قدردانی از کمک راهنمایم
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 ساعت 14:30 | نوشته ‌شده به دست همسفر صبا | ( نظرات )
کاش راهنمایم در جلسه بود و من هم با تمام وجودم از او قدردانی می‌کردم و می‌گفتم من هر چه دارم از خدمت شماست ، خداوند خدمتت را قبول کند و جز نیکوکاران تا ابد باقی بمانی.

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

 یک نیرویی از درون منو وادار به نوشتن می کنه، مدام میگه بنویس، نمی‌دانم شاید در این نوشتن چیزهایی است که من نمی‌دانم ولی به ندای درونی‌ام اعتماد می‌کنم و می‌نویسم، امیدوارم خداوند در این کار خیر خود را جاری سازد.

  این هفته، هفته راهنماست، از خداوند که اولین راهنمای انسان‌هاست کمک می‌گیرم برای نوشتن دل نوشته‌ام.

روز چهارشنبه به دلیل تعطیل رسمی بودن، توفیق حضور در جلسات جهان‌بینی کنگره را به دست آوردم، حس خیلی خوبی در فضای آکادمی حاکم بود، همه به هم تبریک می‌گفتند، در آنجا یا رهجو بودیم و یا راهنما که درهرصورت تبریک شامل حالمان می‌شد، خوش به حال راهنماها، و خوش به حال کسانی که راهنما دارند، همه در آکادمی حال خوشی داشتیم.

بعضی‌اوقات به سکوت‌هایی می‌روم، سکوت‌هایی که از غوغای درونم نشان دارد، چهارشنبه هم از همان روزها بود، فقط نگاه می‌کردم، به چهره مهندس، به قدردانی‌اش از کمک راهنماها، به شادی کمک راهنماهایی که از مهندس هدیه دریافت می‌کردند و هزاران اتفاق خوب دیگر ...پیش خودم فکر کردم یعنی من هم راهنما هستم، یعنی من این‌قدر سعادتمندم، آیا همه این چیزهایی که درباره راهنما می‌گویند در من هم صدق می‌کند؟ 

منی که هرلحظه سرگردانم و دنبال راه می‌گردم، پروردگارا! چه پارادوکسی! خداوندا کیمیا گری‌ات را شکر شکر شکر.

 گاهی اوقات از دست خودم ناراحت می‌شوم که کم شکر می‌کنم خداوند را و توانم برای شکرگزاری نعمت‌هایش کم است، روز چهارشنبه از خداوند خواستم مرا شکرگزار جایگاهم بگرداند و توانایی و قدرت مرا در شکرگزاری از جایگاهم بیشتر گرداند. این لطف عظیم پروردگار و کنگره 60 و نیروهایش در حق من شکری عظیم را شایسته است که از عهده من خارج است.

در جلسه روز پنج‌شنبه شعبه هم صحبت‌های استاد در مقام قدردانی از جایگاه راهنما بود و تأکید آقای مهندس نیز بر همین امر به‌واسطه پاکت بود. قطعاً در این قدردانی‌ها آموزش‌هایی هست که همه ما برای حرکت در صراط مستقیم به آن نیازمندیم.

وقتی در جلسه ، همسفران و مسافران از راهنماهایشان سخن می‌گفتند و از تأثیر آن‌ها بر حرکتشان در سفر، پرنده ذهنم به سمت راهنمایم پرواز کرد و دلم هوای راهنمایم را کرد.

وقتی صدای رهجوهایم را می‌شنیدم به وجد می‌آمدم و بغض گلویم را می‌گرفت، و حس خوبی که از قدردانی آن‌ها به دست می‌آوردم را مدیون راهنمایم می‌دانستم یعنی هر چه هست از اوست و اگر او نبود من هم‌ الان در چنین جایگاهی نبودم.

کاش راهنمایم در جلسه بود و من هم با تمام وجودم از او قدردانی می‌کردم و می‌گفتم من هر چه دارم از خدمت شماست ، خداوند خدمتت را قبول کند و جز نیکوکاران تا ابد باقی بمانی.

یاد اولین روزی که باید راهنما انتخاب می‌کردم افتادم، هیچ تفکری و الگویی برای انتخاب نداشتم، جذب نزدیک‌ترین شخصی که در سالن لژیون داشت شدم، به‌قدری تشنه تشنه تشنه بودم که به سمت اولین کسی که نشان از آب در او دیدم جذب شدم . مرا تاب گشتن نبود، او مرا سیراب کرد و احیاگر من شد.

من که خود را فردی قربانی شده می‌دانستم در لژیون قرار گرفتم، فقط مرا نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد، در آن زمان من هیچ‌چیزی از جلسات متوجه نمی‌شدم و فقط زمزمه‌هایی در گوشم حس می‌کردم، ولی همین زمزمه‌ها هم مرا آرام می‌کرد .

 جلسه بعد فقط به امید دیدن دوباره راهنمایم رفتم و آغوش پرمهرش که برایم باز بود، بازهم فقط به عشق او در جلسه عمومی می‌نشستم و منتظر لژیون بودم که به راهنمایم نزدیک‌تر شوم، او مرا دوست داشت و قضاوتم نمی‌کرد، نمی‌دانم چرا به من محبت می‌کرد، مگر مرا می‌شناخت، چرا به من امیدواری می‌داد مگر سرنوشت من چه اهمیتی برای او داشت، چرا و چرا و چرا این‌قدر راهنمای من خوب است ..... همین متفاوت بودن او با همه انسان‌هایی که می‌شناختم مرا جذب او کرد، همیشه می‌گفتم این‌همه مهربانی را از کجا آورده است، حتماً با خداوند نسبتی دارد!

بارها و بارها می‌خواستم کنگره نیایم و حتی بعضی‌اوقات چند هفته به کنگره نمی‌رفتم، به خیال بیمار خودم فکر می‌کردم با کنگره نرفتن اوضاع درست می‌شود ولی چه اشتباه بزرگی، چراکه اگر آمدن من به کنگره نتیجه ندهد؛ منظورم از نتیجه آمدن مسافرم و سفر او بود؛ نیامدن من زیان‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشت. دل‌تنگی راهنمایم مرا به کنگره می‌کشاند.

راهنمایم بارها در صحبت‌هایش از آقای مهندس دژاکامی صحبت می‌کرد و از میزان علاقه‌اش به آقای دژاکام بسیار شنیده بودم، به دلیل علاقه و ارادت بسیار بالای راهنمایم، کنجکاو شدم که آقای مهندس را ببینم، محبوب محبوب من برایم عزیز است. در یک جلسه که استاد جناب آقای مهندس بودند شرکت کردم و جذب مهربانی استاد بزرگ شدم، وجود آقای مهندس پر از سادگی، صمیمت و علم بود، چقدر راهنمایم به آقای مهندس شبیه بود.

از آن جلسه خط جدیدی در زندگی‌ام آغاز شد، شنیدن صدای آقای مهندس و یادگیری علوم او از طریق گوش کردن به سی‌دی‌ها!

گوش کردن به سی دی ها شد درست ترین سرگرمی زندگی من ، هر روز در مسیر رفت و آمد به محل کارم دو سی دی گوش می کردم . به صدای مهندس و سی دی گوش کردن وابسته شده بودم، و چه وابستگی‌های خوبی، اول به راهنمایم، دوم به جناب آقای مهندس و سوم به سی‌دی‌ها!

چقدر در این مسیر آرام‌تر شدم، وقتی آرام‌تر شدم دیگر صحبت‌های لژیون برایم زمزمه نبود، مشارکت‌ها یکنواخت نبود، اعلام سفرها یک‌شکل نبود، تولدها سمبلیک نبود، نگاهم به همه این‌ها تغییر کرد و این تغییر مرا آموزش پذیر کرد و چقدر آموزش‌های کنگره 60 حالم را خوش کرد و می‌کند.

به این مسیر که توجه می‌کنم، به امروزم که روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه با شوق هستم که به کنگره می‌روم، یا روزهای چهارشنبه که بی‌صبرانه منتظر شنیدن آخرین سخنان آقای مهندس دژاکام هستم، یا مسیر آموزشی که با سایت کنگره 60، وبلاگ شادآباد و سایر وبلاگهای کنگره  روزانه دنبال می‌کنم.

اگر اصلی‌ترین دعایم توفیق خدمت در کنگره 60 است

اگر با هر بار پا گذاشتن در مکان کنگره شکرگزار خداوندم و امیدوارم آخرین بار نباشد

اگر روزی‌ام محبت بهترین بندگان خداوند در این جایگاه شده است

اگر هرروز نقطه تاریکی در وجودم پیدا می‌کنم و تلاش می‌کنم به کمک آموزش‌ها و خدمت در کنگره آن را برطرف نمایم و یا هزاران اگر دیگر ، همه و همه را از محبت  انسانی دارم که بی‌دلیل به من محبت کرد و مرا باور کرد و پذیرفت.

همه را از راهنمایم دارم که نقطه اتصال من به کنگره ، محبت او بود.

این هفته را به تمام کمک راهنماهای کنگره 60 تبریک می‌گویم که اصلی‌ترین توانایی‌شان محبت کردن است و برایشان محبت بیشتر از سوی خداوند طلب می‌کنم.

برای راهنمای بزرگمان جناب آقای مهندس بالاترین جایگاه‌ها در هستی که از درک من عاجز است از خداوند مسئلت دارم.

 

 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه1 دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 07:12
خانم صبای عزیزم،راهنمای بزرگوارم،دل نوشته بسیار زیبا و دلنشینی بود.خیلی لذت بردم.شکر گزاری و قدر دانی شما از کنگره،راهنما،و آقای مهندس بی حد و شگفت انگیز است.ان شاالله من هم به سمت شکر گزاری بسیار حرکت کنم.قطعا همان حسی که شما به راهنمایتان دارید ما هم نسبت به شما داریم.وجود راهنمای گرامی تان پر عشق و محبت بوده که چنین رهجویی را پرورش داده.برای وجود کنگره،شما و تمام راهنمایان کنگره و زندگی مان خداوند را شکر،شکر،شکر
فاطمه همسفر امیر شنبه 22 اردیبهشت 1397 01:33
خانم صبای عزیز از خواندن مطلب شما واقعا لذت بردم.
در مدتی که در کنگره هستم دو بار سعادت نصیبم شد که در کنار خانم آمنه در جلسات عمومی بنشینم وجود ایشان سرشار از انرژی و محبت بود بعد از خواندن دعا انقدر گرم من را در آغوش گرفتند که انگار سالهاست من را می شناسد این حس زیبا را هیچ کس جز شما به من انتقال نداد بعد از مدتی که توفیق نصیبم شد و در لژیون شما قرار گرفتم همان حس به سراغم آمد شما نیز مانند راهنمای بزرگوارتان قلبی سرشار از عشق و محبت دارید خیلی دوستتان دارم و دعا می کنم به برکت محبتی که به بندگان خداوند دارید عشق و محبت خداوند همیشه در دلتان جاری باشد و در پناه خداوند شاد و سلامت باشید.
خانم آمنه بزرگوار دعا می کنم به حق خدمات با ارزشتان در کنگره زیر سایه خداوند و همواره در صراط مستقیم شاد و سلامت و سرشار از آرامش باشید.
مسافر توحید (21) جمعه 21 اردیبهشت 1397 20:36
خداقوت و زهی سعادت برای بزرگانی که بزرگان دیگر را در مسیر کنگره 60 قرار میدهند.
بی شک در راه حقیقت بودن خود توفیق بسیار داردو پاداش پرورش استاد هم که خارج از تصور حقیر است.
زهی سعادت و به لطف خداوند ایام به کام و مستدام
معصومه همسفر مسعود پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 13:21
خانم صبای عزیز‌ راهنمای توانا ،مهربان ،مقتدر از دلنوشته تان بسیار لذت بردم بابت حضور شما در شعبه هزاران بار شکر من با هر بار حتی فقط دیدن شما کلی انرژی و حال خوب و آموزش دریافت می کنم خیلی خوشحالم که در کنار شما کمک راهنمایان شعبه حضور دارم و آموزش میگیرم .شکر .شکر شکر .
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 11:35
باسلام وخداقوت وتبریک هفته راهنما به کمک راهنمای محترم خانم صبا، با سادگی وزیبای تمام راهنما و جایگاه ان را وصف کردید، اموزنده بود، انشالله در ادامه مسیر موفق باشید.
فرحناز پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 10:41
خانم صبای عزیز ومهربان شما یکی از بهترینها ویکی از مخلصترین ودانا ترین وبا محبت ترینهای کنگره 60 هستید از خداوند می خواهم که بهترینها را نصیبتان کند شما جزو سابقون هستید شما برای من بهترین الگو هستید امیدوارم در سایه ایزد منان در مسیر زندگیتان همیشه موفق و سر بلند باشیدو همیشه چون ستاره بدرخشید دوستان دارم.
صدیقه چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 23:42
خانم صبای عزیز،شمایکی ازبهترین بندگان خداوندهستیدکه من درزندگی خود نعمت وجودشماوآموزش گرفتن ازشمارادارم،آرزومیکنم خواسته دلتان باخواست خداوندیکی شود،بسیاراز زاویه دیدشمابه مسایل لذت میبرم،خدمتتان قبول،دقایق عمرتان پربرکت
همسفر زهرا چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 23:25
خانم صبای مهربان دلنوشته تان هم پر از آموزش است و شما محبت را از راهنمای بررگوارتان به ارث برده اید و مانند ایشان مهربان و لبریز از محبت هستید ،به خاطر وجود نازنین و پر مهر شما خدا را هزاران بار شکر شکر شکر
فاطمه صالحی چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 18:56
خانم صبای عزیز بسیار عالی سرشار شوق و احساسات زیبا و دوست داشتنی، فوق العاده لذت بردم
همسفر حوریه چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 16:28
خانم صبای عزیزم ،چه حس زیبایی ،دقیقا این حسی که شما به راهنمای گرانقدرتان دارید،همان حسی است که من به شما دارم.
از خانم آمنه عزیز بسیار سپاسگزارم که راهنمای دانایی همچون شما پرورش
دادند تا ما هم از آموزشهای ناب شما به دانایی وآرامش برسیم.
ان شالله که من هم بتوانم همچون
ی شما ،فرزند خلفی برای کنگره ۶۰ باشم.
بی نهایت دوستتان دارم.
الهام قدیری چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 06:41
خانم صبای عزیزم بارها نوشته تان را خواندم و اشک ریختم و باز هم از شما آموختم .خدا را شکر برای وجود پرمهرتان و تبریک خدمت خانم آمنه عزیز برای داشتن چنین رهجوی قدردان و عاشقی .
عاطفه چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 01:40
خانم صبا عزیزم
حرفی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند
احساس صاف و صادقانه شما در تک تک کلمات نوشته تان موج میزند
خداوند به علم و دانایی شما برکت بدهد ان شاالله
مریم همسفر مهدی (1) سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 23:15
راهنمای عزیزم ، دل نوشته اتان بسیار زیبا ، دلنشین و تاثیر گذار بود. با اینکه اولین بار است چهره راهنمای گرامی شما را میبینم ولی محبتی عمیق را نسبت به ایشان در وجودم حس کردم و این همان محبوب محبوب است که شما فرمودید . این پیوند محبت قطعا فراتر از آن چیزی است که من تصور میکنم . از راهنمای مهربان شما سپاسگزارم که شما رادر دامان پر مهر خود پرورش دادند و به ما هدیه کردند این هفته بر شما بزرگواران مبارک اجرتان با خداوند مهربان
همسفر مرضیه سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 23:08
خانم صبای خوب و مهربانم نوشته تان بسیار بر دل نشست و با خواندنش حس بسیار خوبی داشتم. خوشحالم که شما را دارم
و ان شاء الله همیشه تندرست و شاداب باشید
مهدی صافی (21) سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 22:13
سلام. راهنمای گرامی سرکار خانم صبا با خواندن مطالب زیبای شما حس بسیار خوبی دارم. ساده و صادقانه بیان فرمودید و برای بنده آموزش بسیاری داشت. سپاسگزارم.
ضمنا هفته راهنما بر شما راهنمای بزرگوار مبارک باد.
وبلاگ نویسان گرامی تشکر.
درپ
ثریا۱۲ سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 19:45
با عرض سلام و خداقوت خدمت خانم صبای عزیز.چقدر زیبا و دلنشین بیان کردید.خدارو شکر برای وجود شما کمک راهنمایان عزیز وتوانا.
همسفر فاطمه سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 19:28
خدا قوت خانم صبای عزیز. چه ساده و دلنشین. استاد عاشق، عاشق پرورش می دهد. خانم آمنه عزیز، گرچه نمی شناسمتان اما مهرتان را حس می کنم. سپاسم را بابت پرورش عاشقی همچون خانم صبا بپذیرید. خانم صبای عزیز بابت پرورش راهنمایی عاشق،،خانم سمیرا،، از شما نیز سپاسگزارم.
خدا قوت به عزیزان گروه وبلاگ.
همسفر فاطمه سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 17:44
خانم آمنه عزیزم راهنمای گرامیم ، همواره چهره خندان ، امیدوار و سراسر نشاط شما را در ذهنم بیاد دارم و بخاطر سپردم. وجودتان سراسر محبت و لطف و صفا است ، و عشق و محبتی که در قلب خانم صبای عزیزم می‌جوشد از وجود با برکت شما نشأت گرفته است. و چون شما بزرگواری ، رهجویی توانا و دانا ، معربان و صبور را پرورش می‌دهد ، و اینک باغ سبز لژیون راهنما خانم صبا ، ثمره ی وجود توانای شما راهنمای بزرگوار و مهربان است. شش ماه در خدمت شما شاگردی کردم ، درس ها آموختم و مهربانی و عشق دریافت کردم. بسیار برایم زحمت کشیدید. انشاءالله و به فضل خدای منان سلامت و موفق باشید.
و در صراط مستقیم خوش بدرخشید.
صدای زیبایتان همیشه در گوش جانم
مانده که دعا کنید ، تلاش کنید و بخداوند بسپارید . و همیشه از امید بخداوند می‌گفتید. همیشه دوستتان دارم و در قلبم هستید.
ممنون که راهنمایی توانا چون خانم صبا را پرورش دادید ، تا راه مهربانی را در قلب رهجویانش بگشاید و با ایمان و عقل ، عشق را کامل کند و نجاتبخش انسانها باشند. خانم صبای عزیزم دوستتان دارم ، از خداوند می‌خواهم و از فضلش ، شکرگزاری وجود شما را خواهانم.
برای وجود راهنمایان کنگره 60 شکرشکرشکر

لیلا محمدلو سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 16:58
با سلام و خداقوت خانم صبای عزیز چقدر زیبا بیان نمودید با خواندن نوشته تان اشک ریختم، تبریک به راهنمای بزرگوارتان که چنین رهجوی توانا و قدردان دارند.
با آرزوی بهترین ها برای شما کمک راهنمای دانا و متفکر
مریم حسینی سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 14:59
خدا قوت
خانم صبا عزیز بسیار عالی مقام راهنما و عشقتان را به کنگره بیان کردید. شما هم یکی از بهترینها در این راه هستید برای شما و تمام راهنماهای گنکره از خداوند خواستارم موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: