آن مرد آمد (بخش اول)
پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت 06:03 | نوشته ‌شده به دست مسافر مجتبی اسکندری | ( نظرات )
آری دوستان همه اعضای کنگره به جهت مسافر بودن در کشتی نجات بخشش، آن مرد را کم و بیش می شناسیم، البته دوستانی که سالهاست افتخار بودن در رکابش را دارند بهتر از دیگران می شناسند و شاید برای بنده حقیر با عنایت به سابقه حضور کمی که در کنگره دارم زود باشد اظهار نظری نمایم، ولی چه کنم که این نوشتن به خواست دل است و من انصاف نمیدانم تا در برابر بازگشت به حیات خود، خانواده و نجات از تاریکیها بواسطه او، مهر سکوت بر لب زنم و هیچ نگویم.

 

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

آن مرد آمد(بخش اول)

مدتها بود میخواستم قلم بر دست گیرم و باعنایت به حدیث شریف (لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق) در خصوص مردی که زندگی و حیاتم را مدیون او هستم با شما دوستان سخن از دل بگویم، لیکن به لحاظ عدم توان قلمی و تحصیلات غیر مرتبط با علم نگارش جرأت آنر پیدا نمیکردم و هر بار که میخواستم در این باب چیزی بنویسم ترسی سراسر وجودم را فرا میگرفت قلبم به طپش غیر معمول می افتاد در نهایت منصرف میشدم، تا اینکه امروز دل به دریا زدم و بر اساس آموزشهای دریافتی در کنگره بر ترسم فائق آمدم، قلم بر دست گرفتم و شروع به نگارش نمودم تا شاید بتوانم اقیانوسی از محبت دریافتی ام را باقطره ای کلامی جبران نمایم.

آری دوستان همه اعضای کنگره به جهت مسافر بودن در کشتی نجات بخشش، آن مرد را کم و بیش می شناسیم، البته دوستانی که سالهاست افتخار بودن در رکابش را دارند بهتر از دیگران می شناسند و شاید برای بنده حقیر با عنایت به سابقه حضور کمی که در کنگره دارم زود باشد اظهار نظری نمایم، ولی چه کنم که این نوشتن به خواست دل است و من انصاف نمیدانم تا در برابر بازگشت به حیات خود، خانواده و نجات از تاریکیها بواسطه او، مهر سکوت بر لب زنم و هیچ نگویم.

سخن از شخصیت شگرف این پیر پارسا، سخنور پر آوازه که از تراز بلند بالایان و تکرار ناپذیران میباشد قلبم را به گواه میگیرم که به همین سادگی نیست، جسارت خاصی را میطلبد زیرا ممکن است قادر به ادای حق نباشم که خود قبلا از این بابت از او طلب عفو دارم، او در نظر دهها هزار امثال من، خورشید تابناک و روشن کننده تاریکیهاست، این خیل عظیم منجمدان جهان اعتیاد بواسطه گرمای حیات بخش و نور او توانسته ایم از گذرگاههای سخت، سرمای شصت درجه زیر صفر عبور کنیم تا به دشت سرسبز سلامتی و رهایی برسیم پس در وصف مقام والای او چیزی نمیتوانیم بر زبان یا به نگارش در بیاوریم جز بیتی از حضرت مولانا که لایق اوست و میفرماید:

                               هرآن چیزی که تویی گویی که آنی              به بالاتر نگر بالای آنی

صحبت از مردیست که با وجود مشکلات عدیده خود با نوع نگرش و تفکر جامعه نسبت به بیماران اعتیاد با تعقل و اندیشه جمعیت احیای انسانی را تاسیس نمود تا بتواند انسانهای در بند و ره گم کرده همچون حقیر را احیا نماید تا جان دوباره ای به خود و خانواده ام ببخشد، بنظر من میتوان شرف عرفان را درمان اعتیاد و نجات انسانها از قعر تاریکی و گمراهی نامید، شاخص ترین، شاخص در راه احیا جسم، روان و جهان بینی اعتیاد به جهت نجات و پناه به انسانهای بی پناه و فراموش شده متعلق به اوست، میتوان ادعا نمود و گواه داد که روش درمان ابداعی DST او در وادی اعتیاد، درمان و رهایی انسان از بند افیون بعد از قرنها بی بدیل  و بی مانند میباشد.


با عنایت به کارنامه درخشان، آمار و ارقام درمانشدگان، تربیت و تبدیل گرفتاران اعتیاد به استادانی باعشق و معرفت الهی به حق میتوان شخصیت این آشنای جان جهان را به آسمان روزان بهاران مانند نمود، زیرا گاه زلال و آبی و شفاف است، گاه به سبب ناملایمات روزگار در جهت دستیابی به اهداف عالیه اش، در راه نجات انسانهای در بند اعتیاد، بغض آلود و ابر آگین در رگبار غرنده باران عشق و محبت میباشد، در خصوص عملکرد و پشتکارش، همچنین تلاش خستگی ناپذیرش، اندیشه های نوین و انسان دوستانه اش به جهت نجات غرق شدگان در دریای اعتیاد، باز باید اذعان نمود که قلم عاجز و زبان قاصر است، باز باید به سراغ مولانا رویم تا وصع حال این مرد را بتوانیم بیان نمائیم که میگوید:

                                   به صورت کمترم از نیم ذره                ز روی عشق از عالم فزونم

                                  ز هجرت میکشم بار جهانی                که گویی من جهانی را ستونم 

همه ما میدانیم که او بار جهان اعتیاد را به دوش می کشد تا بتواند عالم بشریت را از این مصیبت خانمان سوز برای همیشه رها سازد و به عبارتی پرونده اش را ببندد زیرا این مردبا صدای خاک، آب، آوازقوها، سکوت کوهها و آهنگ حیات هستی آشناست به جهت بودن در تاریکی و رسیدن به روشنایی، ناله ها و زجه های هم قطاران گرفتار در قعر تاریکی و ظلمات را از فرسنگها میشنود، تنها اوست که میتواند بواسطه روش ابداعیش و نوشتارهایش جهان تاریک، پردرد و توهم زا شیشه را به دنیای عشق، محبت و جامعه  هدایت نماید، زخمهای اعتیاد و ترک های متعدد را التیام بخشید تا من پس از سالهای متمادی که دربند بودم و اکنون رها شده ام شهادت میدهم که او حکیم حاذق الهی است، خداوند وجودش را به ما ارزانی داشته و تنها ستونیست که میتوان برای رهایی از جهان تیره گون اعتیاد به آن تکیه نمود و بنای عظیم سلامتی و عشق را ساخت.

 نگارنده: مسافر رضا

تایپ: مسافر رضا

تصویر بردار: مسافر مجتبی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر حوریه جمعه 12 آبان 1396 18:42
مسافر عزیز بسیار عالی بود خدا قوت
محسن بشیری جمعه 12 آبان 1396 15:22
رضای عزیز مثل همیشه عالی بیان نمودی، خواندن مطالب شما برای من همیشه ذت بخش بوده،خداقوت به شما دوستان وبلاگ،
مهدی مرادی رهجوی آقای آبیار جمعه 12 آبان 1396 00:54
سلام خداقوت رضا عزیز بسیارزیبا و عالی بیان نموده ای مثل همیشه و آرزوی بهترینهارو برایتان دارم
همسفر نسرین رهجوی خانم چمانه پنجشنبه 11 آبان 1396 22:42
بسیار عالی بود خدا قوت برادر گرامی،خداوند به قلم زیبایتان برکت بدهد مطلب زیبایتان نشان از حس زیبای درونی شماست موفق باشید.
همسفر نسرین رهجوی خانم چمانه پنجشنبه 11 آبان 1396 22:40
بسیار عالی بود خدا قوت برادر گرامی،خداوند به قلم زیبایتان برکت بدهد مطلب زیبایتان نشان از حس زیبای درونی شماست موفق باشید.
همسفر نسرین رهجوی خانم چمانه پنجشنبه 11 آبان 1396 21:31
سلام وخدا قوت خدمت برادر گرامی ،بسیار زیبا ودلنشین توصیف کردید واین نشان از حس زیبای درونتان دارد برایتان بهترین ها را از ایزد منان خواستارم.

با تشکر از زحمت کشین وبلاگ.
همسفر نسرین رهجوی خانم چمانه پنجشنبه 11 آبان 1396 19:34
آقا رضا بسیار زیبا ودلنشین بود خداوند به قلمتان برکت بدهد ااز خداوند مهربان برایتان رورهای شگفت انگیزی را خواستارم .
وبلاگ نویسان عزیز خدا قوت
مجتبی پنجشنبه 11 آبان 1396 12:03
رضا جان خداقوت، همیشه از خواندن مطالب شما لذت می برم امیدورام خداوند به قلم شما برکت بدهد.
مسافر توحید رهجوی لژیون ( 21) پنجشنبه 11 آبان 1396 10:05
سلام مسافر آقا رضا عزیز
مرحبا به این ذوق و قلم
مرحبا به این دیگاه
دست مریزاد آقا رضا
مدتهاست که یاداشتهای در باب مهندس نگاشته ام ولی هنوز کامل نشده است.واقعا لذت بردم. آقا رضا بزرگوار لطفا به نگارشت ادامه بدهید.در قدر دانی از مراد عشق هرچی بنویسم کم است. کلا واژه ها قاصر از ادای دین به این بزرگ مرد بشریت است. کلمات و جملات توانی به این موضوع ندارند.خداقوت خداقوت خدا قوت
شاکر خداوند یکتا هستم که در سایه این شجره الهی راه و طریقت عشق را می آموزم.
شکر شکر شکر
خداقوت به برادران زحمت کشان وبلاگ نویس نمایندگی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: