در مسیر آموزش
دوشنبه 26 شهریور 1397 ساعت 08:59 | نوشته ‌شده به دست همسفر صبا | ( نظرات )
 اوایل سفر بودم شب‌ها خواب راحتی نداشتم بغضی در گلو داشتم ، نمی‌توانستم راحت باکسی صحبت کنم وهمان زمان بود که خانم مریم در وبلاگ از من خواستند که دل نوشته‌ای بنویسم در مورد خودم و مسافرم و سفرمان. من تمام حرف‌های نگفته و خاطرات بد گذشته و همه را به‌صورت دل نوشته‌ای برای سایت نوشتم و این اولین بار بود که واقعاً احساس کردم بغض تو گلویم خالی‌شده و احساس سبکی می‌کردم ،  از آن به بعد سفرم را راحت‌تر طی کردم ؛ آموزش‌ها را می‌گرفتم و مسافرم را رها کردم .


سلام دوستان سهیلا هستم همسفر!

امروزه زمان زمان کامپیوتر ارتباطات و اینترنت؛ که اگر شخص آگاهی داشته باشد خیلی راحت می توانددرحالی که در منزل نشسته به علوم و راهکارهایی دسترسی پیدا کنه.

زمانی که من با اعتیاد فرزندم مواجه شدم درحالی‌که پریشان و مضطرب بودم به هر دری می‌زدم تا بتوانم دلبندم را از دست این اهریمن نجات بدهم. وقتی به سراغ اینترنت رفتم و در گوگل جستجو می‌کردم تا راهی برای ترک اعتیاد پیدا کنم؛  اسم کنگره ۶۰ و درمان اعتیاد برایم باز شد و اینجا بود که برای اولین بار وارد سایت کنگره شدم . تا پاسی از شب دل نوشته‌ها مسافران و راه درمان اعتیاد و... خواندم و روز بعد با همسرم درمیان گذاشتم ولی ایشان قبول نکردند و گفتند : چقدر ساده‌ای مگر می شود  تریاک را با تریاک درمان کرد؛ یعنی با تریاک یک فردی که اعتیاد داره ترک کنه محاله .

یک سال از آن زمان گذشت ، یک سالی که پر از خاطرات تلخ بود ! از روان‌پزشک شروع شد تا قرص متادون. تا اینکه یکی از دوستان پسرم کنگره را به ما معرفی کرد و باز برای بار دوم من وارد سایت کنگره شدم و آدرس نمایندگی‌ها را جستجو کردم که کدام شعبه به ما یا محل کار پسرم نزدیک‌تراست .

خدا را هزاران بار شکر که اذن ورود ما  به کنگره ۶۰ را خداوند مهربان صادر کرد. در سفر اول که بودم راهنمای عزیزم در مورد خدمت درکنگره و این‌که این خدمت حتی اگر کوچک هم باشد باعث می‌شود که به حال خوش برسیم و حتی خدمت به دیگران باعث باز شدن گره زندگی‌مان می‌شود با ما صحبت می کرد .

 اوایل سفر بودم شب‌ها خواب راحتی نداشتم بغضی در گلو داشتم ، نمی‌توانستم راحت باکسی صحبت کنم وهمان زمان بود که خانم مریم در وبلاگ از من خواستند که دل نوشته‌ای بنویسم در مورد خودم و مسافرم و سفرمان. من تمام حرف‌های نگفته و خاطرات بد گذشته و همه را به‌صورت دل نوشته‌ای برای سایت نوشتم و این اولین بار بود که واقعاً احساس کردم بغض تو گلویم خالی‌شده و احساس سبکی می‌کردم ،  از آن به بعد سفرم را راحت‌تر طی کردم ؛ آموزش‌ها را می‌گرفتم و مسافرم را رها کردم و دوربینم را  به سمت خودم گرفتم،  بایستی خودم را به رهایی می‌رساندم و کم‌کم سفر اول را طی کردیم و به رهایی رسیدیم شکر شکر

وقتی وارد سفر دوم شدم چند وقتی‌که گذشت راهنمای عزیزم از من خواستند که به‌عنوان خدمت در وبلاگ خودم را به خانم صبا معرفی کنم. اولش ترسیدم که آیا می‌توانم این کار انجام بدم. زمانی که نزدشان  رفتم ایشان با خوش‌رویی تمام بنده را پذیرفتند و این خوش‌رویی یک انرژی خاصی در من ایجاد کرد. 

با خودم گفتم خداوند این خدمت را روزی من کرده ، باید بر ترسم غلبه کنم و این خدمت که می‌تواند ذره‌ای از دِین من نسبت به کنگره باشد را انجام بدهم. اوایل به سایت سر می‌زدم و برای دل نوشته ها و مقاله ها  کامنت می‌گذاشتم و با همین کار انرژی می‌گرفتم گاهی از نوشته‌ها آموزش می‌گرفتم و حتی بعضی‌اوقات نوشته‌ها مرا به فکر می‌برد. از آن به بعد احساس می‌کنم حتی حال مسافرم خیلی بهترشد

و بعد از مدتی خدمتم در وبلاگ را با تایپ کردن شروع کردم و هر بار که نوشته‌ای را تایپ می‌کنم خیلی انرژی می‌گیرم. دست‌به‌قلمم بهتر شده بیشتر تفکر می‌کنم و احساس می‌کنم که انسان پوچی نیستم و در حال حرکتم. گاهی ممکن است کارهایم زیاد باشد اما شوق خدمت و انجام دادن کار در وبلاگ باعث می‌شود که به کارهایم نظم بدم تا بتونم خدمتم را به‌درستی انجام بدم؛ و هر وقت مقاله‌ای را باید تایپ کنم اول چند بار خودم می‌خوانم و گاهی آن‌قدر برایم جذاب و آموزنده است؛ و خداوند مهربان را شاکرم که این خدمت روزی من شده و باعث می شود که همیشه در مسیر آموزش باشم.

از خانم صبا عزیز مدیر وبلاگ و دیگر عزیزانی که به من کمک کردند و با خوش‌رویی و تشویق مرا پذیرفتند ممنونم و تشکر می‌کنم.


نویسنده : همسفر سهیلا ؛ وبلاگ نویس همسفران شادآباد 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فرزانه سه شنبه 28 اسفند 1397 23:13
خانم سهیلای عزیز خدا قوت.عالی بود.
همسفر مینا چهارشنبه 28 شهریور 1397 01:54
خانم سهیلای عزیز مطالبتون خیلی زیبا و از دل بود. خدا قوت
ایرج ورمزیار (21) سه شنبه 27 شهریور 1397 12:45
همسفرگرامی سرکارخانم سهیلا...خداقوت وتشکرازشمابخاطرخدمات شایسته تان دروبلاگ گروه خانواده..پیروزوسربلندباشد..
محمدملاولی سه شنبه 27 شهریور 1397 00:22
خدا قوت به همسفر محترم ، انشالله همواره درمسیر خدمت درکنگره وزندگی موفق باشید.
همسفر زهرا سه شنبه 27 شهریور 1397 00:19
خدا قوت خانم سهیلا ،تلاش و خدمت شما تحسین برانگیز است به شما تبریک عرض میکنم و بهترین ها را برایتان خواستارم
مسافر توحید دوشنبه 26 شهریور 1397 21:46
خداقوت و بسیار عالی
موفق و پیروز باشید
طاهره لژیون دهم دوشنبه 26 شهریور 1397 14:41
خواهر عزیزم خانم سهیلا بسیار عالی بیان نمودید،امیدوارم تمام کسانی که از اعتیاد رنج میبرند به این نقطه که زندگی دوباره و شروعی تازه است برسند،از صمیم قلب بهترین لحظات را برای شما و فرزندان و همسرتان آرزو میکنم.
همسفرمعصومه عبدی دوشنبه 26 شهریور 1397 11:39
خانم سهیلای عزیزم از خواندن مطلبتان بسیار لذت بردم وصمیم قلبم کمک راهنمایی را برایتان ارزو کردم.
دوشنبه 26 شهریور 1397 11:32
خدا قوت عالی بود پایدار باشید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic