رهجوهای خانم سمیه از حسشان می گویند ؛
چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت 10:28 | نوشته ‌شده به دست همسفر مریم | ( نظرات )
اینکه می گویند؛ علم با عشق مکمل می شود ، بهترین مردم معلم می شوند یک حقیقتی است، مخصوصا در رابطه با توصیف راهنماهای گلمان‌ و کسانی ک به نوعی در کنگره خدمت می کنند.



سلام دوستان الهام هستم همسفر

دست‌هایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

 خانم سمیه عزیز راهنمای مهربانم هر وقت به عقب نگاه می‌کنم و روزهای آشفته و پریشانم را به یاد می‌آورم ناخودآگاه گرمای دست‌های پرمهرتان را احساس می‌کنم و آرامش خاصی وجودم را فرامی‌گیرد. صبر و آرامش شما همیشه به من احساس دلگرمی می‌دهد، وقتی حالم خراب می‌شد و از همه‌چیز ناامید می‌شدم می‌دانستم یکی با آغوش پر از عشق و محبت در کنگره منتظر من است و این به من قوت قلب می‌داد.

خانم سمیه عزیز بابت آرامش امروزم از شما ممنونم، ممنونم، ممنونم. شما راهنماها در نزد خدا جایگاه بسیار بالایی دارید من هم از خدا می‌خواهم بهترین‌ها را در زندگی‌تان جاری کند و وجودتان را لبریز از آرامش کند، دست‌های پرمهرتان را می‌بوسم و با تمام وجود عاشقتان هستم


سلام دوستان رقیه هستم همسفر

امروز یوم الفصل لژیون ما با خانم سمیه است.

از خدا می‌خواهم که این قدرت را به من بدهد تا بتوانم تحمل کنم و به راهم ادامه بدهم.

من با حال خیلی بدی وارد کنگره شدم، مسافرم مصرف کننده شیشه بود و توهم‌های خیلی شدیدی داشت. اولین کاری که خانم سمیه برای آرامش من انجام دادن این بود که به من امید دادند و گفتند: صبوری کن. حدود ۴ ماه از ورودم به کنگره می‌گذشت، ولی بلاتکلیف بودم. نمی‌دانستم می‌خواهم بمانم یا بروم، زندگی کنم و یا جدا شوم، کلاً حال خیلی بدی داشتم.

خانم سمیه با دستهای گرمش دستهای مرا گرفتند و گفتند: صبر کن، یک سال دیگر هم صبر کن، اگر مسافرت خوب نشد بعد هر تصمیمی خواستی بگیر.

من به حرفش اعتماد کردم و در طول این یک سال آموزشهای خیلی خوبی از ایشان گرفتم.

 هر روز در لژیونشان چیز جدیدی آموختم و سعی کردم در زندگیم کاربردی کنم. روز رهایمان، من نیز رها شدم. به من گفتند: رهایش کن و ببخش! من بخشیدم و زمانی که بخشیدم، رها شدم. حس رهایی، احساسی است که اصلاً قابل توصیف نیست.

از خدا می‌خواهم هر چه که خیر و خوبی هست روزیشان نماید.

امیدوارم من نیز با عملکردم بتوانم جبران زحماتشان را بنمایم.



سلام دوستان فاطمه هستم همسفر

من سه سال در لژیون خانم سمیه بودم و از ایشان خیلی آموزش گرفتم، خانم سمیه فوق‌العاده آگاه و بامحبت، آرام، فهمیده و خیلی منظم هستند.

خیلی مواقع پیش‌آمده که من دیر به شعبه آمدم ولی ایشان در شعبه حضور داشتند. خیلی منظم بودند، من از ایشان نظم، دقت، فروتنی را یاد گرفتم.

وقتی وارد لژیون ایشان شدم فکر می‌کردم از همه‌چیز آگاهی دارم، خیلی می‌دانم، ولی این‌طور نبود، ایشان فوق‌العاده آگاه بودند و با فروتنی مرا پذیرفتند و به من آموزش دادند.

امیدوارم که خیروبرکتی که در زندگی ما است چندین برابر در زندگی خودشان باشد. برایشان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم امیدوارم همیشه سربلند و موفق باشند.


سلام دوستان سکینه هستم همسفر

 راهنمای عزیزم،

کلاس خاطره‌ها با تو جان گرفت.

تو در سپیدی برگ‌های دفترمان جریان داری.

تو بودی کوله باری از مهر و

ما بودیم و تشنگی، در وادی صحبتت. و

ما بودیم و خانهٔ دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی‌ات.

بر لبت باران نور بود و دل‌هایمان کویر تاریکی

قطره‌قطره به سطح ترک‌خوردهٔ دلمان باریدی

و علم در ما جوانه زد.

نگاهت مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم‌هایت بودیم.

ما دست در دست‌تو نهادیم تا راه پرپیچ‌وخم زندگی را با تو گام برداریم،

دل به دل سپردی و گرمای وجودت را در سرما و در تمام فراز و نشیب‌ها همراهی‌مان کردی تا در یخ‌بندان جهالت در جا نزنیم.

چراغ دانشی که در دست ماست، روشنایی از تو دارد معلم عزیزم.

دعا می‌کنم چراغ زندگی‌ات روشن و پرنور باشد و همیشه شاد و پیروز باشی.




سلام دوستان نسرین هستم همسفر

اینکه می‌گویند؛ علم با عشق مکمل می‌شود، بهترین مردم معلم می‌شوند یک حقیقتی است، مخصوصاً در رابطه با توصیف راهنماهای گلمان و کسانی ک به‌نوعی در کنگره خدمت می‌کنند.

چراکه این عزیزان بی‌شک بهترین مردم‌اند و علاوه بر این جزو بهترین معلم‌ها و مربی‌ها هستند برای اینکه یک معلم و مربی به اقتضای شغلش و درازای کاری که انجام می‌دهد حقوق و پاداش دریافت می‌کند. ولی این عزیزان بی توقع ترینند و بی‌هیچ چشم‌داشتی عاشقانه در خدمت خانواده‌ها هستند و فقط و فقط خدا ارزش کار این عزیزان را می‌داند و می‌تواند قیمت تعیین کند و لا غیر...

در رابطه باخانم سمیه باید بگویم من خودم را در حدی نمی‌بینم که راجع به این عزیز نازنین حرفی بزنم و یا نظری داشته باشم ولی مطمئن هستم سمیه جان یکی از بهترین‌های کنگره می‌باشد. چراکه همهٔ خوبی‌ها را داراست و علاوه بر این سادگی و صداقت یکی از ویژگی‌هایی که این دختر نازنین را خاص و دوست‌داشتنی‌تر کرده...

در این سفر خانم سمیه عزیز، همراه خوبی برای من بود و بال پرواز من شد و من لذت پرواز و پریدن را باخانم سمیه تجربه کردم

شاید من پریدن و پرواز را بلد بودم و می‌دانستم ولی شهامت پریدن را نداشته‌ام و گاهی هم پرواز را حماقت می‌دانستم و من در کنار این ناجی مهربان جرئت و شهامت پیدا کردم و همین به زندگی من رنگی تازه و جانی دوباره بخشید و من برای همین تا همیشه مدیون و ممنونش هستم.

لحظه‌هایی که من در کنار خانم سمیه بودم به‌خوبی می‌دانم که خداوند از عمرم نه! از آخرتم حساب کرد، از بهشتم کم کرد. چراکه من سعادت هم‌نشینی با یک فرشته را داشتم و این از لطف خدای مهربان بود و یکی از بزرگ‌ترین شانس زندگی من...

به برکت کنگره و به‌پاس زحمات بی توقع این عزیزان به‌خصوص راهنمای عزیزم من مطمئن هستم خداوند ساز زندگی این عزیزان را روی موفقیت، خوشبختی، آرامش، آسایش و ثروت فراوان کوک کرده و بهترین هارا شامل حالشان خواهد کرد.

با سپاس فراوان از همراهی در این مرحله از زندگی‌ام، خواهان بهترین‌ها برایتان هستم.

خلاصهٔ حرف‌هایم...

«هرچه تقدیر بلند، همه تقدیم تو باد»



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه پنجشنبه 21 دی 1396 00:18
خدمت خانم سمیه عرض تبریک دارم برای رهجوهای قدر شناسی که تربیت کردند.ان شاالله ادامه راه را با راهنمایی که هم حس و همراهشان باشد به به مقصد نهایی می رسانند.قطعا این هم،بخشی از آرزوهایشان است.ان شاالله که موفق از این آزمایش بیرون بیایند.
با تشکر از وبلاگ نویسان
پانیدا چهارشنبه 20 دی 1396 13:27
سلام گلم
وبلاگ خیلی خوبی داری، مطالبت عالین.
اگه دوست داشتی بیا تبادل لینک کنیم
فقط بیا و خودتو لینک کن ^_^
موفق باشی
مسافر توحید رهجوی لژیون (21) چهارشنبه 20 دی 1396 11:57
سلام
خداقوت،چه جملات و احساسات پاکی و سرشار از حس قدرشناسی واقعا رنگ رخساره نشان میدهد از سرّ درون....
"دست های کمک کننده،یوم الفصل،نظم و دقت،مکتب عشق،مکمل علم وعشق"
چه بگویم راهنمای بزرگوار که رهجویانتان حق مطلب را ادا نموده اند و خوشا به سعادت شما که هنگام قدردانی از شما این جملات بیان میشود،خداقوت
.... که پاداش شما را دست همیاری شما را خواهد داد.
سمیه چمانه چهارشنبه 20 دی 1396 11:11
خوش به حال خداوند که بندگان شاکر و قدر شناسی چون شما دارد ،ممنونم از صحبتها و حس های قشنگی که به من تقدیم کردید،امیدوارم لایق این همه مهربانی شما دخترهای مهربانم باشم.
آرزو دارم تک تک شما را با شال کمک راهنمایی در کنگره ببینم ،ان شاءالله به زودی زود
مجتبی چهارشنبه 20 دی 1396 10:30
خداقوت خدمت کمک راهنمای محترم سرکار خانم چمانه، بهترین ها را برایتان در ادامه زندگی آرزومندم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: