احیا با کلمات الهی
سه شنبه 20 تیر 1396 ساعت 20:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
در این لحظه بود که ، خدای خود را شکر کردم و برای تمامی کسانی که در بند اعتیاد گرفتار هستند ، دعا کردم و راه روشنایی را برایشان آرزو کردم . 
تصمیم گرفتم با حضورِ بیشتر  و پررنگ تر  در کنگره با آموزش به آرامشِ بیشتری دست یابم.

بسم الله النور 
خداوند کریم را شاکرم که در تقدیر ما قرار گرفتن در مسیر آموزشهای کنگره را قرار داد ، که این خود بزرگترینِ رزقِ خداوند برای ماست.
به یاد می‌آورم سه سال پیش که به کنگره آمدم اصلاً  فکر  نمی‌کردم مسافرم به کنگره بیاید، امّا در هنگامِ دعا در آخر جلسات، آرزوی من حضورِ ایشان در کنگره بود و این درخواست موردِ استجابتِ خداوند قرار گرفت و مسافرم سفرش را در این مکان مقدس آغاز کرد. این سفر نه تنها برای مسافرم بود، بلکه برای من هم سفر باارزشی بود.
سفر و حرکتی از عمق تاریکی به سمتِ نور و روشنایی، از نادانی به سمتِ آگاهی. 

در این مکان از وجودم آگاه شدم، با حس هایم آشناتر شدم ، متوجّه شدم چه کسی هستم و چه باید بکنم ،و در این مکان به قوّه ی تشخیص رسیدم.

در صبح روز جمعه 9 تیرماه ما به پارک طالقانی رفتیم برای امضای رهاییِ مسافرم به دست پرتوان ِ مهندس دژاکام، بسیار خوشحال بودم ، چهره ی پرمحبت ِمهندس ، شیرینی این رهایی را برایمان دو چندان کرده بود.
در آن روز با رهایی مسافرم احساس کردم من هم رها شدم از یکسری ضدارزشهایی  که تا قبل از ورود به کنگره به این دقت و موشکافانه ، بر روی آنها شناختی نداشتم. 
امیدوارم در سفر دوم گام‌های بلندتری در جهت تغییراتِ مثبت برداریم و در آینده خدمتگزارانِ خوب و توانایی باشیم، 

و در پایان سپاس  فراوان از راهنمای مسافرم و راهنمای خوبِ خودم ، که شیرینی این رهایی را مدیونِ آموزش‌ها و محبت‌های این بزرگواران هستیم ، و در رأس از آقای مهندس عزیز و خانواده  بزرگوارشان و استاد جهان بینی آقای امین دژاکام سپاسگزارم که در واقع ما مردگانی بودیم که با این کلماتِ الهی احیا شدیم.

نگارنده : خانم فاطمه فتحی، لژیون راهنما خانم سمیه


سلام شیما هستم یک همسفر 
امروز می‌خواهم از حس و حالم در لحظه ی رهایی بگویم . به ما گفتند روز جمعه در پارک طالقانی قرار است به دست آقای مهندس ، مجوّز آزادی و رهایی امان را بگیریم. لازم به ذکر است ما دو همسفر بودیم، من خیلی خوشحال بودم و با ذوق و شوق صبح زود بیدار شدم و با مسافرم و همسفر دیگر راهی پارک شدیم. 
لحظه ی رهایی فرا رسید مسافرم تماس گرفت بهمراهِ راهنمایم و دوستان نزد آقای مهندس برویم.
خیلی ذوق داشتم اولین بار بود که آقای مهندس را می‌دیدم و حس عجیبی بود ، پر از انرژی. وقتی آقای مهندس را دیدم آنقدر انرژی گرفتم، به نظرِ من آنجا پر از انرژی های مثبت بود ، که آنموقع یکی از مهمترین و قشنگ ترین  و زیباترین لحظه ی  زندگیم بود. بعد آن روز قرار شد ،چهارشنبه  14 تیر نیز برای گرفتنِ گل رهایی به آکادمی برویم.

آن روز فرا رسید، ما دو همسفر به آکادمی رفتیم ، حس بسیار خوبی بود. از همه ی شهرها آمده بودند. به  صحبتهای آقای مهندس گوش دادم ، و مثل همیشه سخنانشان پرمعنی  و با محتوا بودند. 
وقتی بالا رفتیم  من کمی هول شدم ، از انرژی که در آنجا موج میزد توانستم از آقای مهندس و خانواده ی محترمشان تشکر کنم ، و از راهنمای عزیزم و راهنمای مسافرم تشکر کردم. 

در این لحظه بود که ، خدای خود را شکر کردم و برای تمامی کسانی که در بند اعتیاد گرفتار هستند ، دعا کردم و راه روشنایی را برایشان آرزو کردم . 
تصمیم گرفتم با حضورِ بیشتر  و پررنگ تر  در کنگره با آموزش به آرامشِ بیشتری دست یابم.

راهنمای خوبم خیلی از شما ممنون هستم. و خواهر لژیونی های مهربانم از صمیم قلب و از تهِ دل آرزو می‌کنم، که شما هم این حسی را که من داشتم تجربه کنید. 

نگارنده: خانم شیما رهجوی راهنما خانم عبدی

تنظیم: همسفر رویا همسفر بیرانوند
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
لیلا محمدلو یکشنبه 25 تیر 1396 12:12
خداقوت و تبریک خدمت شما بزرگواران
مریم نظری شنبه 24 تیر 1396 17:23
تبریک و خدا قوت خدمت همگی شما عزیزان
همسفر سکینه شنبه 24 تیر 1396 01:51
رهایی تان میمون و مبارک.خدا قوت.
همسفر مرضیه جمعه 23 تیر 1396 14:57
عرض تبریک خدمت راهنمایان، مسافران و همسفران عزیز
رهایی تان مستدام
همسفرمعصومه عبدی پنجشنبه 22 تیر 1396 07:35
عرض تبریک و خداقوت خدمت کمک راهنمایان محترم.عزیزان این رهایی به کامتان شیرین باد.
همسفرمعصومه عبدی پنجشنبه 22 تیر 1396 07:30
عرض تبریک و خداقوت خدمت کمک راهنمایان محترم.عزیزان این رهایی به کامتان شیرین باد.
مسافررضاجدیدی چهارشنبه 21 تیر 1396 16:31
خواهر ارجمند،تبریک و شاد باش فراوان بخاطر این رهایی انشاالله جایگاههای بالاتر
نسرین چهارشنبه 21 تیر 1396 07:14
خواهران خوبم این رهایی زیبا گوارای وجودتان. برایتان آرزوی بهترینها رادارم. کمک راهنمایان بزرگوار اجرتان پاداش الهی
همسفر معصومه چهارشنبه 21 تیر 1396 02:08
سلام و خداقوت، خیلی خیلی تبریک میگم فاطمه عزیز رهایی مسافرت رو. انشاءالله شال کمک راهنمایی.
وهمینطور به راهنمای عزیزم.
مسافر مجید نامداری چهارشنبه 21 تیر 1396 00:21
خدا قوت . تبریک بابت رهایی به اقا جعفر و راهنمای محترمشان.و به همسفران و راهنمای همسفران تبریک عرض می کنم.
سهراب خراسانی سه شنبه 20 تیر 1396 23:32
تبریک به آقا جعفر و شما همسفران گرامی و کمک راهنمای شما
امیدوارم با شال کمک راهنمایی بتوانید در بهبود حال همسفران کوشا باشید.
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، موفق باشید
خانم فاطمه لژیون خانم سمیرا سه شنبه 20 تیر 1396 23:30
خواهر عزیزم خوشحالم که شاهد رهایی شما هستم انشالله که رهاییتان مستدام
همسفر فروغ سه شنبه 20 تیر 1396 23:25
خداقوت خواهر عزیزم تبریک به خاطر این رهایی باارزش این شیرینی گوارای وجودتان. مقاله خوبی بود
فریدون جنابی سه شنبه 20 تیر 1396 22:04
بااحترام...مبارک باشد این رهایی ...یاعلی
ایرج ورمزیار سه شنبه 20 تیر 1396 21:32
خواهرگرامی... خداقوت بسیارعالی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: