حس خوش رهایی ؛ حس کاملاً متفاوت
شنبه 19 آبان 1397 ساعت 07:38 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه شمسیان | ( نظرات )
حس و حال‌های متفاوتی سراغ آدمی می‌آید. حس و حال‌هایی کاملاً متفاوت. گاهی آنقدر شوق‌وذوق، آدمی را فرامی‌گیرد که از شدت خوشحالی گریه می‌کند و زمانی هم دلهره و نگرانی دل‌چسبی وجودش را پر می‌نماید و بعضی‌اوقات هم بی‌قرار، بی‌قرار می‌شود. حس و حال من هم خارج از این حس و حال‌ها نبود.


به نام خدای مهربانی‌ها
حال خوش رهایی
از حس و حال روز رهایی برایتان می‌نویسم، حس حالی که هر سفر اولی با پایان یافتن سفرش آن را تجربه می‌کند.
حس و حال‌های متفاوتی سراغ آدمی می‌آید. حس و حال‌هایی کاملاً متفاوت. گاهی آنقدر شوق‌وذوق، آدمی را فرامی‌گیرد که از شدت خوشحالی گریه می‌کند و زمانی هم دلهره و نگرانی دل‌چسبی وجودش را پر می‌نماید و بعضی‌اوقات هم بی‌قرار، بی‌قرار می‌شود. حس و حال من هم خارج از این حس و حال‌ها نبود.
احساس سبکی می‌کردم؛ سبک همچون پر کاهی. حس می‌کردم همچون پر کاه آنقدر سبک هستم که بین زمین و آسمان معلقم و نسیمی، آرام، مرا به سویی می‌برد. سمت‌وسویش هر چه بود آرامش به همراه داشت و حس و حال خوب. خودم را به نسیم سپردم و باحال خوش به پرواز درآمدم.
بالاخره نوبت رهایی برادرم نیز فرارسید و قرار شد برگه رهایی ما نیز به دستان پربرکت جناب مهندس امضاء شود. همگی سر از پا نمی‌شناختیم. شادی‌ای وصف‌نشدنی، وجودمان را فراگرفته بود. فقط خدا می‌داند چقدر برای دیدن و حس کردن این صحنه، لحظه‌شماری کردم.
صبح بعد از خواندن نماز برای لحظه‌ای حس و حال دانش‌آموز کلاس اولی را داشتم که با ذوق و شوق لباس‌هایش را می‌پوشد و آماده می‌شود که با مادرش به مکان ناشناسی برود، هم ترس دارد و هم ذوق، حس من هم این‌چنین بود. ذوقم از برای رهایی برادرم بود و امضاء شدن آن برگه و ورودمان به سفر دوم و ترس از بابت اینکه شنیده بودم سفر دوم هم سهل است و هم سخت. باید تلاش بیشتری در این سفر بکنم، باید بیشتر آموزش بگیرم و آنها را کاربردی نمایم، باید خودم را بهتر بشناسم؛ گرچه خودشناسی کار بسیار سختی است؛ اما یقین دارم باپشتکار دل‌نشین خواهد شد. ایمان‌دارم همان خدایی که در سفر اول همراهی‌مان کرد و توان حرکت به ما داد، باز لطفش را شامل حالمان می‌گرداند و این سفر را هم ان‌شاءالله به پایان خواهیم رساند.
تخریب‌هایمان را به یاد آوردم، یأس و ناامیدی‌هایمان را به یاد آوردم. برادرم هیچ امیدی به درمان و رهایی نداشت، ناامیدی تمام وجودش را در برگرفته بود و در باورش نمی‌گنجید که روزی از بند این اهریمن بزرگ نجات پیدا کند. می‌گفت: شیشه در هیچ کجای دنیا درمان ندارد. ناامیدی در خانه دلش، جابازکرده بود و میل به کوچ نداشت؛ اما من برعکس او، خیلی امیدوار بودم. ندایی از درونم می‌شنیدم که این راه درست است و ما درست آمده‌ایم. در مورد کنگره و راه‌های درمان آن خیلی تحقیق کرده بودم و مطمئن بودم مسافرم در این مکان به رهایی خواهد رسید؛ زیرا می‌دیدم افرادی را که درد ما را، با گوشت و پوستشان لمس کرده بودند، تجربه داشتند و می‌توانستند معلمان خوبی برای ما باشند.
 همیشه تصویر رهایی مسافرم را در ذهنم مجسم می‌کردم و باور داشتم اگر فرمان‌بردار راهنمایمان و قوانین وضع‌شده در کنگره باشیم، اگر سختی راه را با جان‌ودل بپذیریم و شکوه و شکایت نکنیم، یقیناً روز رهایی ما نیز فرا خواهد رسید.
در مسیر پارک طالقانی مدام به جان آقای مهندس و خانواده محترمشان دعا می‌کردم. دعاگوی راهنمای عزیزم و راهنمای مسافرم بودم و خیروبرکت برای زندگی‌شان آرزو کردم.
برگه رهایی ما در ساعت نه و سی‌وپنج دقیقه روز جمعه 27 مهر سال 1397 پس از 12 ماه سفر، به دستان مبارک جناب مهندس دژاکام امضاء شد و زمانی که «مبارک باشد» را می‌نوشتند شوقی وصف‌ناپذیری وجودم را فراگرفت. شادی‌ام را با راهنمای عزیزم، خواهر لژیونی‌هایم و همه‌کسانی که در رهایی ما شرکت کرده بودند، تقسیم کردم و از صمیم قلبم برای تمامی سفر اولی‌ها تجربه این لحظه به‌یادماندنی را آرزو کردم. مادرم را که همسفر دیگر برادرم بود و در این سفر ما را همراهی می‌کرد در آغوش کشیدم و حال خوش فرزندش را تبریک گفتم.
در آخر از خداوند بزرگ بابت وجود آقای مهندس، کنگره 60، راهنمایان دلسوز کنگره 60 و همه عزیزانی که در احیای یک انسان گام برمی‌دارند تشکر و قدردانی می‌کنم. بابت وجود فرشته‌های انسان‌نما شکر شکر شکر.

نگارنده : همسفر ربابه از لژیون پنجم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهدی مرادی رهجوی آقای آبیار سه شنبه 22 آبان 1397 18:29
سلام خداقوت تبریک تبریک تبریک
همسفرسمیه( ۱۶) شنبه 19 آبان 1397 23:38
خانم ربابه عزیز این رهایی را به شما و خواهر عزیزم خانم رقیه تبریک عرض میکنم امیدوارم رهاییتان مستدام باشد.
راهنمای عزیزم خانم سمیه و خانم سمیرای عزیز به شما هم این رهایی را تبریک میگویم امیدوارم به هرچه میخواهید برسید.
خانم فاطمه عزیز خداقوت.
فاطمه همسفر پوریا شنبه 19 آبان 1397 23:17
خانم ربابه عزیز خدا قوت.دل نوشته زیبا و پر احساسی داشتید.
امیدوارم شهد شیرین رهایی همیشه به کامتان شیرین باشد.

گروه وبلاگ خدا قوت و تشکر.
همسفر فاطمه شنبه 19 آبان 1397 22:55
رهایی دیگر بر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 مبارکباد
این رهایی بر راهنمایان مسافر و همسفر مبارک و پرشگون باد
خانم ربابه ی عزیز و مادر مهربان و بزرگوار خانم رقیه عزیز رهایی بر شما تبریک و شادباش
احسنت بر عزم و ایمان و عشق شما همسفران عاشق و بال های پرواز دانا و توانا ، خداقوت .
بدون شک اطاعت ، امید ، صبر ، و حرکت سالم شما همسفران آگاه و صبور ، سفر مسافران را به ثمر می‌نشاند.
سلامت و موفق همچنان در مسیر آموزش و خدمت خوش بدرخشید.

رهایی بر مسافر ارجمند مبارک باد، خداقوت ، موفق باشید و در سفر دوم خوش بدرخشید.

خانم شمسیان عزیز خدمتتان پربرکت
ممنون از تلاشهای خالصانه و عاشقانه ی شما. اجرتان کمک راهنمایی
همسفر فاطمه شنبه 19 آبان 1397 17:22
خواهر خوبم خانم ربابه عزیز این رهایی و پرواز به سوی لایتناهی گوارای وجودتان باد
روزهایی را می بینم که شما و مسافرتان از کمک راهنمایان مجرب کنگره 60 هستید. به امید آن روز
تبریک ویژه خدمت مادر بزرگوار خانم رقیه عزیز. امیدوارم و آرزو می کنم دل مهربانتان هرگز مشکلات عزیزانتان را به عینه نبیند و همیشه در کنار آنان شاد و سربلند باشید.
زهرا همسفر علی (۱۶) شنبه 19 آبان 1397 16:40
با عرض تبریک خدمت خانم ربابه و خواهر لژیونی خوبم خانم رقیه و مسافر محترمشان بابت این رهایی
خدا قوت وتبریک ویژه خدمت راهنمای عزیزم خانم سمیه وراهنمای عزیز خانم سمیرا امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشید
همسفر پروانه شنبه 19 آبان 1397 15:58
ربابه عزیزم تبریک به شما و مادر گرامیتان بابت این رهایی وخداقوت خدمت خانم سمیرا و سمیه عزیزم پیروز و سربلند باسید
رقیه لژیون دهم شنبه 19 آبان 1397 12:23
خدارا شکر بابت این حس شیرین ودلچسب
عرض تبریک به خانم سمیه وسمیرا
این رهایی ها همیشه مستدام وپایدار
لیلا محمدلو شنبه 19 آبان 1397 12:08
برای انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر
به خانم ربابه عزیزم و مادر گرامیشان و کمک راهنماهای محترم از صمیم قلبم تبریک و خداقوت عرض می کنم .
پایدار و مستدام باشید.
ایرج ورمزیار (21) شنبه 19 آبان 1397 10:34
همسفرگرامی سرکارخانم فاطمه..شکرحداوندرابخاطرحال خوب اینروزهایتان..پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
مریم حسینی شنبه 19 آبان 1397 10:09
خدا قوت به خانم فاطمه عزیز
خواهر عزیز خانم ربابه بسیار با احساس بیان نمودی و به شما و مسافرت این رهایی را تبریک می گویم و به راهنما عزیمان خانم سمیرا همم خدا قوت و شاد باش عرض می کنم و برای شما عزیزان بهترینها را از خداوند خواستارم
فریدون جنابی شنبه 19 آبان 1397 09:23
بااحترام...همسفر محترم دل نوشته زیبا و با احساسی بود موفق و پایدار باشید ...یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: