برداشت از سی دی عقاید بازدارنده ذهن
دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت 13:19 | نوشته ‌شده به دست همسفر صالحی | ( نظرات )
دیدنِ با دانایی ، جنسی از آرامش و امنیت دارد ، با آموختن ، رفتار مسافرم ، فرزندانم و دیگران برایم متفاوت شد ، گویی کلید شهر دانایی  ، سخت ترین قفلها را باز می‌کند و دیگر بدی های دیگران را نمی‌بینی و آنقدر خوبی ها را می‌بینی که کمی و کاستی های اشخاص به چشمت نمی‌آید ، و این یعنی بینایی!
یا محیط

برای پیدا شدن ،بوجود آمدن و خلق شدن اولین قدم یک تفکر و اندیشه است. به عبارتی همه چیز اول مثل صفحه سفید نقاشی است ، هم زشت و هم زیبا ، هم خوب وبد پدیدار میگردد.
از راهنمایم آموختم که هر حرکتِ من از تفکر آغاز می‌گردد و به تفکر منتهی می‌گردد. استادامین دژاکام در این سی دی به پذیرش موضوع نماز و روزه در مدت زمان ده سال اشاره می‌کنند، تغییر باورغلط زمان می‌برد ، زمانی که با تحقیق و تجربه همراه باشد. و این یعنی انگشت گذاشتن بر همان صفحه سفید نقاشی ، که آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: وقتی صفحه ای سیاه باشد نمی‌شود و نمیتوان بر روی آن تصویری بوجود آورد . باید باورهای سیاه و تاریک پاک شوند، تا دوباره بتوان خلقی تازه از یک نقاشی بر روی صفحه سفید پدید آورد. 

راهنمایم این مثال را اینگونه بیان می‌کنند؛ آیا میتوان در یک ظرف که غذای سوخته و ته دیگ گرفته، در آن مانده  و شستشو نشده باشد،  غذایی دیگر را پخت؟!حاصل آن غذا چه می‌شود؟!

خیلی از ناله های من برای نشدن ها در زندگی ام بر همین اشتباه بنیان شده بود، که چرا درست نمی‌شود؟چرا هر چه تلاش می‌کنم به جایی نمیرسم؟! همان انتظار بافتن فرش سفید با پشم سیاه!

قبل از ورود به بستر کنگره 60 که دانشگاهی عظیم است ، تفکرات من در جهت افراط و تفریط بود. تفکرات غلط از برداشت نماز و روزه ، نوع پوشش و حجاب ظاهری، اطاعت کوکورانه و ندانستن اصل و ریشه خیلی چیزها، ندانستن مفهوم و درک بهشت و جهنم ، و اینکه اصلاً موضوعی به نام اختیار را درک نکرده بودم ، و به درک معنای قرآن و احکام نرسیده بودم ، و نمی‌دانستم معنای این آیه از کتاب آسمانی چیست؟ در دین هیچ اکراه و اجباری نیست! و معنای امر به معروف و نهی از منکر برایم وارونه جلوه می‌داد.!

سه سال طول کشید تازه از خواب گران بیدار شوم ، که چه خبر است ، چهارسال آموزش مستقیم را پذیرفتم و حرکت کردم ، تا اندکی بیداری را حس کنم! تازه و البته از همه مهّمتر تاریکی و زشتی درون خود را دیدم و پذیرفتم ، میکرب را به نوعی در درونم کشف کردم و روزگاری که راهنمایم فرمودند: به اژدهای درونت غذا نده ، ! فهمیدم چه خبر است. صفحه سیاهی در دستم بود که نمیشد با در دست داشتن بهترین مداد رنگی ها روی آن نقاشی کرد!
وقتی سی دی را گوش دادم و نوشتم و بارها خواندم ، تازه و دوباره  داستان درونم را دیدم و آموزشهای این سالهای راهنمایم برایم مرور شد و دیدم چه انتخاب درستی بود که راهنمایم مرا برای کنفرانس این سی دی انتخاب کرده است ، من با داشتن تفکر و اندیشه غلط در باره همه چیز فکر می‌کردم ، اصلاً  به تغییر افکار دیگران توجّه نداشتم ، اگر اعمالی از فردی در گذشته سرزده بود به آن نگاه می‌کردم ، قضاوت میکردم و حکم می‌دادم ، اگر فردی در مورد اشتباهات من می‌گفت ، نمی‌خواستم باور کنم ، و ناتوانی خود را ببینم و در عین بی طرفی تجربه کنم  و بررسی کنم آیا این کار درست است یا غلط؟
پافشاری بر باورغلط و معرکه گیری گویی شغل من شده بود.

اختیار و انتخاب در شخص مقابل برایم معنا نداشت ، بطور مثال فلان فرد از اعضای خانواده باید نمازی تمام و کمال بخواند! چرا اینطور رکوع یا سجده کردی ؟! گویی نماز آن فرد دیکته ای بود که من باید تصحیح می‌کردم!  اصل ایستادن رو بسوی خدا و قبله را نمی‌دیدم ، و نمی‌گذاشتم ، شخص خودش تجربه کند ، تجربه ی غلط و صحیح بودن در آداب نماز را از خودِ شخص گرفته بودم ، و اختیاری که از رحمت و نعمت الهی باید بهره برداری می‌کرد از او سلب کردم  و روزی فرا رسید  که از ایستادن روبسوی خداوند هم زده شد تا چه برسد به انجام آداب و احکام!
اختیاری که شیطان محترم می‌شمرد من نادیده گرفتم ، شیطان  هم  دعوت می‌کرد ، انتخاب با انسان بود. اما من گویی ماموری بدتر از شیطان بودم که  نوع پوشش یا نماز را که مانند جامهای شیرینِ عسل شفابخش بودند تبدیل به زهر کنم! 
روزی رسید که از خود پرسیدم ؛ تو که خود را کامل و خوب میپنداری ، پس چرا زندگی ات سراسر اشتباه است؟ چرا بن بست؟ چرا اعتیاد؟ چرا همیشه اضطراب و نگرانی؟ چرا یکسره غرزدن به زمین و زمان و معرکه گیری؟ من به خیال خود فرمانبردار خدایم بود ، نماز می‌خواندم ، روزه می‌گرفتم، قرآن می‌خواندم ، زنی محجبه بودم ، پس چرا و چرا؟! و چه سخت است فرمانبرداری در تاریکی باورهای غلط!
مگر می‌شود با خدا بود ، اما آرامش نداشت! بعد با اینحال چرتکه حساب و کتاب بهشت رفتن خودم و جهنم رفتن دیگران را در دست می‌گرفتم ، و مثلاً مواظب خودم بودم جهنم نروم!
وای بر من که در جهنم بودم و نمی‌دانستم و میخواستم با حرکت در نادانی قطعه هایی از جهنم را به وجود و درون دیگران به نام بهشت وارد کنم!

هر تفکر غلط ، یک سیاهی ، پشتِ خود دارد و هر سیاهی ، یک پشتوانه ی عظیم را برای خود تهیه دیده است ، و آن پشتوانه ، نابینا شدن و ندیدن آن تاریکی است ! من فرد ترسویی بودم که شهامت دیدنِ ناتوانی ، نادانی و تاریکی خود را نداشتم.
روزگاری بزرگواری را از ظاهرشان محّک زدم ، بعدها که از نزدیک با ایشان آشنا شدم ، و از پوشش یک زن صحبت کردیم ، سخنی به من گفتند ، این بود که :   می‌دانم یک قطعه از پازل زندگی ام که حجاب است سر جایش نیست ، شاید بعدها به این نتیجه برسم ،  آن را سر جایش قرار ‌دهم .
 دیدم انتخاب چه زیباست ، و قطعه های گمشده  پازل هرشخصی باید به دست خودش در جایش قرار بگیرد ! من مسئولِ چیدمان پازل زندگی هیچ انسانی نیستم . و به معنای ذرة المثقال در اعمال رسیدم ، که خداوند همه ی اعمال را در نظر میگیرد و این نیست که اگر قطعه ای از پازل زندگی فردی سرجایش نبود ، پس بقیه  چیدمان درست،  قابل قبول نباشد. و هر انسانی مسئول اعمال خود است.

آقای امین در همین سی دی می‌فرمایند: با احترام میگوییم این کار را انجام بده ،  ، اگر انجام داد خوشحال می‌شویم ، اگر انجام نداد ، به ما ارتباطی ندارد، کسی انجام دهد خودش از آن رحمت الهی برخوردار و بهره مند می‌شود ، و اگر ما زور نگوییم احتیاح نیست از اختیار خود دفاع کند و مقاومت کند ، بعد تخریب ایجاد کنیم و آن زمان فرا برسد که از آن خیر الهی بگذرد. 

راهنمایم همیشه ما را دانشجو خطاب می‌کردند و کنگره را دانشگاه ، دانشجو باید در پی دانش باشد و تلاش کند ، از راهنما و از بستر کنگره استفاده کند و مسئول آموزش خود باشد.

در علم و دانش ، در دین الهی هیچ اکراه و اجباری نیست ! من در کنگره به مفهوم کلام خدایم رسیدم، دانستم نماز چیست ، روزه چیست ، انتخاب چیست ، دیدن نادانی یعنی چه و بخدا پناه بردن از جهل و نادانی خود  یعنی چه !

دیدنِ با دانایی ، جنسی از آرامش و امنیت دارد ، با آموختن ، رفتار مسافرم ، فرزندانم و دیگران برایم متفاوت شد ، گویی کلید شهر دانایی  ، سخت ترین قفلها را باز می‌کند و دیگر بدی های دیگران را نمی‌بینی و آنقدر خوبی ها را می‌بینی که کمی و کاستی های اشخاص به چشمت نمی‌آید ، و این یعنی بینایی !

اگر فردی نماز میخواند و روزه میگرفت ، بدون توجه به دیگر اعمالشان من بهشت و جهنم برایشان می‌نوشتم ، و برعکس این هم هست که کسانی هم هستند که اگر  عمل زشتی از فردی می‌بینند ، اگر نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند ، به پای دین می‌گذارند. در سی دی عقاید بازدارنده ذهن  از تجربه و تاثیر مستقیم آن در مورد عبادات گفته می‌شود و اینکه نتیجه را بررسی کنیم ، و اینکه روش تدریجی dst را هرکس باید با میل خودش تجربه کند و به درمان برسد ، چه در اعتیاد و یا در بازسازی جسم و روان و در هر درمانی مثل درمان سیگار و موارد دیگر ، و خودش دوست داشته باشد، چون اختیار دارد و اینگونه است که می‌تواند بهترین  نتیجه ی  خودش را بگیرد.

خداوندا شکرگزاری و قدردانی از انسانهای بزرگی چون بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و استادجهان بینی آقای امین را به من بیاموز و نگهدار آنان باش.
از راهنمایم نشان راهم ، که آینه را بدست من داد و به من آموخت غبار آینه را پاک کنم تا سیاهی های خود را ببینم و از دیدن آنها به ترسی نگهدارنده برسم و به تکاپویی بیفتم تا حرکت کنم و توانایی‌های خود را هم ببینم و حرکتی در جهت ارزشها داشته باشم، تشکر می‌کنم و همیشه دعاگویشان هستم.

خدایا برای بستر آموزش های الهی کنگره شکرشکرشکر

نگارنده: همسفر بیرانوند
تهیه و تنظیم: همسفر لیلا و صالحی
عکاس: همسفر فریده
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمیرا جمعه 19 خرداد 1396 14:42
خانم بیرانوند عزیز، چقدر عالی در خود عمیق شدید و عقایدتان را ریشه یابی کردید، امیدوارم همه ما بتوانیم با غور در خود، ریشه تمامی عقاید و باورهایی که مسیر تعالی مان را سد کرده اند را بیابیم.
با تشکر از وبلاگنویسان محترم
فاطمه صالحی پنجشنبه 18 خرداد 1396 14:29
خانم فاطمه عزیز بابت این همه تغییر، بیداری، آگاهی، هوشیاری و این حس سپاسگزاری به شما تبریک میگویم، از خداوند رسیدن به روشنایی وسیع را برای شما خواستارم
مریم نظری پنجشنبه 18 خرداد 1396 12:13
خدا قوت خواهر خوبم واقعا عااالی بود.از خواندن سطر سطر نوشته هایت لذت بردم و تحسینت کردم.
خداوند به قلم زیبایت خیر و برکت ببخشد.
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
همسفر سکینه پنجشنبه 18 خرداد 1396 03:29
خواهر عزیزم،مثل همیشه برداشتهایتان عالی ،پربارو پر از احساس و آگاهی بود،واقعا لذت بردم،ان شالله همه بتوانیم قطعه های پازل گمشده خود را به درستی پیدا کنیم و راهمان را تشخیص بدهیم و حرکت کنیم.خدا قوت به وبلاگ نویسان ،وخانم فریده.
فاطمه الیاسی چهارشنبه 17 خرداد 1396 21:30
خواهر عزیزم مثل همیشه عالی وپر بار بود خداوند به قلم وآگاهی ودانشت برکت بدهد وان شاءالله که به خواسته درونیت برسی وبا تشکر از عزیزانی که در وبلاگ زحمت می کشند.
همسفرنجمه چهارشنبه 17 خرداد 1396 03:16
خانم بیرانوندعزیزبسیارلذت بردم واستفاده کردم وخوشابحالتان،که حرکت کردین همراه باتلاش وتجربه وآموزش های ناب کنگره وتوانستیدازتاریکی های درون تون رهاشویدوبه این حال خوش برسیدالتماس دعاکه من هم بتوانم حرکتی درست همراه باتفکرداشته باشم،خانم لیلا وخانم فاطمه خداقوت
سهراب خراسانی چهارشنبه 17 خرداد 1396 00:35
خدا قوت سرکار خانم بیرانوند
بسیار عالی و زیبا بیان کردید و موضوعی را انتخاب کردید که بسیار بجا و مثمر ثمر بود
امیدوارم همیشه موفق و موید باشید و در پناه حق
الهام قدیری سه شنبه 16 خرداد 1396 22:06
فاطمه عزیزم ؛ بسیار عااالی بود . خداوند به اگاهی و قلمتان برکت دهد . همیشه در کنار شما بودن برایم پر از اموزش بوده است . امیدوارم به جایگاه کمک راهنمایی برسید
خداقوت
راهنمای عزیزم سپاس از زحمات شما
گروه وبلاگ خداقوت
فرحناز سه شنبه 16 خرداد 1396 18:34
فاطمه عزیز وگرامی بسیار نافذ وپر بارمسائل را شکافتید به زیبایی احساستان رابیان فرمودید وبسیار قلم شیوایی دارید خدا را شاکر هستم بابت وجود شما در شعبه شاداباد امیدوارم روز به روز ببشتر و ببشتر بدرخشید وسپاس بابت زحماتی که در وبلاگمیکشید
همسفر سولماز فداکار سه شنبه 16 خرداد 1396 15:03
خدمتگزاران عزیز، انشالله همیشه پایدار باشید
سه شنبه 16 خرداد 1396 15:01
خانم بیرانوند عزیز و مهربان، همیشه نوشته هایتان را با جان و دل میخوانم و بی شک میگویم که برایم بسیار تامل برانگیز است و باید بارها خوانده شود تا بتوان برداشت مناسبی از آن کرد.هزاران احسنت و آفرین بر این توانایی تان و خوشا به سعادتتان که چنین رهجوی فرمانبرداری هستید و از آن لذت میبرید.برایتان قبولی در آزمون کمک راهنمایی را همیشه از خداوند منان خواستارم و میدانم لژیونی پربار در انتظار ، عشق بلاعوض شماست
همسفر حمیده سه شنبه 16 خرداد 1396 14:26
خانم بیرانوند عزیز
تاثیر قلم شما بسیار زیاد است و من از نوشتارهای شما بسیار لذت می برم
خداقوت به شما و عزیزان خدمتگزار وبلاگ
سمیه سه شنبه 16 خرداد 1396 11:59
خواهر خوبم بسیار زیبا نوشتید و پر از نکات آموزنده.قلم زیبای شما نشان از بیداری وآگاهی در تفکر واندیشه شماست خدا قوت وسپاس.وسپاس از راهنمای خوبمان خانم صبا که با آموزش ها ی خوبشان راهگشای ما شدند‌خدمتگزاران وبلاگ خدا قوت.
مجتبی سه شنبه 16 خرداد 1396 11:16
خداقوت
مرضیه رهجوی خانم نسیم سه شنبه 16 خرداد 1396 10:28
خانم فاطمه ی عزیز بسیار آموزنده بود و زیبا خداوند به علم و آگاهی و قلمت برکت دهد
انشالله این آموزش های نابی که گرفته اید با رسیدن به درجه کمک راهنمایی و انتقال آن ها به رهجویانتان پربرکت تر شود و برایتان بهترین ها و خیرترین ها را از خداوند متعال خواستارم
انشالله در مسیر تزکیه و پالایش هر روز به درجات بالاتری برسید
وبلاگ نویسان عزیز اجرتان آرامش
همسفر شمسیان سه شنبه 16 خرداد 1396 01:33
خواهر خوبم ، خانم فاطمه عزیز ، نوشته هایت را بارها خواندم ، برای هر بندش جای بسی تأمل دارد . برای تحسینت واژه ای یافت نمی کنم. نوشتارهایت حتی در نظرات آموزنده است . خداوند به قلمت برکت دهد تا برای بیداری من بر روی این اوراق سفید بلغزد و مطالب زیبا بیافریند . پیروز باشی .
خدا قوت خدمت عزیزان در وبلاگ
همسفر صفورا سه شنبه 16 خرداد 1396 01:06
سرکار خانم بیرام وند خواهر عزیزم.مطلبتان مثل همیشه عالی آموزنده بود بسیار لذت بردم امیدوارم خداوند به قلمتان برکت بدهد وهمیشه خوش بدرخشید
زهره دوشنبه 15 خرداد 1396 23:32
باسلام خواهر عزیزم خیلی عالی بود وجواب خیلی از سوالهایم بود ممنونم.خداقوت به وبلاگ نویسان وعکاس
فریدون جنابی دوشنبه 15 خرداد 1396 23:01
بااحترام...قلم توانایی در دستان شماست قدر آنرا بشتر بدانید ...یاعلی
رویا دوشنبه 15 خرداد 1396 20:04
خانم بیرانوند عزیزم آفرین بر قلم زیبای شما واندیشه پاک شما.
به خانم صبای نازنینم تبریک می گویم برای پرورش همچین رهجویی فرمانبردار و آموزش پذیر.
خوشحالم و خداوند را سپاس می گویم که این موهبت نصیب من شده تا در وبلاگ شادآباد در کنار شما خدمت کنم و آموزش بگیرم.
خداقوت به خدمتگزاران وبلاگ.
نسرین دوشنبه 15 خرداد 1396 18:24
خانم فاطمه عزیز مطالب زیبایتان دوباره به دل نشست وازخواندن آنها لذت بردم,مروری کوتاهی به گذشته انداختم تادوباره با عمق جان این سی دی رو گوش دهم وبه توصیه های که دراین سی دی بیان میشود تکرار نمایم تا غفلت بار دیگر سوراخم نیاید. خواهر گلم اززحماتی که درسایت میکشید کمال تشکر رادارم وبه خانم صباءعزیز بابت داشتن رهجوهای نمونه تبریک عرض میکنم, ان شاءا... خانم فاطمه عزیز گرفتن شال نارنجی امسال نصیبتان گردد تابتوانید آموزشهای زیبایتان رابه عزیزانی که درتاریکی به سر می برند انتقال دهید. عزیزان گروه وبلاک صدآفرین
نسرین دوشنبه 15 خرداد 1396 18:23
خانم فاطمه عزیز مطالب زیبایتان دوباره به دل نشست وازخواندن آنها لذت بردم,مروری کوتاهی به گذشته انداختم تادوباره با عمق جان این سی دی رو گوش دهم وبه توصیه های که دراین سی دی بیان میشود تکرار نمایم تا غفلت بار دیگر سوراخم نیاید. خواهر گلم اززحماتی که درسایت میکشید کمال تشکر رادارم وبه خانم صباءعزیز بابت داشتن رهجوهای نمونه تبریک عرض میکنم, ان شاءا... خانم فاطمه عزیز گرفتن شال نارنجی امسال نصیبتان گردد تابتوانید آموزشهای زیبایتان رابه عزیزانی که درتاریکی به سر می برند انتقال دهید. عزیزان گروه وبلاک صدآفرین
لیلا محمدلو دوشنبه 15 خرداد 1396 18:07
خداقوت خانم بیرانوند عزیز سپاس بابت نوشته ی بسیار زیبا و آموزندهتان، تحت تاثیر قرار گرفتم خداوند به قلم و آگاهیتان برکت بدهد.
خدا قوت خانم لیلا و فاطمه عزیز اجرتان پاداش الهی
ایرج ورمزیار دوشنبه 15 خرداد 1396 15:56
خواهرگرامی سرکارخانم بیرانوند... مثل همیشه قلم زیبای شمانشان ازادراکات پاک واحساسات عقلانی است که برگرفته ازاموزشهای ناب کنگره است بسیار بسیار از مطالبی که عنوان نمودید استفاده نمودم وخداوندراشاکرم که خدمتگزارانی شایسته مثل شماخواهرگرامی درکنگره وجوددارند وماازتفکرات انسانی و سرشارازمعنویتشان بهره میبریم وبابت تمامی زحماتی که دروبلاگ نمایندگی متحمل میشوید ازشماسپاسگزارم ...من الله توفیق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: