سر سفره عشق بودم
دوشنبه 19 شهریور 1397 ساعت 11:17 | نوشته ‌شده به دست همسفر فریده | ( نظرات )
گردنهٔ سخت این خدمت برای من همان انجام عمل سالم بود که در ابتدا گذرا اشاره کردم؛ ولی به‌هرحال فهمیدم که عمل سالم باید انجام شود و این مهم نیست که چه تعدادی و چه افرادی از این موضوع رنجیده‌خاطر می‌شوند و یا تأیید می‌کنند.


یا معافی

 

می‌گویند: وقتی‌که خدا به آدم نظری از سر لطف و رحمانیت می‌اندازد؛ انسان را خدمتگزار می‌کند.

چقدر در این خدمت‌ها آموزش‌های عملی وجود دارد؛ درواقع بسان یک مسابقه است که انسان باید انجام بدهد که البته برنده و بازنده خود شخص است!

جمعه پارک طالقانی ساعت حدوداً ۱۱ صبح بود که از دور استاد بزرگوارم را دیدم، معلمی که همیشه از ایشان آموخته بودم و مدت‌ها بود که در محضرشان نبودم. با خوشحالی به طرفشان رفتم؛ بعد از احوالپرسی از حال و وضع من؛ که لازم به ذکر است که این امر با رفتن کمک راهنمای خوبم خانم ترانه مصادف شده بود، از من پرسیدند: که آیا در انتخابات مرزبانی شرکت کردم یا خیر؟ من جواب دادم که شرکت نکردم! به من امر کردند که حتماً شرکت کنم؛ من حتی به خودم اجازه ندادم که در این مورد فکر کنم و امر ایشان را اطاعت کردم. شرکت کردن همان و مرزبان شدن همان و...

ابتدای امر فکر کردم که خدمت در هر جایگاهی عشق می‌خواهد که من داشتم و در خودم این توان را احساس می‌کردم که می‌توانم این عشق را منتقل کنم، غافل از اینکه در کنگره من همیشه سر سفره عشقِ عزیزان هستم و همیشه خودم را در مرتبه کوچکی می‌بینم و با تمام سلول‌های وجودم، عشق به‌تمامی همسفران و مسافران و آجر به آجر کنگره را حس می‌کردم.

درست است که هنوز خیلی کار داشتم برای رسیدن به تعادل و تعالی؛ اما حالا که خوانده‌شده بودم با خودم قرار گذاشتم که حتماً با تمام قوا پاسخ به آرای مثبت را بدهم و خدمتگزار خوبی بشوم؛ البته هر خدمتی راه و کار خودش را دارد و باید روی یک خط بود و از مقررات پیروی کرد و مجری هم بود و داشتن عشق لازم و ضروری می‌باشد؛ ولی کافی نیست!

اولین چالشی که با آن دست‌وپنجه نرم کردم این بود که باید هیچ مسئله‌ای در رابطه با این مسئولیتم را به کسی نگویم؛ حتی به کمک راهنمایم؛ حتی اگر از من سؤال شود باید روشی را بلد باشم که با احترام از کنار سؤال عبور کنم. چالش بعدی این بود که در مورد کوچک‌ترین مسئله‌ای باید با خانم فاطمه مرزبان هماهنگ باشم و گاهی فراموش می‌کردم. قول دادم که دیگر با خودم مدارا نکنم؛ چون مدت‌زمانی بود که این مدارا با خود باعث شده بود نفسم در انجام عمل سالم من را همراهی نکند و بعضی‌اوقات تعلل باعث می‌شود که در لحظه تصمیم نگیریم و همین امر باعث می‌شد که در نفس لوامه قرار بگیرم. دیگر با خودم مدارا نخواهم کرد، دیگر با خودم مدارا نخواهم کرد ...این جمله را با خود تکرار می‌کردم تا ملکه شد.

خوبی که خدمت در کنگره دارد این است که بزرگان هیچ‌گاه تو را رها نمی‌کنند و همیشه چراغ راه هستند و با راهنمایی‌های خود، کمک بزرگی برای درست انجام دادن کار انجام می‌دهند.

و در ادامه بزرگ‌ترین چالشی که با آن دست‌وپنجه نرم کردم این نکته بود که بعضی از نکات را باید ندید گرفت و حیطه آن را هم مشخص کردند که این هم کار سختی بود؛ البته آموزش صبر بود برای من و خیلی پراهمیت؛ که توانستم آن را در زندگی خودم هم بسط دهم و پلهٔ ترقی خوبی برایم بود. خدا را شکر

گردنهٔ سخت این خدمت برای من همان انجام عمل سالم بود که در ابتدا گذرا اشاره کردم؛ ولی به‌هرحال فهمیدم که عمل سالم باید انجام شود و این مهم نیست که چه تعدادی و چه افرادی از این موضوع رنجیده‌خاطر می‌شوند و یا تأیید می‌کنند. یکی دیگر از نکات مهم و اثرگذاری این خدمت برای من نظمی بود که به کارهایم دادم و تا حد زیادی در من نهادینه شد.

منیت در این‌جایگاه کاملاً شکسته می‌شود و خودت را وقف دیگران می‌دانی و چه حس زیبایی است زمانی که دلگرمی به یک تازه‌وارد و سفر اولی می‌دهی!

در ارتباط بودن با دیگران و این ردوبدل شدن انرژی لذت خوبی برای من داشت و من را سرشار از انرژی می‌کرد. هر وقت زمان آمدن به شعبه بود تمام راه را ذکر می‌گفتم و از سرصبح از قدرت مطلق الله درخواست می‌کردم که کمکم کند تا کاری کنم؛ که رضایت او در آن است و خدا را خشنود کنم و پایان خدمت در شعبه و موقع رفتن به خانه انرژی آن روز را هدیه می‌کردم به مسافر عزیزم که هرچه دارم از ایشان است و کمک‌های ایشان که موجب شد تا بتوانم با فراغ بال به این خدمت بپردازم.

خدایا تو را سپاس، کاشکی کلامی جدید برای شکر گذاری پیدا می‌کردم که در هیچ کتاب دیگری نوشته‌نشده بود. کاشکی اسمی جدید پیدا می‌کردم و با آن نام تو را می‌خواندم؛ اما چه کنم که زبانم همیشه قاصر هست. شکر بابت این خدمت که بخش اعظمی از زندگی من را دگرگون نمود. شکر شکر شکر

این هفته را به مرزبانان و ایجنت ها و اسیستانت های تمامی شعبه کنگره ۶۰ تبریک عرض می‌کنم و تبریک ویژه به خانم آذر اسیستانت دوره قبل، خانم منیره و خانم فاطمه و خانم لیلای عزیزم عرض می‌نمایم.

 

نویسنده: کمک راهنمای محترم همسفر خانم نوشین

عکس : همسفر فریده

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمیه از لژیون هفتم جمعه 23 شهریور 1397 07:21
سلام وخداقوت به شما خانم نوشین عزیز شما همیشه تهبرین بودید ودر خدمت مرزیانی درخشیده ای ، ممنون از زحمت های بگخالصانه و بی دریغ شما باشد که برکت این خدمت وخدمت کمک راهنمای تان به زندگیتان بدرخشد .
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 23 شهریور 1397 02:35
خدا قوت همیشه لبخند و آرامش شمارو دوست دارم خانم نوشین عزیز
فاطمه همسفر توحید چهارشنبه 21 شهریور 1397 10:02
خدا قوت خدمت راهنمای عزیز خانم نوشین
چهره مهربان وصبور شما نشان از درون اگاه وپاکیزه شما دارد که امواج مثبت ازشما دریافت میکنم.
در سفر اولم که شما مرزبان بودید دیدن شما
یک دلگرمی برای من بود وهمیشه دنبالتان می گشتم تاببینم که حالم بهتر شود.
ممنونم از شما برای تمام خدماتتان وبرای عشق
به همنوع که در چهره ی شما موج میزند.
باران رحمت الهی برسرتان گروه وبلاگ نویسان.
همسفر فاطمه. سه شنبه 20 شهریور 1397 17:11
راهنمای گرامی ، و پیشکسوت خدمت والای مرزبانی خانم نوشین عزیز خداقوت و سپاس
مرزبان شجاع ، مرزبان عشق ، لطف و صفا ،
دوران مرزبانی شما از بهترین دوران خدمت من بود که تحت فرمان و آموزش خانم منیره و شما مرزبانان قرار گرفتم،
آری دوران راهنمایی و مشاوره تازه واردین.
بسیار از شما آموختم . ممنون از روی خوش ، لب خندان ، قلب وسیع ، زبان شیرین و شیوای شما.

شما مرزبانی از صف مرزبانان مقتدر کنگره بودید ، چون خانم ترانه ی عزیز که الگوی اقتدار در مرزبانی، راهنمای عزیز شما بود.
خوشا بحال خدمتگزاران ، که کنگره را دارند و خوشا بر کنگره با خادمانی در خانه ی عشق کنگره
خانم نوشین عزیز شما را میتوان دلاوری در خدمت خواند ، عاشقی با توان بالا ، هم اینک شما ستون و وزنه ایی برای مرزبانی و یاری شعبه هستید.

کمک راهنمایی که اول وقت دوشنبه حضور دارد ، و اولین سخنش ، به مرزبانی ، این است که ؛ چکاری از عهده ام برمی آید!
تی می‌کشید و سرویس بهداشتی را در کنار دیگر اعضا ، مانند رهجویی بزرگ بر ای کنگره انجام می‌دهید.
حق نگهدارتان ، فضل و لطف خداوند یارتان ، ابر رحمت الهی بر سرتان
سلامت و موفق همچنان چون ستاره بدرخشید.

خانم فریده ی عزیز راهنمای درمان سیگار خداقوت ، ممنون از خدمت سایت و عکاسی ، ممنون که خواهرم شدید
افتخار و سعادتی برای بنده. ممنون
همسفر فاطمه سه شنبه 20 شهریور 1397 16:44
کمک راهنمای محترم خانم نوشین عزیز، لحظه به لحظه خواندن دل نوشته تان دوران مرزبانیتان در ذهنم به تصویر در آمد و آنچه دیدم عشق بود، محبت بود، مهربانی بود و لبخند.
باورش برایم سخت بود که آدمی در همه حال لبخند بر لب داشته باشد، مشکلات بود، سختی ها بود، چالش ها بود اما شما همچنان لبخند بر لب با هر مراجعه کننده ای برخورد می نمودید و این درس بزرگی بود برای من.
مهربانی هایتان زبان زد است و من افتخار می کنم که بگویم از دوست داران شما هستم. برایتان آرامش واقعی آرزو می کنم.
فاطمه همسفر امیر سه شنبه 20 شهریور 1397 07:20
خانم نوشین عزیز از همه زحمات خالصانه و عاشقانه شما در دوره مرزبانی بی نهایت تشکر می کنم من از شما درسهای زیادی گرفتم شما وجودی مملو از عشق دارید امیدوارم در جایگاه کمک راهنمایی هم به مانند مرزبانی بدرخشید و موفق و سربلند باشید.
مینا همسفر .نهم سه شنبه 20 شهریور 1397 01:30
خانم نوشین عزیز از مطالب زیباتون لذت بردم هرچند که روزی من نبود درزمان مرزبانی شما در خدمت کنگره باشم . ولی ورود من به کنگره و استقبال من از این مکان مقدس برخورد اولیه شما با من بود از اونجایی هم که بنده هیچ شناختی نسبت به کنگره نداشتم اون برخورد اول شما انگیزه ای شد برای ورود من به این مکان مقدس وخدارو شکر میکنم که چنین مکانی مقدس و دوستانی همانند شما را روزی من کرد.انشالله همیشه برقرار و مستدام باشید
سولماز فداکار سه شنبه 20 شهریور 1397 01:23
راهنمای محترم خانم نوشین عزیز و گرامی، ممنون بابت نوشته ی بسیار پراحساس تان که بند بندش پر از عشق بود.شما در خدمت مرزبانی بسیار پرانرژی و محکم قدم برمیداشتید و همیشه با روی باز از همسفران استقبال میکردید.ممنون و سپاسگزار بابت خدمت های بسیار زیاد و عاشقانه تان....تا همیشه سعادتمند باشید
همسفرسمیه( ۱۶) سه شنبه 20 شهریور 1397 00:36
خانم نوشین عزیزم در زمان ورودم به کنگره این لبخند شما بود که مرا جذب این مکان کرد و همیشه از شما انرژی و ارامش گرفتم و همیشه صبور بودن شمارا تحسین کردم از زحماتی که در دوره قبل کشیدید متشکرم واز خداوند برایتان سلامتی و موفقیتهای روز افزون را خواستارم.
مریم همسفر مهدی 1 سه شنبه 20 شهریور 1397 00:11
خانم نوشین عزیزم بسیار زیبا احساس و تجربه خود را از دوران خدمت مرزبانی بیان فرمودید . در دوره خدمت شما من همواره از دیدن چهره پر محبت و پر مهرتان انرژی زیادی میگرفتم و قدر دان زحمات بی دریغ شما بوده و هستم . امیدوارم در حایگاه مقدس کمک راهنمایی هم موفق و موید باشید .
مسافر توحید دوشنبه 19 شهریور 1397 22:39
توفیق خدمت در جایگاه های مختلف را تبریک عرض میکنم و قطعاً این تغییر جایگاه انرژی پتاسیل زیادی به همراه خواهد داشت.
عمل سالم هم سهل است و هم سخت، انتخاب با خود من است. اگر برای کنگره خدمت نمایم بسیار سهل و گر نه اگر بخواهم برای خودم خدمت کنم خدمت که نیست عین خیانت است.
خداوند به قلم شما برکت ایزدی عطا نماید و استفاده نمودم.
خداقوت به گروه وبلاگ نویس خانواده
فریدون جنابی دوشنبه 19 شهریور 1397 21:41
بااحترام...سرکار خانم نوشین کمک رهنمای محترم بسیار عالی عرض منمایم شم قلم توانایی داشته و دارید تبریک و پایدار باشید ...یاعلی
همسفرخدیجه . م دوشنبه 19 شهریور 1397 21:34
خواهرعزیزم نوشین جان شمابرای من همیشه اسطوره عشق ومحبت بودی درکنگره چراکه نگاه وکلام پرمحبت شما وخانم لیلا عزیز که اینک مرزبان هستند مرامجذوب کنگره وآموزشهای خوب آن کرد خدا راشکر که شمارا درکنارخود احساس ودرک میکنیم شمابسیار درجایگاه های خود به زیبایی درونتان میدرخشی وقتی فهمیدم نقاشی های کنگره هم هنر دستان و ذهن خلاق شماست بیشتر لذت بردم چون من نقاشی هارو خیلی دوست داشتم همه کنگره عشق است خداقوت موفق ومؤیدباشی همسفرخدیجه م از لژیون یکم
همسفر زهرا دوشنبه 19 شهریور 1397 14:36
خدا قوت و ممنون ، شما با مهربانی و خوشرویی خود اثر خوبی در ذهن ما به جا گذاشتید ،در پناه حق موفق باشید
ایرج ورمزیار (21) دوشنبه 19 شهریور 1397 14:08
کمک راهنمای گرامی سرکارخانم نوشین...خداقوت بسیار بسیارعالی بود..توفیق پشت توفیق خدمت درمرزبانی ومتعاقب آن خدمت درجایگاه کمک راهنمایی وقبل ازاینهادرقسمت وبلاگ وتلالوهمه اینهامنقوش نمودن تصاویرکتاب ۶۰درجه باآن همه ظرافت وزیبایی اتفاقی نبوده ونیست وفقط بایدعنایات ویژه خداوندوالطاف حضرت حق شامل حال آدمی گرددتابتوانداین همه تنوع خدمتی به انسانهاداشته باشددرودخدابرشماکه معنای حقیقی السابقون میباشیدامیدوارم درادامه همچنان پرانرژی بوده وطی طریق فرمایید...پیروزوسربلندباشید..تشکر ازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
سمانه همسفر داود دوشنبه 19 شهریور 1397 12:31
خانم نوشین عزیز هیچ گاه زحمات صادقانه شما را در دوره مرزبانی فراموش نمی کنم و همیشه از شما انرژی می گرفتم امیدوارم همیشه سالم و حال دلتون خوش باشه.
رقیه لژیون دهم دوشنبه 19 شهریور 1397 12:28
خداقوت وسپاس به نوشین عزیز
ارامش وتعهدی که شما در زمان خدمت داشتید مثال زدنی است.بابت تمام خدمت خالصانه در دوره مرزبانی قدردان شما هستم.خوشحالم سراغاز فصل دیگر شما در این شعبه است
خدمت کمک راهنمای بزرگوار خانم ترانه بابت پرورش چنین عزیزانی خدا قوت عرض میکنم
تلاش وزحمات بی دریغ مرزبانان عزیز را ارج مینهیم
گروه وبلاگ نویسان وعکاس خانم فریده خدا قوت
صغر ی همسفر یوسف دوشنبه 19 شهریور 1397 12:25
خانم نوشین عزیز خداقوت خیلی از مطلب زیبای شما بهرمند شدم و آموزش گرفتم همیشه به ما همسفران انرژ ی دادیدومیدهید انشا ا.همیشه در آرامش آسایش باشید
دوشنبه 19 شهریور 1397 12:25
راهنمای گرامی خانم نوشین خدا قوت
شما همیشه برای من قابل احترام هستید .وجودتان سرشار از انرزی، محبت و عشق است داشتن این خصوصیت باعث شده که هر بار با دیدن شما یاد خاطره خوب ورودم به کنگره شوم و خدا را شکر کنم که وجود عزیزانی مثل شما باعث جذب ورود هر تازه واردین می شوند و سفر خود را شروع میکنند.
این هفته را به تمام مرزبانان، اسیستانت و ایجنت محترم شعبه تبریک میگویم و برایشان سلامتی و آرامش آرزو میکنم.
مهدی صافی (21) دوشنبه 19 شهریور 1397 11:41
راهنمای گرامی سرکار خانم نوشین، زحمات بی دریغ و تلاش صادقانه شما را در دوره مرزبانی به خاطر دارم. خدمت همگی بزرگواران دوره گذشته و دوره جاری تبریک و خداقوت عرض مینمایم.
وبلاگ نویسان گرامی تشکر
☆دَرپَناه‌ِحَق‌باشید اِن‌شاءَالله☆
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: