دلنوشته ( سندی بدون نقص)
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 22:34 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
زمانی که رها شدیم و در آکادمی گل رهایی را گرفتیم و موسیقی رهایی نواخته شد، تصویر دیگری از کتاب همچون ویدیو از جلوی چشمانم گذشت و آن تصویر، تصویر اسکی‌بازان بود که آن‌ها کسانی بودند که رهاشده بودند و آن یخبندان سخت حال برایشان زیبا گشته بود و مکانی بود برای لذت بردن. من هم شرایط سخت را با مسافرم تحمل نمودم و با تمام موانعی که نیروهای منفی بر سر راهمان قرار داده بودند، به راه خود ادامه دادیم و نتیجه خوب و شیرینی چون رهایی را گرفتیم.

سلام دوستان فتانه هستم یک همسفر؛
درهای زیادی را زدم تا اعتیاد مسافرم درمان شود ولی نتیجه‌ای حاصل نمی‌شد. در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۴ برای درمان مسافرم وارد کنگره ۶۰ شدم. بعد از گذراندن سه جلسه‌ای به‌عنوان مهمان، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را تهیه نمودم. در ابتدا برایم کمی غیرقابل‌قبول بود که‌ برای درمان اعتیاد چرا باید کتاب بخوانم و سی دی گوش کنم؟
سال‌ها بود که حتی روزنامه هم نمی‌خواندم؛ نه اینکه نخواهم بخوانم بلکه حال و حوصله‌ای برایم نمانده بود. مقدمه کتاب را که خواندم با خود گفتم: چه می‌گوید؟ بخوانم که چه شود ولی وقتی به خواندنم ادامه دادم متوجه شدم تجربیات استاد بزرگی در آن نوشته‌شده که خود روزی مصرف‌کننده بوده؛ درواقع داستان چگونه سفر کردنشان و اوضاع‌واحوالشان را در کتاب توصیف نموده بودند و این سندی بود بدون نقص، چراکه نتیجه‌ای خوب به همراه داشت.
این کتاب با تمام کتاب‌هایی که می‌خواندم فرق می‌کرد؛ هر صفحه‌اش مرا تشنه‌تر می‌کرد تا بیشتر بخوانم، چون به زبان بسیار ساده و درعین‌حال علمی بیان‌شده بود. کتاب‌های علمی زیادی خوانده بودم اما این کتاب در عین علمی بودن خود بسیار ساده بیان‌شده و از تمثیل‌های بسیار زیبایی به همراه تصویر در آن استفاده‌شده است که بسیار مرا محو خود نمود و خودم وزندگی‌ام را با تمثیل‌ها مقایسه نمودم‌ و جواب بسیاری از سؤال‌هایی که در ذهنم تداعی می‌شد را آرام‌آرام با خواندن صفحه به صفحه‌اش می‌گرفتم. با خواندن این کتاب مسافرم را بیشتر شناختم و بیشتر توانستم درکش کنم و اینکه متوجه شوم در کدام مرحله از سفر خود قرار دارد و حالش چگونه باید باشد.
بیشترین تصویر که مرا شیفته‌ی خود کرد؛ تصویر روی جلد کتاب است که نمادی از قدرت خداوند است. خداوندی که من به‌واسطه اعتیاد مسافرم و خشمی که بر تمام وجودم حاکم بود، او را فراموش کرده بودم و فقط کفر می‌گفتم که اگر تو خدایی پس چرا مواد وجود دارد و ... . در این تصویر کویر خشک و منطقه خوش آب‌وهوا بافاصله کم از هم قرار دارند که درواقع بیانگر این است که فاصله بهشت و جهنم کم است و من هرلحظه با اعمالم تعیین وضعیت می‌کنم که در کدام وضعیت باشم.
تصویر مربوط به یخبندان و اتومبیل مرا آگاه ساخت که در این سفر سختی‌هایی نیز وجود دارد؛ پس باید صبور باشم و اینکه عجول نباشم و روی مسافرم زوم نباشم که چرا زود رها نمی‌شوی.
تصویر درخت پوسیده، جسم آلوده مسافرم بود که به‌واسطه‌ی مواد مخدر آلوده گشته بود و همین‌طور تصویر جسم آلوده من که باخشم و کینه آلوده گشته بود و اگر من و مسافرم تفکر درستی نداشته باشیم کم‌کم نابود خواهیم شد؛ ولی اگر بخواهیم و درست تفکر کنیم، با خواست قدرت مطلق و تلاش خود نیروی ازدست‌رفته خود را دوباره به دست می‌آوریم و جانی تازه خواهیم گرفت.
گاهی وقت‌ها نبردی بین عقل و نفسم صورت می‌گرفت؛ نفسم می‌گفت: از محل کارت مرخصی می‌گیری و به کنگره می‌روی؛ درصورتی‌که می‌توانی در آن ساعات درآمدی داشته باشی، ببین سفر مسافرت چقدر طولانی شده!
 و از طرفی صدای عقل مرا بیدار می‌نمود که به راحت ادامه بده، نتیجه زحماتت را خواهی دید؛ درواقع این برایم مربوط به همان تصاویر نبرد درون بود که درواقع بیانگر وضعیت تفکر است.
زمانی که رها شدیم و در آکادمی گل رهایی را گرفتیم و موسیقی رهایی نواخته شد، تصویر دیگری از کتاب همچون ویدیو از جلوی چشمانم گذشت و آن تصویر، تصویر اسکی‌بازان بود که آن‌ها کسانی بودند که رهاشده بودند و آن یخبندان سخت حال برایشان زیبا گشته بود و مکانی بود برای لذت بردن. من هم شرایط سخت را با مسافرم تحمل نمودم و با تمام موانعی که نیروهای منفی بر سر راهمان قرار داده بودند، به راه خود ادامه دادیم و نتیجه خوب و شیرینی چون رهایی را گرفتیم.
و حال تصویر پشت جلد کتاب برایم این پیام را دارد که باید با ورود در سفر دوم جایگاه خودم را با خدمت پیدا نمایم؛ جایگاهی چون کمک راهنمایی، چراکه این‌گونه می‌توانم به دیگرانی که در آتش اعتیاد دست‌وپا می‌زنند کمک نمایم.

نگارنده :همسفر فتانه لژیون پانزدهم
ویراستاری: همسفر مرضیه لژیون یکم
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فروغ لژیون 5 پنجشنبه 10 خرداد 1397 13:34
خانم فتانه عزیز بسیار عالی بود استفاده نمودم انشاالله جایگاه بعدی جایگاه کمک راهنمایی. خداقوت گروه وبلاگ نویسان محترم
فاطمه همسفر پوریا چهارشنبه 9 خرداد 1397 11:07
خدا قوت خانم فتانه عزیز.
تجربیاتتان درباره کتاب 60درجه و تصاویرش بسیار زیبا بود. خداروشکر که درب کنگره به رویتان باز شد.
امیدوارم آرامش در لحظه ، لحظه زندگیتان جاری باشد.
همسفر فاطمه. چهارشنبه 9 خرداد 1397 03:36
خداقوت و سپاس خانم فتانه ی عزیز ، بسیار تا بسیار عالی بیان نمودید ، و با حسی زیبا ، تجارب خود را در راستای درمان اعتیاد مطرح کردید ، و روندی زیبا از حرکت و نمایان شدن راه ، را به نمایش گذاشتید. شما همسفر و رهجویی تلاشگر و خواهان تغییر تفکرات و نمایان شدن تفکرات و.جهان بینی راستین برای خوب زندگی کردن هستید. و روحیه ایی پرسشگر در رشد و تعالی هستید.
شوق در خدمت در شما آشکار است و در راه اهداف کنگره و.نجات انسانها گام برمیدارید. انشاءالله شما را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم.
به فضل الله سلامت و.موفق خوش بدرخشید. خدمت خانم پریناز عزیز و خانم صدیقه عرض خداقوت و تبریک دارم برای اینچنین رهجوی پرتلاشی.

خدا را شکر برای آموزشهای کنگره.


همسفر پروانه سه شنبه 8 خرداد 1397 12:17
خدا قوت عالی بود
همسفر مرضیه سه شنبه 8 خرداد 1397 10:29
خانم فتانه ی عزیز بسیار عالی در مورد تصاویر توضیح دادین، بسیار لذت بردم، سپاس از شما
خانم فاطمه ی عزیز خدا قوت، زندگی تان پربرکت
مسافر توحید شکیبایی سه شنبه 8 خرداد 1397 09:30
خداقوت و بسیار عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: