حس خوب؛ عضو لژیون مالی
چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 14:08 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا محمد لو | ( نظرات )

با خود خیلی درگیر بودم و بالاخره یک روز تصمیم گرفتم که حداقل دو میلیون تومان جور کنم هیچ پس‌اندازی نداشتم، انگشتر روز عقدم را بااینکه خیلی دوستش داشتم و 22 سال بود آن انگشتر را داشتم، ولی با خودم گفتم باید ازآنچه دوست داری ببخشی؛ به فرموده حضرت علی (ع).

انگشتر را فروختم، خیلی حس خوبی بود...


به نام قدرت مطلق

سلام دوستان زینب هستم همسفر عبدالله

خدایا ما را خوب کن، اگر خوب هستیم ما را خوب‌تر کن.

خدایا محبت همه انسان‌های خوب را روزی ما کن.

خدایا محبت همه‌کاره‌ای خوب را در دل ما جاری کن.

خدایا محبت ما را به خودت روزبه‌روز بیشتر کن.

در سال گذشته با رقم یک‌میلیون و پانصد هزار تومان که به‌سختی پس‌انداز کرده بودم در گل‌ریزان که شرکت کردم، همان‌جا از خداوند خواستم که من سال آینده جزء لژیون مالی شوم.

آخر سال 96 بود که راهنمای عزیزم فرمودند یک نامه به سال 97 بنویسید و برای سالتان اسم بگذارید و من اسم سالم را سال خدمت و انفاق گذاشتم. خدا را شکر و سپاس‌گزارم که این توفیق روزی‌ام شد.

و اما امسال که یک ماه به گل‌ریزان مانده بود استاد جلسه آقای رضوانی بود که در مورد گل‌ریزان صحبت کردند. در آنجا به دلم افتاد که خدایا امسال من می‌توانم در گل‌ریزان شرکت کنم ولی با خودم گفتم نه! چون امسال تازه خانه خریدم، قرض داریم و نمی‌توانم شرکت کنم.

یک روز به دلم افتاد که به فرشته‌ام نامه بنویسم و از او کمک بخواهم؛ نامه نوشتم و از فرشته‌ام خواستم که مرا هم دعا کند که جزء لژیون مالی شوم.

 موقع نامه نوشتن حس خوبی داشتم می‌گفتم حتماً جزء لژیون مالی می‌شوم و یک ندایی در درونم می‌گفت نه تو قرض داری و هنوز سند خانه را ثبت نکردی.

با خود خیلی درگیر بودم و بالاخره یک روز تصمیم گرفتم که حداقل دو میلیون تومان جور کنم هیچ پس‌اندازی نداشتم، انگشتر روز عقدم را بااینکه خیلی دوستش داشتم و 22 سال بود آن انگشتر را داشتم، ولی با خودم گفتم باید ازآنچه دوست داری ببخشی؛ به فرموده حضرت علی (ع).

انگشتر را فروختم، خیلی حس خوبی بود بااینکه فکرش را نمی‌کردم که آن حس را داشته باشم. خدا را شکر دو میلیون تومان جور کردم. ولی هنوز امیدوارم بودم که جزء لژیون مالی شوم و در گل ریزان شرکت کردم رفتم دو میلیون واریز کردم.

به خانم صبا گفتم خیلی دوست داشتم در لژیون مالی شرکت کنم ولی نشد و بعد یک حسی می‌گفت ان‌شاءالله می‌شود به امید خدا.

نگاه به لژیون مالی می‌کردم خیلی خوشحال بودم از همان‌جا دستم را گذاشتم روی پیشانی‌ام خدا را شکر کردم. سپس به خانم مرزبان گفتم می‌شود که چند ماه دیگر آن 3 میلیون را پرداخت کنم و جزء لژیون مالی شوم؛

 خانم مرزبان باخانم منیره صحبت کرد و گفت بله می‌توانی خیلی خوشحال شدم، گفتم خدا جور می‌کند پناه‌برخدا. امضاء کردم که تا آخر بهمن 3 میلیون را هم جور کنم.

به خانه آمدم و مسافرم را در جریان گذاشتم، مسافرم هم خوشحال شد و گفت پناه‌برخدا و خیلی زودتر از بهمن جور شد و در جلسه بعد 3 میلیون را هم واریز می‌کنم.

اما این بخشیدن را مدیون مسافرم هستم که خیلی بخشنده است چون من کارمند نیستم و هیچ درآمدی هم ندارم. از راهنمای عزیزم خانم صبا خیلی سپاس‌گزارم که درس زندگی و بخشندگی را به من آموخت.

و از کنگره 60 آقای مهندس و از همه خدمت‌گزاران کنگره سپاس‌گزارم و در آخر از خداوند سپاس‌گزارم که این توفیق هم روزی خانواده من شد خدا را شکر و سپاسگزارم.

 

نگارنده: همسفر زینب از لژیون یکم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه پنجشنبه 1 آذر 1397 08:52
روزگاری بهترین یادگارهای روزهای جوانی و پیوندها برای بدبختی ها و خاکستر نشینی های اعتیاد فروخته می‌شد ، با حس غم و افسوس .!
چه رنج ها و مصیبتها در مسیر اعتیاد انسانها را به کام آزمون خود کشاند..
Dst روشی الهی در کنگره ، بر خاکسترها گل رویاند ، آتش ها گلستان شد ، پیوندها محکم شد ، خانه ها جان گرفتند ، آرامش سقف کلبه های عشق گشت ، سفره ها پربرکت شد ، آبی روان مایه ی حیات دوباره گشت ، رونق و فزونی آمد..
شاکران به سجده رفتند.....،
و در رکوع سخاوت، بار دیگر یادگار جوانی
و پیوندهایشان را به میدان آوردند ...
اما این بار متفاوت بود ، وعده ی ایثار، عشق و انفاق آغاز شد ، دانایان و توانایان ، متفکرانِ عابد و زاهد ، بخشندگانِ قدرتمند در این آزمون نیز سربلند شدند ،
این بار ثمره ی از دست دادن حلقه های پیوند، شادمانی ، سرور و محکم شدن پیمان ها بود ، حلقه های عشق درهم تنیده شد و عشق بخدا در یاری مخلوقین به بار نشست.

خانم زینب عزیز ، دانا و توانا احسنت بر تفکر والایتان ، باید در مقابل این همه عشق به الله رکوع و سجود کرد.
این بخشش و سخاوت بر شما مبارک و پرشگون باد

خانم لیلای عزیزم راهنما و خدمتگزار عاشق ، خدمتتان مبارک و پرشگون
همسفر حوریه پنجشنبه 1 آذر 1397 06:47
خواهر خوبم خانم زینب عزیز،خیلی خوشحالم که جزء نیروهای خیر شدید وبهتون تبریک می گویم.
خداوند به مالتان ومحبتتان وخدمتتان برکت عنایت کند.
همسفر زهرا چهارشنبه 30 آبان 1397 20:29
خانم زینب عزیز خداوند را سپاس به خاطر ورود شما در لژیون مالی و خداوند را سپاس که نیت خیرتان را اجابت نمود،در پناه حق موفق باشید
فریدون جنابی چهارشنبه 30 آبان 1397 20:11
بااحترام...همسفر گرامی برای حضورتان در لژیون مالی تبریک ایشاالله موفق شادمان باشید ...یاعلی
ایرج ورمزیار (21) چهارشنبه 30 آبان 1397 15:33
همسفرگرامی سرکارخانم زینب..خداقوت وتشکرازشمابابت مقاله خوبتون تبریک فراوان بخاطرحضوردرلژیون مالی تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: