آزاد شدن بند از دست و پا در روز رهایی به قلم مسافر مهدی
یکشنبه 4 آذر 1397 ساعت 10:18 | نوشته ‌شده به دست مسافر رضا جدیدی | ( نظرات )
روز رهایی حس نمودم که انگار بندهایی را از دستم و پایم بازکرده بودند و من تازه آزادشده بودم و دیگر ناامید نبودم باوجوداینکه مشکلات بسیاری هم هنوز داشتم ولی انگار بهتر فکر می‌کردم و می‌توانستم که مشکلات خود را حل کنم کاری که درگذشته قادر به انجام آن نبودم و حال من در هرلحظه بسیار خوب بود و اطرافیان و خانواده که در کنارم بودند این موضوع را بارها به من می‌گفتند که چقدر خوب شده‌ای یا چقدر آرام شده‌ای و این حرف‌ها برای من بسیار دل‌چسب بود و هست 


به نام خدا

من درزمانی که جوان بودم با دوستان دنبال هیجان‌های تجربه نشده می‌گشتیم و آخر با مواد مخدر آشنا شدم و با مصرف مواد مخدر متوجه شدم که انرژی من را بالا می‌برد و حس خلاصه  خوبی هم به من می‌دهد و این تفکرات باعث شده بود که بیشتر جذب شوم از طرفی وسیله‌ای تفریحی و خوب بود که با دوستان دورهم جمع می‌شدیم و استفاده می‌نمودیم .

اما روزی به خودم آمدم و دیدم که حال خوشی ندارم و فقط با مصرف کردن مواد می‌توانستم به حال عادی خودم برسم و این اول اعتیاد من بود که دنبال یک لذت و حال خوش بودم ولی غافل از این‌که این حال خوش یک حال بد هم دارد چون بدن من دیگر قادر نبود خودش را تأمین کند و این بسیار سخت و دردناک بود.

به فکر راه‌حل افتادم و گفتم خودم درست می‌کنم و از روی نادانی راه‌های مختلفی را امتحان نمودم و هرروز بیشتر در این مشکلات غرق می‌شدم و این حس بسیار بد بود که باید اسیر ماده‌ای می‌شدم که همیشه باید کنارم می‌بود و با نبودن این ماده از حال تعادل و آرامش خارج می‌شدم در روزهای اول هیچ‌وقت این نقطه را نمی‌دیدم که یک ماده‌ای که به‌ظاهر باعث حال خوش می‌شود پس از مدتی بخواهد حال مرا خراب کند و آبرو و احترام و همه‌چیز من را بگیرد و من را به‌جاهایی ببرد که در خواب خود هم نمی‌دیدم مثل بازداشتگاه یا زندان یا دزدی کردن و هزاران هزار اعمال و رفتارهای نامناسب که من هیچ‌وقت دوست نداشتم ولی مواد مخدر با من این‌گونه کرده بود به فکر افتادم که به کمپ بروم ، رفتن من کمپ آغاز شروعی بود که خودم تصور نمی‌کردم ، پس از خروج از کمپ همچنان حال بد و بی‌خوابی و هزاران جنگ در ذهن با من بود و فکر می‌کردم که مشکل از خواست من است که من دوباره به سمت مواد مخدر کشیده می‌شوم و دوباره مصرف می‌کنم .

با کلی ناامیدی در مواد مخدر خود غرق بودم که با کنگره آشنا شدم و در نگاه اول این مکان را هم همانند مکان‌های دیگر تصور می‌کردم ولی به خودم گفتم که این را هم امتحان کنم ببینم که چه می‌شود ، وارد کنگره شدم و اول مشاوره شدم پس از مشاوره نظرم نسبت به کنگره 60 خیلی عوض شد و دیدم که این تنها جایی است که من آرامش می‌دهد و در کنار آن خماری و حال خرابی مصرف نکردن مواد را هم ندارم و با انتخاب راهنما و قرار گرفتن در لژیون متوجه شدم که خواست من قسمتی از اعتیاد من است و من کلی مشکلات و مسائل دیگر داشتم که خود را از آن غافل بودم ، کم‌کم بر روی شربت OT افتادم و آرامش بیشتری گرفتم و هرروز حال و احوال خودم را چک می‌کردم و می‌دیدم که چقدر بهتر هستم و مواد مخدر هم مصرف نکردم و دیگر آن پریشانی‌ها و بدحالی‌هایی که درگذشته داشتم را الآن ندارم و این خیلی امیدوارکننده بود و دیدگاه من را نسبت به زندگی هم عوض کرده بود و من بسیار سرحال و خوشحال بودم که خداوند من را به این نقطه رساند که با کنگره 60 آشنا بشوم .

کم‌کم پله‌ها را طی کردم با به پلۀ 10 cc 30 روز رسیدم در اول فکر می‌کردم که با قطع آن دوباره حال خوبی نداشته باشم ولی دیدم که تفکر من بسیار اشتباه است و من حالم از قبل هم بهتر شد و با دستور آقای مهندس از مصرف مواد مخدر آزاد و رها شدم و این حس بسیار زیباست چون قابل توصیف نیست .

روز رهایی حس نمودم که انگار بندهایی را از دستم و پایم بازکرده بودند و من تازه آزادشده بودم و دیگر ناامید نبودم باوجوداینکه مشکلات بسیاری هم هنوز داشتم ولی انگار بهتر فکر می‌کردم و می‌توانستم که مشکلات خود را حل کنم کاری که درگذشته قادر به انجام آن نبودم و حال من در هرلحظه بسیار خوب بود و اطرافیان و خانواده که در کنارم بودند این موضوع را بارها به من می‌گفتند که چقدر خوب شده‌ای یا چقدر آرام شده‌ای و این حرف‌ها برای من بسیار دل‌چسب بود و هست .

این حس رهایی بسیار زیباست همانند جوجه‌ای می‌ماند که تازه به پرواز درآمده و می‌تواند در آسمان‌ها به هر نقطه‌ای که دوست دارد برود و همه از او راضی باشند و مهم این است که خود آدم از خودش راضی باشد آرزو می‌کنم که همه بتوانند این حس رهایی را درک کنند و به آن برسند .

نگارنده مسافر مهدی ره جوی کمک راهنما پیام محرابی

تایپ و تنظیم: مسافر روح الله



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محسن سادات چهارشنبه 7 آذر 1397 17:13
مهدی جان عالی بود
دوشنبه 5 آذر 1397 02:02
مهدی جان.خیلی عالی بود
فریدون جنابی یکشنبه 4 آذر 1397 14:22
بااحترام...مهدی عزیز رهایی از هربند اهریمن زیبا و بسیار اهمیت دارد و اما حفظ نعمت رهابب اهمیت بیشتری خواهد داشت بشما تبریک میگویم موفق و پایدار باشید ...یاعلی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات