خاطرات تلخ و شیرین
چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت 08:02 | نوشته ‌شده به دست همسفر فریده | ( نظرات )
نباید بیش‌ازحد در گذشته سیر کنم؛ چون چیزی تغییر نمی‌کند و این افکار، تنها من را از رسیدن به اهدافم بازمی دارد.

به نام خدا

 

 گذشته هیچ‌وقت از بین نمی‌رود، گاهی بعضی اتفاقات و لحظه‌ها تداعی‌کننده گذشته ماست و ما را به سال‌ها قبل یا روزهایی که گذشت می‌برد.

در هفته‌ای که گذشت لحظات گذشته بسیار برایم تداعی شدند، نه اینکه در گذشته تجربیات تلخی داشته باشم بلکه یادآوری روزهای شیرین گذشته برایم رقم خورد؛ اما اندوهی به همراه داشت که آن اندوه به خاطر از دست رفتن آن روزهای شیرین بود. بسیار تحت تأثیر آن روزها بودم و با تمام وجود آن لحظه‌های شیرین را دوست می‌داشتم و دارم.

اندوه ناشی از تمام شدن خاطرات شیرینم مرا به سکوتی سوق می‌دهد که بسیار در ظاهر آرام به نظر می‌آیم و همیشه همین‌طور بوده است، در خفا اشک ریختن و تلاش برای عادی به نظر رسیدن...

اما در خلوت خود وقتی‌که فکر می‌کردم با خودم به این نکته رسیدم که نباید بیش‌ازحد در گذشته سیر کنم؛ چون چیزی تغییر نمی‌کند و این افکار، تنها من را از رسیدن به اهدافم باز می دارد و تنها دانستن این نکات کافی نیست و باید عملی کرد؛ اما عملی شدن این‌ها کار آسانی نیست؛ چون موضوع زندگی ماست.

در این هفته وقتی داشتم نگاهی به عکس‌های ماه‌ها و سال‌های گذشته می‌کردم، به عکس‌هایی رسیدم که واقعاً برایم تکان‌دهنده بود، عکس مربوط به فروردین امسال بود، من در کنار پدرم هر دو لبخند به لب داشتیم؛ اما حالا که حال پدرم به شکر خدا بهتر شده است، عمق تخریب مواد را در چهره پدرم احساس کردم و واقعاً با تمام وجودم و تمام قلبم خدا را شکر کردم و سریع پیش پدرم رفتم و او را در آغوش گرفتم و خدا را شکر کردیم از اینکه راه برایمان بازشده است.

 

نگارنده: همسفر هانیه از لژیون هشتم

تهیه و تنظیم: همسفر فریده و همسفر مریم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه پنجشنبه 6 دی 1397 10:12
همسفر عزیز، خانم هانیه، مقام فرشته زمینی بر شما میمون و مبارک باد. تبریک بابت قلم ساده و شیوایتان. ایمان دارم در ادامه از نویسندگان موفق خواهید بود. با تصویر سازی رهایی به یقین گامی بیش به پرواز ندارید، صبوری کنید زیرا نوبت باران محفوظ است.
خدا قوت به گروه وبلاگ.
همسفر مینا چهارشنبه 5 دی 1397 16:10
خانم هانیه عزیز دل نوشتتون بسیار خوب بود . خدا قوت. ‌ ‌ باید بدانیم که انچنان که جوهر بدون ساییدن براق نمیشود ، ما هم بدون درد کشیدن کامل نخواهیم شد.
همسفر زهرا چهارشنبه 5 دی 1397 14:01
تبریک به شما همسفر مهربان و ممنون از دلنوشته خوبتان ،انشاالله در بهترین زمان ممکن رهایی پدرتان را جشن بگیرید، موفق و پیروز باشید
همسفر فاطمه چهارشنبه 5 دی 1397 10:50
خانم هانیه ی عزیز چه زیبا ، پرمحتوا و شیرین حرف دل خود را بیان نمودید.
خداوند به تفکر و قلم شما برکت عنایت فرماید. احسنت بر شما دختر مهربان و.همسفر دلسوز
انشاءالله گل رهایی در دستان مهربان شما جای خواهد گرفت ، و قلبتان از غم و اندوه خالی می‌شود و شادمانی همیشگی و راستین در خانه ی قلبتان جایگزین می‌شود. قلب مهربان شما موتور حرکت زیبای شما در راه درمان و رهایی مسافر بزرگوارتان می‌باشد. اطاعت و فرمانبرداری شما از راهنما بارز و نمایان است.
تبریک و احسنت

انشاءالله سلامت و موفق در راه آموزش و خدمت حرکت نمایید.

خداقوت و تبریک خدمت خانم آیدای عزیزم راهنمای توانا و جوان کنگره 60

خانم فریده ی عزیز راهنمای گرامی ویلیام ، خانم مریم عزیز خدمتتان پربرکت. تلاشتان پرثمر و قلبتان شادمان
نوشین چهارشنبه 5 دی 1397 09:06
دلنوشته خیلی خوبی بود پر از حس های خوب و محبت واقعی
به امید برگشتن روزهای خوب با تلاش مسافرتان
همسفر عاشق روزت مبارک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: