دوران عاشقی
چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 10:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر فریده | ( نظرات )
زمان گذشت تا یک روز خانم آزاده عزیز، در لژیون از بچه‌ها پرسیدند: کدام‌یک از شما می‌توانید با اطمینان بگویید؛ که فقط به خاطر عشق و محبت در این زندگی مانده‌اید؟

یادم می‌آید من هم جزو کسانی بودم؛ که دستم را به نشانه تأیید بلند کردم و در ادامه با چند سؤال و جواب و توضیحات راهنمای خوبم متوجه شدم، سولماز در این سال‌ها فقط به خاطر عشق نمانده، بلکه این خود یک معامله‌گری بوده نه یک عشق بلاعوض.


به نام خداوند مهربان

وقتی خوب به گذشته فکر می‌کنم، یادم می‌آید سال‌ها پیش دقیقاً زمانی؛ که با همسرم در حال تصمیم‌گیری برای ازدواج بودیم، من به او می‌گفتم: نگران نباش، من همیشه عاشقت خواهم بود و در تمام سختی‌ها  و مشکلات کنارت می‌مانم و می‌دانم ممکن است در راه زندگی‌مان هزاران اتفاق و مشکل پیش بیاید؛ که انتظارش را نداشته باشیم  ؛ ولی اینها امتحان الهی است  و نباید کم بیاوریم. من با تو هستم تا آخر راه و از هیچ‌چیز واهمه ندارم.

 آری من آن موقع شاید به بدترین مشکلی؛ که فکر می‌کردم بی‌پولی و فقر مالی بود و حتی یک درصد هم فکر نمی‌کردم؛ که این امتحان اعتیاد باشد! اعتیاد، سخت‌ترین تاریکی دنیا، روزهای پر از رنج، روزهای پر از فقر و نداری، روزهای پر از ترس و ناامیدی و... را در طول این سال‌ها؛ که باهم گذراندیم را، برایمان رقم زد؛ تا به لطف ایزد منان با کنگره آشنا شدیم و جالب اینکه من در این مدت فکر می‌کردم چقدر من حیف شدم! جایگاهم بالاتر از این حرف‌هاست! چقدر من مظلوم هستم! و دائم به همسرم می‌گفتم: من به خاطر تو ماندم و سرش منت می‌گذاشتم.

 زمان گذشت تا یک روز خانم آزاده عزیز در لژیون از بچه‌ها پرسیدند: کدام‌یک از شما می‌توانید با اطمینان بگویید؛ که فقط به خاطر عشق و محبت در این زندگی مانده‌اید؟ یادم می‌آید من هم جزو کسانی بودم؛ که دستم را به نشانه تأیید بلند کردم و در ادامه با چند سؤال و جواب و توضیحات راهنمای خوبم متوجه شدم، سولماز در این سال‌ها فقط به خاطر عشق نمانده، بلکه این خود یک معامله‌گری بوده نه یک عشق بلاعوض. 

 این اتفاق، تلنگری شد برای من تا دست‌بردارم از احساس قربانی بودن؛ زیرا من در زندگی‌ام در ظاهر دائم از نیازهایم می‌گذشتم  و خود را فراموش کرده بودم؛ ولی در درونم غوغا بود، طوفانی از جنس خشم و کینه و نفرت ... و این بار سعی کردم خودم را جور دیگری ببینم تا عیب  و نقص‌ها، ضد ارزش‌ها و تاریکی‌های وجودم را از نزدیک مشاهده و آن را لمس کنم و از خداوند خواستم تا کمکم کند؛ که آموزش پذیر شوم و با بالا بردن آگاهی‌هایم خود را بشناسم و اگر در این زندگی هستم، به معنای واقعی باشم، یک حضور به‌تمام‌معنا.

 و اینک می‌توانم بگویم بهترین دریافتم از عشق و محبت این بود؛ که یاد گرفتم شکرگزار باشم، برای تمام داشته‌ها و نداشته هایم و بالواقع دیدم چقدر این‌گونه زندگی زیباتر است.

خداوندا می‌خواهم به حرمت این دستور جلسه مقدس، از تو طلب کنم تا بیش‌ازپیش یاری‌ام کنی تا بتوانم به تمام انسان‌ها و در رأس آن مسافر عزیزم و پسر نازنینم؛ که نزدیک‌ترین افراد زندگی‌ام هستند، عشق بورزم، عشقی  ؛ که خالصانه باشد، نه از روی ترس  و اجبار و بی‌آگاهی.

 ای نیروی مطلق! یاری‌ام کن با هر قدمی؛ که برمی‌دارم، به سمت عشق واقعی، گذشتن از خویش، خدمت به خلق خدا و انسان بودن به‌تمام‌معنا، نزدیک و نزدیک‌تر شوم و با به تعادل رساندن خط عقل، عشق، ایمان و خمر، آنقدر توانمند شوم؛ که تمام سختی‌ها و رنج‌های این مسیر را بدون هیچ شکوه‌ای پذیرا باشم تا باشد قدری به پیمانی؛ که با تو (خداوند مهربان) بسته‌ام وفادار شوم و بعد از ترک این جهان، بازهم باافتخار روزی به همین نقطه؛ که انشعاب یافته‌ایم بازگردم.

 

نگارنده: همسفر سولماز از لژیون خانم آزاده


 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه یکشنبه 19 شهریور 1396 10:47
خانم سولماز بسیار زیبا از حال دلت گفتی.با صبوری و عشقی که داری هر لحظه بیشتر به عشق نزدیک میشوی.
معصومه همسفرمسعود شنبه 18 شهریور 1396 05:48
خانم سولماز عزیز از دلنوشته تان فقط امید و روشنایی میبارد به امید رهایتان .خدا قوت به گروه وبلاگ
همسفر حوریه جمعه 17 شهریور 1396 21:55
خانم سولماز عزیز بسیار عالی بود.
فروغ از لژیون چهاردهم چهارشنبه 15 شهریور 1396 20:56
خانم سولماز خسته نباشید و خداوند پشت و پناه شما باشد
حمید چهارشنبه 15 شهریور 1396 14:37
خداقوت سرکار خانم سولماز عالی بود. به امید آنکه همه ما بتوانیم وادی چهاردهم را درک کنیم و در زندگیمان کاربردی کنیم و در آرامش و با محبت زندگی کنیم.
حمید چهارشنبه 15 شهریور 1396 14:35
خداقوت بسیار آموزنده بود به امید رهایی مسافرتان
همسفر زهرا چهارشنبه 15 شهریور 1396 13:03
خدا قوت در پناه حق موفق باشید
ایرج ورمزیار(21) چهارشنبه 15 شهریور 1396 12:14
خواهرکرامی خسته نباشید بسیارعالی بود... اندکی صبرسحرنزدیک است...تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
مریم نظری چهارشنبه 15 شهریور 1396 11:33
خانم سولماز عزیز حق دریا محفوض است و شما همسفر مهربان و عاشق حتما به خواسته های قلبیت می رسی و گل رهایی را از دستان پر مهر آقای مهندس دریافت خواهی کرد.
برای دعای آخرت ، آمین می گویم.
خدا قوت فریده ی عزیزم
سمانه همسفر داود چهارشنبه 15 شهریور 1396 10:57
خانم سولماز عزیزم تبریک بابت این عشق الهی تان و به امید رهایی.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات