ظهور بندگی؛ اولین سال رهایی مسافر افسر نگهبان
شنبه 22 مهر 1396 ساعت 13:01 | نوشته ‌شده به دست مسافر مجتبی اسکندری | ( نظرات )
افسر بخاطر مصرف شیشه توهم وحشتناکی از بدبینی و نفرت نسبت به خودش، خانواده و برادر لژیونیهایش داشت اما به هر حال سفر خودش را شروع کرد و نوساناتی دربین سفر داشت، اما الان میگویم که افسر می تواند برای خیلی از سفر اولیها الگو باشد، او تنهاست و تنها سفر کرد، افسر تمام کارهایش را خودش انجام میدهد، خوش غذا درست میکندف لباس میشوید با این شرایط افسر سفر کرد.


اولین جلسه از دوره شصت و ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60؛ نمایندگی شادآباد 
استاد: آقای ایرج ورمزیار       نگهبان: آقای حسین حسینی     دبیر: آقای احمد
دستور جلسه: ( از فرمانبرداری تا فرماندهی ) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 
در ضمن اولین سال رهایی مسافر افسر نگهبان را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم.


سخنان استاد در مورد دستورجلسه هفتگی؛

سلام  دوستان ایرج هستم یک مسافر؛

در ابتدا من از طرف خودم دورۀ جدید نگهبانی را به آقای سید حسین حسینی و دبیر محترمشان تبریک عرض مینمایم و امیدوارم در راهی که قدم برداشتند موفق باشند.

امروز هم طبق معمول پنج شنبه ها دستور جلسه ی ما دو بخش دارد، اولی دستور جلسه ی هفتگی و دومی جشن تولد اولین سال رهایی افسر عزیز  میباشد.

اما در ابتدا دستور جلسۀ هفتگی در این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی میباشد، یعنی اینکه ابتدا اگر ما می خواهیم به فرماندهی برسیم، بایستی از یک مبدأ حرکت کنیم تا بتوانیم به مقصدمان که فرماندهی است برسیم. خوب بنده خودم یک نظامی بودم و این قضیه را کاملأ درک نمودم، من زمانی که وارد دانشکده شدم از همان روزهای اول آموزشی متوجه شدم بچه هایی که فرمانبردار هستند و با نظم و انضباطند اینها می توانند به درجات بالاتر و فرماندهی برسند، دقیقأ هم همینطور شد آنهایی که گوش به فرمان نبودند در نهایت یا بازداشت شدند و اخراج شدند، اگر یک نگاهی به زندگیهایمان بیندازیم متوجه خواهیم شد که در خانواده هم به همین صورت میباشد و یک سیستم هوشمندی حاکم است، شما ببینید بچه هایی که فرمانبردار هستند و فرامین پدر و مادر را بخوبی انجام میدهند دور از حاشیه هستند، اینها در نهایت به فرماندهی میرسند، اما بچه هایی که سرکش هستند و مرتب از فرامین پدر و مادر فراری هستند اینها هیچ گاه بجایی نمی رسند.

بطور مثال اگر بخواهم عرض کنم خود من که مصرف کننده مواد شدم، بخاطر همین سرکشی ها و نافرمانی ها بود که انجام دادم به تاریکی رسیدم، اما فرایند فرمانبرداری یعنی چه؟ فرمانبرداری یعنی آموزش گرفتن، فرماندهی یعنی خدمت کردن، یعنی شما باید آموزش گرفتن را شروع کنید و وقتی ملکۀ ذهن شد، آن موقع به مرحله ای میرسید که می توانید خدمت کنید، در واقع کسانی که در هر زمینه ای فرمانده می شوند به این معنا نیست که فقط امر و نهی کنند، شاید این بخشی از فرماندهی باشد اما کسی که فرمانده می شود یعنی به نفس مطمئنه رسیده است، به فرمان عقل رسیده و همیشه باید بین فرمانده و فرمانبردار یک فرقی باشد، البته کسی که فرمانده است صرفأ فرمانده مطلق نیست چون فرمانده مطلق خداوند میباشد.

اما در کنگره 60 قضیه چگونه است، در کنگره هم قضیه کاملا به همین روال است، رهجویانی که فرمانبردار هستند و مطالب آموزشی را به خوبی دریافت میکنند و خوب تمرین مینمایند، گوش بفرمان هستند قطعأ به فرماندهی میرسند، فرماندهی آنها خدمت در جایگاههای مختلف میباشد و کسانی که فرمانبردار نیستند مطئنأ به فرماندهی نمیرسند، نه مرزبان میشوند، نه راهنما می شوند، نه نگهبان و نه دبیر می شوند چون در سیستم کائنات این دستمزد داده می شود.

سخنان استاد در مورد تولد؛

اما قسمت دوم دستور جلسه تولد اولین سال رهایی افسر عزیز میباشد.

افسر عزیز حدود دو سال پیش مثل خیلی از کسانی که وارد کنگره می شوند با حال بسیار خرابی به کنگره آمدند و دقیقا کسانی که افسر را میشناسند از سفر اول یادشان هست که با چه تخریبی وارد کنگره شد، علاوه بر تخریب شیشه به دلیل فعالیت ورزش بدنسازی از قرصها و پودرهایی که تقلبی هم هستند استفاده می نمود، اصلا حال و روز خوشی نداشت و بخاطر مصرف شیشه توهم وحشتناکی از بدبینی و نفرت نسبت به خودش، خانواده و برادر لژیونیهایش داشت، اما به هر حال سفر خودش را شروع کرد و نوساناتی در بین سفر داشت، اما الان میگویم که افسر می تواند برای خیلی از سفر اولی ها الگو باشد، او تنهاست و تنها سفر کرد، افسر تمام کارهایش را خودش انجام میدهد، خوش غذا درست میکند، خودش لباس میشوید با این شرایط افسر سفر خوبی کرد.

زمانی که آمد  لژیون من گفت همسفر ندارم، گفتم خودم همسفرت می شوم البته اوایل سفر فقط مادرش بود که به رحمت خدا رفت ولی افسر از تلاش دست برنداشت، واقعا فرمانبردار بود، کسانی که افسر را میشناسند می دانند کسی از او یک حرف زشت و رکیک نشنیده است، واقعا سفر خوبی داشت و پاداشش را هم گرفت و در ادامه در محضر آقای علی رضوانی سیگارش را هم درمان نمود، در حال حاضر از سمت اسلامشهر و شهرک گلستان روزهای جمعه به پارک می آید و ساعت 4:45 دقیقه در پارک طالقانی خدمت می کند و عضو ورزش کشتی و باستانی هم میباشد، تمام کسانی که در کنار افسر هستند از او راضی هستند. من خیلی بوجودش افتخار میکنم و برایش بهترینها را از خداوند منان آرزومندم. 



در ادامه به دوستانی که در این هفته به رهایی رسیدند گل نمادین رهایی اهدا شد. 






اعلام سفر مسافر؛

سلام دوستان افسر هستم یک مسافر، 

تخریب ۱۲سال، آخرین آنتی ایکس قرص وشیشه، روش درمان دی اس تی دارو درمان ot، راهنما ایرج ورمزیار، ورزش باستانی،  رهایی یکسال و بیست روز، در ادامه سفر سیگار انجام دادم، آخرین آنتی ایکس سیگار، داروی درمان آدامس نیکوتین دار خوراکی، بمدت ۱۰ماه، راهنما علی رضوانی، رهایی ۸ماه




آرزوی مسافر؛

من از صمیم قلبم ارزو میکنم تمام سفر اولیها به درمان برسند و این جایگاه را تجربه کنند



سخنان مسافر؛

سلام دوستان افسر هستم یک مسافر

در ابتدا از تمام شما بزرگواران و برادر لژیونیهایم سپاسگزارم واقعا به من لطف دارند، جا دارد از آقای باغستانی تشکر کنم که راهنمای راهنمای بنده هستند خیلی به بنده کمک کردند. از آقای پرویز تشکر مینمایم که راهنمای تغذیه بنده هستند، بسیار به بنده لطف دارند و کمک کردند تا به شرایط مناسب برسم، از راهنمای عزیزم آقا ایرج بزرگوار خیلی تشکر مینمایم واقعا ایشان در حق من بزرگواری کردند، من تا آخر عمر کوچک ایشان هستم، از آقای محمد علی و همسر محترمشان کمال تشکر و قدر دانی را مینمایم که خیلی بمن لطف داشتند و خیلی کمک من در سفر اول بودند.

از آقا ابراهیم تشکر میکنم واقعا ایشان هم به بنده کمک کردند و تمام عزیزان به بنده لطف داشتند، از آقای فراهانی و دیگر دوستان باستانی و دوستان نمایندگی شاد آباد تشکر میکنم که واقعا همسفر خوبی برای من بودند، از ایجنت قبلی و ایجنت فعلی، از گروه مرزبانی و بویژه آقا محمود تشکر میکنم، دوست داشتم اول تشکرهایم را انجام بدهم بعد صحبتهایم را شروع کنم.

میخواهم صحبتی با سفر اولیها داشته باشم من وقتی اولین روز آمدم اینجا دقیقا زیر آلاچیق بودم و سیگار میکشیدم مرزبان آن موقع آقا کیومرث بودند و دائمأ از اتاق مرزبانی بیرون می آمدند و میگفتند اینجا سیگار نکشید ولی گوش من اصلا بدهکار این حرفها نبود ولی الان میفهمم چرا این حرفو میزد و چقدر بمن لطف داشتند، من حال و هوای بیرون کنگره تو سرم بود و کله شق بودم ولی الان بخاطر آموزشهایی که از کنگره دریافت نمودم اگر یک بچه هم در گوشم بزند سرم را هم بلند نمیکنم.
من یک زمانی ورزشکار خوبی بودم و در منطقه فلاح بودم و تا تست قویترین مردان هم رفتم ولی یکدفعه داشتم از جلوی همان باشگاهی که التماسم را میکردند تا بروم تمرین کنم و من را به مسابقات بفرستند تا افتخاری برای باشگاهشان باشد رد میشدم روم نشد بروم داخل باشگاه و خدا را شکر الان شرایط ورزشیم خوبه و حتی برادرام خیلی دوس دارند که من با آنها رفت و آمد کنم اما من دوست دارم تعادل برقرار باشد و اینطوری خودم هم راضی ام.
از تمام عزیزانی که در این تولد شرکت نمودند کمال تشکر را دارم.




مرزبان کشیک: مسافر محمود نوروزی
تهیه گزارش و تایپ: مسافر رضا 
تصویربردار: مسافر مجتبی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهدی صافی (21) یکشنبه 23 مهر 1396 22:19
سلام. برادر عزیزم آقا اَفسر گُل تولدت مبارک.
خدمت راهنمای ارزشمندم، عشق خودم، جناب آقای ورمزیار تبریک و شادباش عرض مینمایم.
وبلاگ نویسان گرامی تشکر.
☆دَرپَناه‌ِحَق‌باشید اِن‌شاءَالله☆
همسفر سمانه لژیون خانم آنی کماندار یکشنبه 23 مهر 1396 19:29
سلام و عرض تبریک خدمت شما کمک راهنمای بزرگوار و به آقای افسر هم تبریک عرض میکنم
سپاس فراوان از کروه خدمتگزاران وبلاگ
ان شالله همیشه موفق و پیروز باشید
سمانه همسفر داود یکشنبه 23 مهر 1396 11:50
الهی هزاران مرتبه شکر تبریک به آقای افسر و آقای ورمزیار دارم ان شاله همیشه موفق و شاد باشن.
فریده یکشنبه 23 مهر 1396 11:13
کمک راهنمای محترم آقای ورمزیار و مسافر محترم آقای افسر تبریک کرا هم پذیرا باشید.
ممنونم از گروه وبلاگ نویس بابت تهیه گزارش و تصاویر بسیار زیبایی که خلق کردند.
خدا قوت
مسافر توحید( 21 ) یکشنبه 23 مهر 1396 09:55
سلام دوستان
اوج لذت حضور در سالروز رهایی برادر بزرگوار لژیونی آدمی هست.
از چنین راهنمای جناب استاد بزرگ ایرج ورمزیار هر لحظه گلی خوش سیما و خوش بو به عمل می اید. چقدر خوشبختم که جایگاه حضور در این جلسه را داشتم. خدایا شکر به این کرامتت که حضور داشتم.
استاد بزرگ شما دل و روح قدسی دارید که شاگردانت از شما درس انسانیت می آموزند و پای در ره عشق میگذارند. استاد بزرگ خداوند به زندگیت برکت عطا نماید. آمین
برادر بزرگوار و بزرگتر اینجانب جناب آقای افسر نگهبان تبریک و عرض شاد باش میگویم.
و به قول همسفر عزیزم دعا میکنم که این رهایی مستدام باشد.خداقوت
نسرین شنبه 22 مهر 1396 21:33
این تولد زیبا روبه آقای ورمزیار وآقای افسر تبریک عرض میکنم وبرایشان آرزوی بهترینها دارم.
عزیزان وبلاگ خداقوت..
مجتبی شنبه 22 مهر 1396 16:07
افسر جان تبریک عرض می کنمک خدمت شما و آرزوی بهترین ها رو برات آرزو می کنم و امیدوارم همیشه موفق و ورزشکار باشی، همچنین عرض تبریک خدمت کمک راهنمای محترم آقا ایرج عزیز
فریدون جنابی شنبه 22 مهر 1396 14:57
بااحترام...بسیار حس خوبی داشتم در سالن نشته بودم و به افسر عزیز و ایرج توانا برای فرماندهی زیبا و محکم و همینطور فرمانپذیری زیباتر .سربلند و پایدار باشید ...یاعلی
علی عربی از شعبه سمنان شنبه 22 مهر 1396 14:04
سلام...
تبریک به اقا افسر و راهنمای ایشان
تبریک به عزیزان برای رهایی
ودر اخر به مجتبی عزیز برای رهایی سیگار و برای گزارش این روز زیبا
علی عربی شنبه 22 مهر 1396 14:03
سلام...
تبریک به اقا افسر و راهنمای ایشان
تبریک به عزیزان برای رهایی
ودر اخر به مجتبی عزیز برای رهایی سیگار و برای گزارش این روز زیبا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: