهایتان گره‌زده می‌شود، قدم‌های راسخ و استوارتان را که برای رهایی انسان‌هایی همچون من از دام شیطان و تاریکی‌ها برداشته‌اید، صمیمانه و از عمق وجود بوسه‌باران می‌کنم و برایتان از خداوند متعال بهترین‌ها را خواستارم. گرچه من فرمان‌بردار خوبی برای شما نبوده‌ام و شما با صبوری و بردباری و ندیده گرفتن نافرمانی‌ها مرا در آغوش گرم و پرمحبتتان جای‌داده و مهر و محبت خویش را بر من روانه و جاری و ساری کرده‌اید و خداوند را شاکرم که شمارا در سر راه من قرارداد؛ و امیدوارم سایهٔ شما همیشه بر سر ما مستدام باشد و در ادامه فرمان‌بردار خوبی برایتان باشم.

در کنگره می‌گویند دستانی که خدمت می‌کنند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که سخن می‌گویند و دعا می‌کنند و شما نمونه بارز خدمت هستید، با لبانتان سخنان بسیاری گفته و این سخنان راهکاری برای رهایی ماست از تاریکی‌ها، با دستان پرمهرتان محبت و عشق را در من جاری کرده و عشق و محبت را در من به وجود آوردید. پس می‌توان گفت شما برای ما مقدس هستید.

خانم سمیرای عزیز از تلاشتان برای پیشبرد بهتر آموزش‌ها در لژیون و تمامی زحمات و محبت‌هایتان کمال تشکر رادارم؛ و این آموزش‌ها در پیگیری و جستجوی مطالب و انتقال آنان برای بالا بردن دانایی ماست که از ذهن فراگیر و تفکرات صحیح شما نشاءت گرفته است و این امر جای بس قدردانی دارد.

در پایان شمارا به خداوند بزرگ و منان می‌سپارم و آرزوی توفیق روزافزون برای شما و خانواده محترمتان دارم.

راهنمای عزیزم؛

تو را که مهرت همچون مهر مادری است و محبتت که همچون گرمای آفتاب مرا به آغوش خود می‌خواند،

صمیمانه دوست می‌دارم.....

و من الله توفیق

خدایا!

دوستانی دارم و عزیزانی دارم؛

رسمشان معرفت، یادشان صفای دل و دلشان پر از محبت

خدایا!

آنگاه‌که دست نیاز به‌سوی تو می‌آورند،

پر کن، ازآنچه در رحمت و برکت خدایی توست.

رهجوی شما همسفر معصومه براتلو




به نامه قدرت مطلق الله
رعد:وقتی باورها با محبت واقعی عجین می شوند،معنی محبت را لمس می نمائی.
همیشه در لژیون پرچم عشق ومحبت را بالا نگه داشته اید.
نگهبان کنگره 60 درست فرموده اند: کاری که راهنماها می کنند خیلی فراتر از کار معلمی است.چرا که شماها را از قعر تاریکی به دل روشنایی کشیده آید. 
خوشحالم که اکنون این نامه را می نویسم آنچنان چراغی که در دست داشتید پر نور که مرا به پایان سفر رسانید.
اما می دانیم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
پس از شکر گزاری از خداوند منان،بسیار تا بسیار از رهنمودهای شما تشکر می کنم،هر چند در قالب کلام نمی گنجد.وامیدوارم همچون شما پرچمدار عشق ومحبت شوم.
بهترین ها را برایتان آرزو می کنم.
تقدیم به راهنمای عزیزم خانم سمیرا
با احترام فراوان همسفر فاطمه 



به نام قدرت مطلق الله 
سلام، سلام بر مهربانترین موجود در زندگی ام، کسی که در اوج تاریکی ها، فانوس روشنایی را به دستم داد تا از تاریکی نترسم و با نور فانوس که همان نور آگاهی و دانایی است بتوانم مسیر تاریک جهل خود را بپیمایم و به روشنایی همیشگی دست پیدا کنم.
 آری سلام، به شما راهنمای مهربانم، کسی که با تمام صبر و گذشت ساعتها برای من وقت گذاشت تا با معلوم کردن مجهولات ذهنم، بتوانم گره های درونم را بشناسم. راهنمای عزیزم برای شما نوشتن، کاری است سخت که من زبانم قاصر و کلامم نیمه است چگونه گذشت و بردباری شما را می توان بر روی کاغذ آورد و نوشت.. 
آن زمان که پرنده خوشبختی ما هر دو بالش زخمی و شکسته بود، خدا شما را بر مسیر راهم قرار داد و چه صبورانه بالهای زخمی مرا مرحم گذاشتی، هر چند زمان مرحم گذاشتن، زخم هایم می سوخت و شما چه عاشقانه آن لحظه صبر را برایم معنا کردی و به من آموختی که اگر سوزش این زخم ها را تحمل کنم همه این زخم ها خوب خواهند شد و من می توانم بالهایم را به پرواز در بیاورم و در آسمان سعادت پرواز کنم. 
آن زمان که بر زخم های من صبورانه مرحم می نهادی و من پر بودم از کینه، کینه کسی که بالهایم را زخمی کرده بود و شما چه عاشقانه به من آموختی که بگذرم و ببخشم، آموختی که اگر درونم بار کینه باشد،  هنگام اوج گرفتن، سنگینی آن باز هم مرا به زمین خواهد زد و نخواهد گذاشت لذت پرواز را حس کنم. 
آنقدر صبورانه بر سر دل غمگین و بالهای زخمی ام نشستی که در هنگام بهبودی شما را الگوی خود کردم، شما برای من پرستاری مهربان بودی و هستی و من از شما آموختم که من هم باید پرستار بیمار خانه ی کوچکم باشم و صبورانه او را پرستاری کنم تا یک روز او هم با من بتوانداوج بگیرد و لذت پرواز در آسمان خوشبختی را حس کند. 
من هم از شما درس های زیادی می گرفتم ، زمانی که با شما صحبت می کنم و شما چشم از نگاهم بر نمی داری، در نگاه شما، دنیایی از عشق را می بینم، آن لحظه از خدا برای شما سلامتی را طلب می کنم که همیشه خنده را بر لبان شما ببینم! شما معجزه ی زندگی من هستید و چه زیبا مسیر را برایم هموار کردی و چه زیبا مرحم بر بالهایم گذاشتی 
اکنون که در سرزمین وجودی خود در حال اوج گرفتنم و احساس لذت و سبکبالی را دارم خدا را به خاطر وجود زیبای شما، فرشته مهربانم شکر می گویم 
همانگونه که مرا به خواسته هایم نزدیک کردی از خدا می خواهم هر چه آرزوهای خوب هست برای شما رقم بزند و امیدوارم یک روز بتوانم تمام خوبی های شما را جبران کنم. 
نگارنده:همسفر  فاطمه رضایی 
تهیه و تنظیم: همسفر لیلا و صالحی
عکاس: همسفر فریده  
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر رقیه سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 17:53
خداقوت میگم به شما خواهرای عزیزم واقعا قلم زیبایی دارید امیدوارم که بهترین حایگاهها روزییتان شود،من هم این هفته رو به راهنمای عزیزم خانم سمیرا بسیار تبریک میگم امیدوارم که خداوند برایتان بهترینها را رقم بزند
همسفر منیره شنبه 16 اردیبهشت 1396 17:11
خداقوت خدمت لژیون خانم سمیرا عزیز امیدوارم همیشه لژیون خوب وپرباری داشته باشید .
همسفر فروغ شنبه 16 اردیبهشت 1396 16:24
خواهران عزیزم بسیار زیبا قلم را به رشته تحریر در آوردید و سخنانی گفتید که گویای مهربانی و عظمت سرکار خانم سمیرا رعیت پناه کمک راهنمای عزیز و مهربان مابود. بسیار لذت بردم از خواندن نامه های شما. امید آن دارم جواب سپاسگزاری از کمک راهنمای خود را دریافت نمایید.
ایرج ورمزیار جمعه 15 اردیبهشت 1396 19:38
خواهران گرامی...پاداش انسانهای سپاسگزاربارش بی انتهای رحمت الهی درتمامی سطوح زندگی میباشدواین وعده خداوندمهربان است...همواره پیروزباشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: