رهجوهای خانم کرمی از حسشان می گویند ؛
پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 15:05 | نوشته ‌شده به دست همسفر مریم | ( نظرات )
خانم کرمی نازنین برای من سمبل اقتدار هستند، سمبل محبت هستند. من چیزی جز محبت در ایشان ندیدم، نگاهشان، رفتارشان، لبخندشان و حتی اخمشان هم محبت است. همیشه من را حمایت کردند.



سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر
روزی که وارد کنگره شدم دلم از همه‌جا گرفته بود و توان درد دل باکسی نداشتم و کنگره آخرین قدمِ من برای نجات زندگی مشترکم بود، با کوهی از غم و اندوه و ناامیدی وارد کنگره شدیم.
بعد از رفتن راهنمای اولم که لژیون را تحویل داد، در دی‌ماه سال ۹۲ وارد لژیون خانم کرمی شدم. امروز بعد از گذشت چهار سال از شروع لژیون و دو سال و اندی از رهایی باجان و دلم خوشحالم که من در مسیر شما راهنمای عزیزم قرار گرفتم. سپاسگزارم بابت تمام آرامش و خوشی که باراهنمایی و صبوری و مهربانی‌هایتان به زندگی‌ام بخشیدید. من درس چگونه زندگی کردن را از شما یاد گرفتم. سپاسگزارم برای همه همدلی و همدردی که با من در بدترین روزهای زندگی‌ام داشتید و پا به‌پای من در این راه پرپیچ‌وخم سفر، قدم برداشتید و تمام لحظه‌ها با صبر و عشق کنارم بودید.
خانم کرمی عزیزم؛ شما باغبانِ باغِ عشق بودید، باغبانی که هر دوشنبه با لبخندی بی‌پایان بهار را به باغش دعوت می‌کرد. شما می‌آمدید با کوله باری از مهر و لبخندی که بوی امید می‌داد و همیشه دلگرممان می‌کردید؛ که جاده پرپیچ‌وخم زندگی را با امیدواری طی کنیم. دل به دل ما سپردی و گرمای وجودت را در سرمای فراز و نشیب‌ها، همراهمان کردی که در یخ‌بندان جهالت درجا نزنیم.
واقعاً نمی‌دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم جز اینکه بهترین درودها و دعاهای خیرم بدرقه راهتان باشد. امیدوارم بهترین‌ها در زندگی نصیبتان شود و باغ زندگی‌تان همیشه‌بهاری باشد. دست‌های گرمتان را می‌فشارم که گرم‌ترین دستِ دوستی‌هاست.


سلام دوستان آیدا هستم همسفر
صحبت کردن درباره خانم کرمی بسیار سخت است، ایشان آنقدر بزرگ هستند که درک این بزرگی کار هرکسی نیست.
من بَعد از خدمت مرزبانی اتصالم به کنگره کمی ضعیف شده بود، دچار منیت شده بودم و تصور می‌کردم همه‌چیز را می‌دانم؛ اما زمانی که یک جلسه در لژیون خانم کرمی نشستم و ایشان شروع به صحبت کردند، آنقدر زیبا صحبت کردند که من متوجه شدم تاکنون چیزی نمی‌دانستم و احتیاج دارم سال‌ها از خانم کرمی بیاموزم. راهنمای عزیزم بامحبت و آموزش‌های نابشان دوباره این پیوند را وصل و محکم کردند و من خدمت کمک راهنمایی‌ام را مدیون کمک راهنمایم هستم.
بسیار ناراحت هستم و افسوس می‌خورم نه برای تودیع ایشان، بلکه برای خودم که چقدر کم در لژیونشان حضور داشتم و چقدر کم از ایشان آموختم.
خانم کرمی نازنین برای من سمبل اقتدار هستند، سمبل محبت هستند. من چیزی جز محبت در ایشان ندیدم، نگاهشان، رفتارشان، لبخندشان و حتی اخمشان هم محبت است. همیشه من را حمایت کردند، چه زمانی که در لژیونشان بودم و چه زمانی که خودم تشکیل لژیون‌داده بودم، همیشه متوجه حمایت‌ها و محبتشان می‌شدم. خیلی از مشکلات من را جلو جلو خانم کرمی عزیزم حل می‌کردند، خیلی موانع را از سر راهم برمی‌داشتند و من بَعدها متوجه می‌شدم این هموار بودن مسیر، به لطف خانم کرمی است.
خیلی ازایشان ممنونم و امیدوارم رهجوی خوبی برایشان بوده باشم، همیشه در قلب من هستند و من همیشه مدیونشان هستم.


سلام دوستان سکینه هستم همسفر
خانم کرمی عزیزم نمی‌دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت‌هایتان بگویم. نمی‌دانم چگونه شمارا توصیف کنم. استادی از جنس بلور، آسمانی و مهربان. چقدر زیبا واژه‌ها را آسمانی می‌کنید و در تک‌تک مشکلات سفرم همراه و هم‌قدمم بودید. ممنون از شما بابت تمام آنچه بی‌منت به من بخشیدید و تنهایم نگذاشتید.


سلام دوستان مریم هستم همسفر
خداوند خدمت کردن به بندگانش را نصیب هرکسی نمی‌کند. در سرزمین خاطره‌ها آنان که خوب‌اند، همیشه‌سبزند و آنان که محبت‌ها و دوستی‌ها را بر قلبشان برافراشتند، همیشه به یاد می‌مانند.
 تشکر ویژه دارم از راهنمای خوبم و قدردان زحماتشان بودم، هستم و خواهم بود. سپاسگزارشان هستم که در همه سختی‌ها و چه کنم های زندگی‌ام در کنارم بودند.
 راهنمای عزیزم؛ ممنونم از شما بابت تمام آنچه بی‌منت به من بخشیدید و تنهایم نگذاشتید. نمی‌دانم چگونه قدردانی کنم و از چه جملاتی استفاده نمایم تا بیانگر احساسم نسبت به شما باشد. دعایتان می‌کنم، دعا می‌کنم:
روزگارت بر مراد، روزهایت شادِ شاد            آسمانت بی غبار، سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور، بزم عشقت پر سرور           بخت و تقدیرت قشنگ، عمر شیرینت بلند
سرنوشتت تابناک، جسم و روحت پاکِ پاک
 سربلند باشی بهترینم.


سلام دوستان مریم حسینی هستم همسفر
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
در کنگره امنیت را می‌توان باراهنماها احساس کرد. این هفته یکی از راهنماهای بسیار دانا و آگاه ترخیص شدند و این برای من که رهجویشان بودم بسیار سنگین و غمناک بود. از طرفی با شنیدن اینکه دوباره در جای دیگر به خدمتشان ادامه می‌دهند، برایشان خوشحال شدم. خوشا به حال رهجویان تازه‌شان.
خانم کرمی عزیز در کنار شما بودن برایم افتخار بود، هرچند یک سال و اندی در لژیون شما بودم؛ لیکن بسیار چیزها از شما آموختم. از ترسی که سال‌ها باعث کند و یا حتی بی‌حرکت شدنم شده بود "با افکار بسیار قوی و زیبا" از آن توانستم عبور کنم. عشقی که در زندگی‌ام کم‌رنگ شده بود با کمک شما رنگ دوباره به آن دادم. خداوند را بابت اینکه در کنار شما بودم شاکرم و شکر می‌کنم بابت همه‌چیزهایی که از شما به من رسید. برایتان بهترین‌ها را از خداوند خواستارم. آن بهترین‌هایی را که در هستی می‌باشد و شمارا به بالاترین جایگاه هستی هدایت کند.
همیشه در قلب ما هستید و هیچ‌گاه از یادتان نمی‌برم، چراکه بهترین آموزش‌ها را به ما آموختید. در پناه خداوند موفق باشید



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فروغ لژیون 5 سه شنبه 12 دی 1396 20:16
خداقوت وتبریک خانم کرمی اجرتان پاداش الهی
همسفر فاطمه شنبه 9 دی 1396 07:04
باغبان درختان استوار باغتان آباد
چه روزها و شب ها گرما و سرما را طی کردید ، آبیاری درختان کاری بسیار سخت است و این اندازه نگه داشتن در خاک و آب است که سروها را استوار می‌گرداند!
درختی پوسیده و رو به نیستی را به پرباری و سرسبزی تبدیل کردن ، یعنی هستی بخشیدن .
ای نشان راه ، راهنما که به قدرت لایزال الهی از هستی به نیستی را از دست خدایی آموختید و ارمغان جانهای مرده نمودید. احیا کار شما ، و احیا یعنی شفای الهی!

خانم معصومه راهنمای توانا و مقتدر
کنگره 60 ، خداقوت و سپاس ، از فضل الهی سلامتی ، توفیق روزافزون در خدمت را برایتان خواهانیم. خدایا درخشش ستاره ی وجود راهنمایی الهی را در صراط مستقیم افزونی بخش، تا گم گشتگان به درخشش وجودشان به نمایانی راه برسند.
برای وجود بابرکتتان شکر شکر شکر

خانم مرین عزیز احرتان کمک راهنمایی،
خدمتتان پربرکت
اکرم شنبه 9 دی 1396 01:02
سلام اکرم هستم یکی ازرهجوهای خانم کرمی میخواستم تشکر کنم از تمامی زحمات وراهنماییهای شما که من را در طول این سفر همراهی کردید و روشنایی های زندگی را در دل من روشن کردید و به من آموختید با صبر و بردباری بتوانم زندگی تاریک خود از نوع بسازم وخود را در بین این تاریکی پیدا کنم خانم کرمی استاد مهربانی شما بودی ولوله باری از مهر من بودم تشنگی در وادی محبت من بودم وخانه دلم داستان چل چراغی از مهربانی نگاهت مکتب عشق بودو من مکتب نشین چشمهایت از خدای مهربان میخواهم هر کجا که هستی شاد باشی وهرگز فراموشت نخواهم کرد
همسفر شهناز شنبه 9 دی 1396 00:33
سلام و عرض ادب به همه همسفران کنگره60،ورود خانم کرمی رو به لژیون همدان تبریک میگویم و امیدوارم رهجوی خوبی باشم و خدا را شاکرم ک راهنمای من شما هستید ،،با آرزوی توفیق روز افزون برای شما و خانواده محترمتان.
همسفر کرمی شنبه 9 دی 1396 00:24
با عرض سلام خدمت شما عزیزان..ممنونم از احساس پاک و محبت و عشق شما و ممنونم انچه را که گفتید و من کمترین نبودم.
برای همه اعضا کنگره ۶۰ شعبه شاد آباد وبچه های لژیون آرزوی بهترین زندگی ها و بهترین روزها را دارم..و بدانید بهترین حال و روز ساعت ۳/۵ بعد از ظهر روز دوشنبه است که شما در حال حاضر دارید و من باید پیدا کنم
مسافر توحیدرهجوی لژیون (21) پنجشنبه 7 دی 1396 14:44
سلامخداقوت همسفران قدردان و بزرگوار
گر رهرو سفر عشقی باید اینگونه مرد سفر باشی برای راهنمای بزرگوار سرکار خانم کرمی بزرگوار آرزوی بهترین هادارم و امیدوارم این خدمت های مقدس در زندگیشان به بهترین نحو جلوه نماید.آمین یا رب العالمین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: