سرمایه گزاری در بارگاه الهی؛ عضو لژیون مالی
چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 17:27 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا محمد لو | ( نظرات )

خدایا این بار می‌خواهم در بارگاه الهی خودت سرمایه گزاری کنم دستم خالی است و کم‌کم این سپرده را خدمتت می‌آورم مرا روسپید کن اگر لایق وام بودم برایم مهیا کن تا شرمندگی‌ام را از بابت همه بدهی‌ها جبران کنم. و از محبت‌هایی که الآن یک سال و نیم است از کنگره و خانواده کنگره دیده‌ام بتوانم جبران شایانی بنمایم...


به نام قدرت مطلق الله

اگر بخواهم به تمام ابعاد زندگی‌ام اشاره‌کنم در شرایط سختی که پشت سرنهاده‌ام اصلاً با عقل، منطق و حسابرسی درستی نمی‌توانم بیان کنم که چرا دست به این کار زدم چون هر کس دیگری هم در جایگاه من قرار گیرد نمی‌تواند چنین حرکتی را با این دل و جرئت و شجاعت انجام دهد.

من انسان شجاعی نیستم وقتی به خودم می‌نگرم درآمد مالی خودم آن‌قدر نیست و از همه طرف مشکلات زندگی و مسافرم عرصه را بر من و بر او تنگ کرده است.

تصمیم گرفتن برای انجام کار خیر، یا باید کاری زیرکانه باشد که از قبل نتایج آن را دیده باشی یا از روی بی‌خیالی که قید بدهی و ضرر و زیان زندگی را بزنی؛ اما برای من هیچ‌کدام این‌ها نبوده وقتی از یک ماه پیش صحبت از لژیون مالی شد و خانم نسیم گفتند با توجه به توانتان هرچقدر که می‌توانید کمک کنید همان موقع یک‌چیزی مثل دل‌شوره یا قلقلک یا مورمور شدن در دل من افتاد که یعنی می‌شود من به‌عنوان یک شاکر و سپاسگزار بتوانم این دین خود را ادا کنم.

من سی دی لژیون مالی و سی دی مال را از مهندس گوش نداده بودم اما وقتی گوش دادم جناب مهندس تأکید شدید داشتن که ما بابت رها شدن هیچ طلبی از کسی نداریم، کسی دینی گردنش نیست و در پرداخت گل‌ریزان این مسئله مدنظرش نباشد که به خاطر ادای حق‌وحقوقش این کار را می‌کند، اما باز نتوانستم خودم را راضی کنم.

نمی‌دانم شاید تمام مادرانی که مسافر دارند شبیه من باشند و دلشان بخواهد با تمام وجودشان کمال سپاسگزاری و تشکر را از عمق وجود به جناب مهندس و خانواده گرامی‌شان ابراز بدارند چراکه روزهای تلخ من عذاب‌آورترین لحظه‌های زندگی‌ام بوده است.

وقتی با ناامیدی و کاسه چه کنم بر دست بر بالین مسافر عزیزم می‌نشستم؛ حالا همه آن‌ها مثل یک معجزه الهی از زندگی‌مان رخت بسته و رفته است و روزهای خوش و آرامش را می‌گذرانیم.

نمی‌توانم ناسپاسی کنم، نمی‌توانم نادیده بگیرم. اصلاً انگار یک‌صدایی در درونم می‌گفت چطور دلت می‌آید نتوانی گوشه‌ای از این بار بسیار بزرگ را بگیری باری که با دستان من و امثال من زمین نمی‌ماند و برداشته می‌شود. شاید باورتان نشود آن‌قدر نیروی مثبت من فعال بود که اصلاً صدای بار منفی و نیروی بازدارنده سمت من نمی‌آمد یا شاید متوجه نمی‌شدم اصلاً فکر نمی‌کردم بدهی چه می‌شود از کجا می‌خواهی پرداخت کنی چگونه پس می‌دهی اصلاً چرا به این‌وآن رو می‌زنی قرض کنی. نمی‌دانم، فقط انگار یک دستوری به من صادرشده بود من باید اطاعت امر می‌کردم حتی یک‌شب خواب دیدم که زمینی به بزرگی ...متر می‌خواهم بخرم و تعبیرش را گرفتم این بود که در کار خیری شریک می‌شوم امیدوارم لیاقت این شریک شدن را داشته باشم.

در کل حس من کم‌کم تبدیل به‌یقین شد و وقتی حرف‌های خانم فریده و خانم صبا را شنیدم با خودم گفتم پس من هم باخدای خودم درد و دل می‌کنم و گفتم خدایا این‌همه سال هر بانکی خواستم وامی بگیرم از من سپرده خواستن تازه بعد از کلی سپرده گزاری، با کلی سود وامی به من دادند.

خدایا این بار می‌خواهم در بارگاه الهی خودت سرمایه گزاری کنم دستم خالی است و کم‌کم این سپرده را خدمتت می‌آورم مرا روسپید کن اگر لایق وام بودم برایم مهیا کن تا شرمندگی‌ام را از بابت همه بدهی‌ها جبران کنم.

دیگر از محبت‌هایی که الآن یک سال و نیم است از کنگره و خانواده کنگره دیده‌ام بتوانم جبران شایانی بنمایم از طرفی هم گفتم اگر هم خداوند وامی برایم نفرستاد حداقل یکسری گره‌هایی که در وجودم بسته‌شده آزاد شوم و آن‌ها بازشوند و حسابرسی خداوند و کائنات را به دست خودش بسپارم.

اگر هم نشد حتماً هنوز اذن آن صادر نشده و خدایی نکرده دکان بقالی و طلب خواهی از خداوند بزرگ نداشت باشم چراکه حال خوب من و حال خوب مسافر من، همه از برکات آموزش‌های کنگره است از خواستن‌های دلسوزانه مهندس و تمام خدمتگزاران کنگره است و با این بینش به این نتیجه رسیدم که توکلت الله و گفتم خدایا توکل بر خودت.

الآن هم خیلی خوشحالم که خداوند این عمل خیر را سر راه من قرار داد و در مسیرش وسایل آن را برایم فراهم نمود شاید باور نکنید پول اولیه آن توسط یکی از دوستانم به‌عنوان قرض جور شد کسی که هیچ‌وقت به من به مدت طولانی پول قرض نمی‌داد حتی گفت اگر مشکلش حل شود این پول را نمی‌خواهد و از طرف او هدیه به کنگره بدهیم.

از خانم منیره عزیز و تمامی عزیزانی که سهیم شدن مرا در این امر خیر همراهی کردند بسیار سپاسگزارم وقتی دوباره به حس و حالم توجه می‌کنم حال کسی را دارد که بیمارش از خطر بسیار بزرگی نجات‌یافته و تمام هست و نیستش را می‌خواهد باذوق درراه خدا بدهد.

حال کسی رادارم که به او محبت شده و حالا با کمترین کار می‌خواهد آن افراد را خوشحال کند حتی با یک لبخند که بر لبشان بنشاند تا قدرشناسی خود را ثابت کند تا مرام خود را به‌پاس شکرگزاری نشان دهد.

من اطمینان دارم وقتی این حس زیبا با سماجت انجامش در من ایجاد شد، خداوند این قدرت و نیرو را در من از قبل دیده که می‌توانم بار آن را بر دوش بکشم همان بار به‌سختی جور کردن آن و مطمئنم نتیجه آن را به‌زودی می‌بینم نه به خاطر عمل خودم بلکه به خاطر برکات کنگره 60 و اعجازی که همه در این دانشگاه خودشناسی دیده‌اند.

به امید رسیدن همه ما به رشد متعالی و عبودیت. آمین

 

نگارنده: همسفر فرشته از لژیون یازدهم

عکس: همسفر سمیه

تایپ: همسفر نجیمه از لژیون چهاردهم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر میلاد لژیون 5 شنبه 3 آذر 1397 18:07
عالی خدا قوت ، مثل همیشه عالی بود
همسفر فاطمه جمعه 2 آذر 1397 23:39
خداوند الهامات و القائات خود را برای بندگان خاص می‌فرستد ، تا راهِ سعادت و خوشبختی را برایشان سهل نماید.
آنان را درکِ بخشش و سخاوت عطا می‌فرماید تا طعم نزدیکی به پروردگار برایشان آسان شود.
چه سعادتی بالاتر و والاتر از شجاعت در صراط مستقیم ، شهامت در قبول سختی برای نزدیکی به باریتعالی....
خانم فرشته ی عزیز چه زیبا حس خود را نگاشتید ، با حرکت راه را نمایان نمودید و پیمان الهی را در آسمان بخشش ثبت نمودید.
این سعادت بر شما مبارک و پرشگون باد
با دل دریایی خود همگی را دعا کنید ، تا به درکِ و لذت بخشش نائل شویم.

خانم لیلای عزیز سپاس بیکران خداقوت
همسفر حوریه پنجشنبه 1 آذر 1397 07:05
خانم فرشته عزیز،برای وجود دل بزرگتان بسیار غبطه خوردم واشک شوق ریختم،ممنون از دلنوشته پر از احساستان،خداوند به مالتان وعمرتان وبه آرامشتان برکت عنایت کند.
عاطفه پنجشنبه 1 آذر 1397 02:00
خدا قوت و عرض تبریک به خانم فرشته عزیز
در برکت کردن مالتان و حل شدن مشکلاتتان شک نکنید
چرا که این وعده خداوند است و وعده خدا هیچ گاه دروغ نیست .
خداوند انفاق کنندگان و صابران را دوست دارد .
منتظر معجزات و اتفلقهای قشنگ زندگیتان باشید .
خداقوت به خانم لیلا عزیز
علی عربی مدیروبلاگ نمایندگی سمنان پنجشنبه 1 آذر 1397 00:51
سلام.
.
.
.
خداقوت...
فاطمه همسفر پوریا چهارشنبه 30 آبان 1397 21:23
خواهر عزیز و مهربانم.
دل نوشته زیبایی دارید امیدوارم که ما هم قلبی به مهربانی و بخشندگی شما داشته باشیم.
امیدوارم بزودی شاهد رسیدن به کمک راهنمایی شما باشیم
همسفر نسیم چهارشنبه 30 آبان 1397 20:14
مثل همیشه عالی و قوی
خداراشکر برای وجود رهجوی فرمانبردار کنگره
موفق باشید
عزیزان وبلاگ خداقوت
ایرج ورمزیار (21) چهارشنبه 30 آبان 1397 18:55
همسفرگرامی سرکارخانم فرشته..‌خداقوت وتشکرازشمابابت مقاله خوبتون تبریک فراوان بخاطرحضوردرلژیون مالی تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده. ‌
همسفر فاطمه چهارشنبه 30 آبان 1397 18:37
قبول باشد خانم فرشته عزیز
قلم زیبایی دارید. تبریک.
با این حس و حالتان برای آنانی که آرزوی خدمت در این جایگاه را دارند، دعا کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: