اجابت دعا در روز همسفر
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 22:23 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه شمسیان | ( نظرات )
به‌محض ورودم در جشن حالم خوب شد، نور امید در دلم زنده گشت، گویی صدایی در گوشم زمزمه می‌کرد، دعا کن. برای مسافرت، برای همه مسافرانی که امروز اینجا نیستند دعا کن.
از خدای مهربان و نیروهای الهی خواستم سال بعد من و همه همسفران، شاد و خوشحال با مسافرانمان در جشن حضور پیدا کنیم و چه زود گذشت...


به نام خدای مهربانی‌ها
وقتی مسافرم را برای اولین بار در حال مصرف دیدم زمانی بود که دو سال از ورودم به کنگره می‌گذشت و مسافرم سفر نمی‌کرد و مدام در رفت‌وآمد بود. تا قبل از آن شب هیچ‌وقت مصرف کردنش را ندیده بودم، تقریباً یک هفته بود که گاهی در خانه هم تریاک می‌کشید. تحملش برایم سخت بود، دفعات اول اصلاً از اتاق بیرون نمی‌آمدم و از دستش عصبانی بودم و پر از خشم و نفرت؛ اما آن شب بعد از خواباندن پسرم از اتاق خارج شدم و او را در حال مصرف دیدم...
 احساس عجیبی داشتم، حس می‌کردم تکه‌ای از قلبم در حال جدا شدن است. تحمل دیدن آن صحنه را نداشتم، چقدر دلم برایش سوخت. اشک امانم نمی‌داد و بی‌صدا گریه می‌کردم. من مادر بودم و احساس مادری را می‌شناختم. احساس من در آن لحظه از جنس حس مادری بود. با خودم گفتم: دیدن این لحظه‌های تلخ برای یک مادر چقدر سخت و دردناک است و برای مادرش دعا کردم و خدا را قسم دادم که به خاطر دل مادرش به او رحم کند و راه را برایش بازنماید.
آن شب پردرد با تمام رنجی که داشت نتیجه‌اش شگفت‌انگیز بود. گویی زلزله‌ای در قلبم ایجادشده بود، دیگر از خشم و نفرت خبری نبود، دیگر نگران خودم و زندگی‌ام نبودم، بلکه او مهم بود. برایم سلامتی مسافرم از هر چیز دیگری در دنیا ارزشمندتر شده بود. قلبم نرم شده بود و از خشم خالی ...
روزها از پی هم می‌گذشت و مسافرم حرکتی نمی‌کرد. روز همسفر نزدیک بود و من به او گفتم که جشن همسفر درراه است و دوست دارم در آن روز تو را بین مسافران ببینم؛ اما او از این موضوع استقبال نکرد و بی‌توجه از کنار آن گذشت. روز جشن فرارسید. من و پسرم در جشن شرکت کردیم، در بین راه دلم گرفته بود؛ اما به‌محض ورودم در جشن حالم خوب شد، نور امید در دلم زنده گشت، گویی صدایی در گوشم زمزمه می‌کرد، دعا کن. برای مسافرت، برای همه مسافرانی که امروز اینجا نیستند دعا کن.
از خدای مهربان و نیروهای الهی خواستم سال بعد من و همه همسفران، شاد و خوشحال با مسافرانمان در جشن حضور پیدا کنیم و چه زود گذشت...
امسال از راه رسید و مسافرم در حال سفر است و من راضی و شادم و این شادی و حس خوب را برای تمامی همسفران آرزو می‌کنم. مطمئنم همسفران زیادی که سال گذشته مانند من تنها بودند، امسال به همراه مسافرانشان در جشن حضور دارند و آنهایی هم که مسافرشان هنوز حرکت نکرده، سربلند از این آزمایش بیرون خواهند آمد و ایمان داشته باشند که همسفران در آن مکان لامکان آنها را یاری خواهند داد و همواره دست نوازش بر سرتان خواهند کشید و خواهند گفت:
همسفر نوبت باران محفوظ است.
همسفر مرجان از لژیون خانم آزاده (لژیون هفتم)


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فروغ لژیون 5 دوشنبه 27 آذر 1396 15:45
خانم مرجان عزیز بسیارزیبا و با احساس بود
سعید رسولی از لژیون نوزدهم دوشنبه 27 آذر 1396 10:59
بسیار زیبا و احساسی نوشتید ان شاالله رهایی مسافرتان
با تشکر از دوستان وبلاگ
ایرج ورمزیار(21) شنبه 25 آذر 1396 10:58
همسفرگرامی سرکارخانم مرجان ...ضمن تبریک هقته همسفر ازبابت مقاله خوبتون تشکرمیکنم قطعاحرکت درمسیرارزشهابی پاسخ نخواهدماندورهایی مسافرتان اندک مزدی میتواندبرای این حرکت باشددرمسیرنورباشیدپیروزسربلند.....تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه همسفران..
فاطمه همسفر پوریا جمعه 24 آذر 1396 18:10
خانم مرجان عزیز خدا قوت.
نوشته‌ی بسیار پر احساسی بود.خداروشکر بابت حال خوش امروزتان و به امید اینکه مسافر شما و همه مسافران کنگره به درمان مد نظر کنگره برسند.
همسفرنجمه جمعه 24 آذر 1396 17:12
خانم مرجان عزیزبسیارخوشحالم که دعای شمامستجاب شدان شاالله همیشه آرامش مهمان همیشگیتان باشدموفق وپیروزباشید.
خانم فاطمه عزیزخداقوت
همسفر سولماز پنجشنبه 23 آذر 1396 17:01
مرجان عزیزم خواهر خوبم، از تاثییر نوشته هایت غرق شادی و آرامش شدم و بسیار تا بسیار بابت حال امروزت خوشحالم و از صمیم قلبم دعا میکنم به زودی شاهد رهایی تان باشم و تا همیشه خوشبخت و سعادتمند باشی.
شایسته پنجشنبه 23 آذر 1396 10:25
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
همسفر مهدیسا پنجشنبه 23 آذر 1396 09:41
خانم مرجان عالی بود انشالله به زودی شاهد رهاییتان باشیم،
خداقوت به شما و خدمتگزاران وبلاگ
همسفر فاطمه پنجشنبه 23 آذر 1396 08:44
خانم مرجان عزیز همسفر صبور و امیدوار ، بسیار تا بسیار زیبا و پرمحتوا ، سخنِ قلب خود را به کلام و قلم جاری کردید.
متنی سراسر آموزش و دوری از ضدارزشها و درکِ یک مسافر درمان اعتیاد.
این خودشناسی و حرکت سالم شما بر شما مبارک گشته که امروز پاداشی نیکو دریافت کرده اید. حضور مسافرتان در مسیر درمان و در کنار شما در جشن همسفر مبارک و پرشگون باد
انشالله و به فضل الهی رهایی شما یزودی رقم بخورد. موفق و پیروز باشید.
احسنت بر حرکت سالم و زیبای شما

خداقوت و تبریک خدمت راهنمای گرامی خانم آزاده ی عزیز

خانم شمسیان خداقوت و سپاس ، خدمتتان پربرکت
نسرین پنجشنبه 23 آذر 1396 08:39
خانم مرجان عزیز مطلبت عالی وپرازاحساس بود خوشحالم که درچنین روزی دعایت به استجابت رسیده ودراین هفته دعا می کنم هرچه زودتر سفر اول راباموفقیت طی نماید وبتوانید ازدستان پدرمهربانی ها گل رهایتان رادریافت نماید وشاهد حضور شما درسفر دوم باشیم
عزیزان گروه وبلاگ سپاس
همسفر افسانه (2) چهارشنبه 22 آذر 1396 23:33
خانم مرجان خواهر خوبم بسیار عالی و با احساس امیدوارم همیشه شاد و سلامت در کنار پسرت و مسافرت باشی و شاهد رهایی مسافرت
ایرج ورمزیار(21) چهارشنبه 22 آذر 1396 23:13
بسیارعالی بامیدرهایی مسافرمحترمتون وورودشمابه سفردوم..و.اجابت دعای همه همسفران دراین هفته...پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه همسفران..
فریدون جنابی چهارشنبه 22 آذر 1396 22:23
بااحترام خیلی با احساس و زیبا نوشتید ایشاالله مسافرتان به سفر دوم نائل خواهند شد هفته همسفربه شما و دیگر همسفران مبارک است...یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: