گزارش آموزشی ویژه همسفران مورخ 1397/10/3
چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت 21:35 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه شمسیان | ( نظرات )
این جلسه ششمین جلسه از دوره چهل و نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60، ویژه همسفران نمایندگی شادآباد روزهای دوشنبه مورخ 97/10/3 با استادی همسفر نسرین، نگهبانی همسفر پریناز و دبیری همسفر فتانه، با دستورجلسه «هفته همسفر» رأس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان نسرین هستم همسفر
اول اجازه می‌خواهم این هفته را به تک‌تک شما عزیزان تبریک بگویم. اگرچه فقط یک هفته در سال را هفته تقدیر از همسفر قراردادند؛ اما شخص خود من نظرم این است که هرروز باید از همسفر تقدیر کنیم، هرروز و هر ساعت. فرقی نمی‌کند این همسفر، همسر است، مادر است، پدر است، برادر است، خواهر است و یا آن همسفر کوچولوهایی که الآن پشت آن پرده نشستند و دارند آموزش می‌بینند، سرشان را گرم می‌کنند تا مادرهایشان آموزش ببینند.


حقیقتاً وقتی خانم نگهبان به من گفتند؛ این هفته شما در جایگاه استادی برای خدمت بنشینید. مدام فکر می‌کردم که چه بگویم؟ انصافاً این را از ته قلبم می‌گویم؛ وقتی با همسفرهای بزرگی مثل شما برخورد می‌کنم، وقتی شمارا می‌بینم ، وقتی حرکتتان را در این مسیر سخت می‌بینم ، وقتی آن پایداری و استقامتتان را می‌بینم، هیچ حرفی نمی‌توانم بزنم جز اینکه سر تعظیم در مقابل همهٔ شما فرود بیاورم.
یک‌زمانی من فکر می‌کردم که خودم خیلی همسفر خوبی هستم، واقعاً فکر می‌کردم همسفر خیلی خوبی هستم و منت به سر همسرم می‌گذاشتم که من خیلی همسفر خوبی هستم؛ ولی وقتی در جایگاه کمک راهنمایی قرار گرفتم، وقتی همسفرانی را دیدم که چقدر دارند از خودشان می‌گذرند، همسفرانی را که از جانشان مایه می‌گذارند و از همهٔ لذت‌هایشان می‌گذرند، خیلی سختی‌ها کشیدند، رنج کشیدند، جسم و روحشان زخم‌خورده تا به اینجا رسیدند؛ ولی بازهم به پهنای صورتشان اشک می‌ریزند و می‌گویند که من دلم می‌خواهد مسافرم حالش خوب شود. اگر این عشق نیست اسمش چیست؟ مگر عشق گذشتن از خویش نیست؟ مگر بالاترین مرتبه عشق این نیست که انسان از خودش بگذرد برای اینکه یکی دیگر را بخواهد نجات دهد؟
حالا ممکن است یکی در یک مرحله‌ای، یک جایی دارد کمک می‌کند که گرسنه‌ها را نجات دهد. یکی یک جایی دارد کمک می‌کند بچه‌های کار را که در خیابان‌ها هستند نجات دهد و همهٔ این‌ها عشق است. حالا خداوند این قسمت و روزی را قرار داده که ما از کنگره این عشق را بگیریم.
 اگر بخواهم از مادران همسفر بگویم که آنها لطف محض الهی هستند. تنها کسانی هستند که بی‌هیچ گناهی از آن عشق و محبت خودشان برنمی‌گردند. اگر همهٔ دنیا جمع شوند و بگویند؛ بچه تو گناهکار است و باید اعدام شود، تنها کسی که پای عشقش می‌ایستد این مادر است.
اگر از خواهران همسفر بگویم، خواهرانی که شاید پدر و مادر، این مسافر را به‌سختی دارند در خانواده می‌پذیرند؛ ولی خواهر می‌آید ازخودگذشتگی می‌کند. خواهرهایی را دیدم که پول مواد، پول داروی مسافر را می‌دادند، پول سیگارش را می‌دادند دور از چشم خانواده و خودشان کار می‌کردند؛ ولی می‌دادند تا برادر رها شود.

 

اگر بخواهم از همسران همسفر بگویم، باور کنید این را همیشه از ته قلبم می‌گویم، من همیشه فکر می‌کنم همسران همسفر در بالاترین مرتبهٔ عشق مخلوق به مخلوق قرار دارند. یک مادر چاره‌ای ندارد جز اینکه این بچه را بپذیرد؛ چون خداوند روز الست این‌ها را کنار هم آن پیوند محبت را قرار داد؛ اما همسر بعداً آمده و پیوند محبت ایجادشده است. می‌توانست نباشد، می‌توانست برود دنبال زندگی خودش. می‌توانست از خیلی از آن خواسته‌هایی که گذشت، نگذرد؛ ولی ایستاد، ایستادگی کرد و مقاومت کرد تا اینکه مسافرش رها شود.
خیلی از همسفرها را می‌بینم که سال‌هاست می‌آیند، استقامت می‌کنند بااینکه نتیجه‌ای از طرف مسافر نمی‌بینند! قطعاً پاداش یک چنین همسفری را فقط خداوند می‌تواند بدهد. نظر خود من این است که مسافرها اگر حتی بخواهند تمام هست و نیستشان را برای تقدیر از همسفر قرار بدهند باور کنید از عهده‌اش برنمی‌آیند و فقط و فقط خداوند است که می‌تواند اجر همسفر را  و پاداش همسفر را بدهد.
اما آن چیزی که در کنگره هست این است که همسفر اول که می‌آید می‌گوید؛ من به خاطر مسافرم آمده‌ام، بعد هر چه قدر بیشتر می‌آید، می‌گوید: من به خاطر آموزش خودم آمده‌ام و این خیلی خوب است. اگر بخواهید یک تاریکی روشن شود قطعاً باید نور ببرید تا این تاریکی روشن شود، تاریکی با تاریکی روشن نمی‌شود. آن همسفر خودش به‌مراتب عالی آموزش می‌رسد که می‌تواند به مسافر کمک کند. استقامت، صبر و نماز. خداوند بارها در کلام ا ... شریف سفارش می‌کنند که همدیگر را به صبر و نماز سفارش کنید . درجایی دیگر خداوند می‌فرماید: ما به کسانی پاداش می‌دهیم و راه را برای کسانی نشان می‌کنیم که در دین و ایمان خودشان استقامت می‌کنند.
استقامت؛ یعنی همین کاری که همسفرها دارند انجام می‌دهند. من در مقابل همسفری مثل خانم فریده، مثل خانم فاطمه، مثل عزیزانی که چندین سال است که می‌آیند و زحمت می‌کشند و تا جایی که می‌توانند در کنگره خدمت می‌کنند، انصافاً حرفی برای گفتن ندارم و شاید امروز حق آنها بود که در این جایگاه بنشینند؛ اما خب فعلاً دارند آموزش می‌بینند و خدمت می‌کنند. 
اگر بخواهم صحبت کنم حرف خیلی زیاد است. این جایگاه بزرگی که منبرای همسفرهای کوچک قائل هستم ، این همسفرهایی که عین جواهر می‌مانند. فقط یک خواهش دارم، می‌دانم که خیلی راهتان را خوب پیدا کردید و خیلی عالی دارید حرکت می‌کنید؛ اما از همسفرهای کوچک در کنگره غافل نشوید. درست است که آمدید برای اینکه مسافرتان رها شود؛ اما این همسفران کوچولو؛ یعنی بچه‌ها تنها موجوداتی هستند که در تاریکی اعتیاد زیر دست‌وپا له می‌شوند؛ ولی صدایشان درنمی‌آید؛ چون نای صدا کردن ندارند . 
همهٔ توان خودتان را و انرژی خودتان را نگذارید برای اینکه حتماً مسافر من رها شود و حتماً همه‌چیز در زندگی‌ام اوکی می‌شود، نه چنین خبری نیست. خودم را می‌گویم، همهٔ هم‌وغمم را برای رهایی مسافرم گذاشتم و یک‌وقت به خودم آمدم و در پنجمین سالگرد تولد مسافرم من تا توانستم این بالا اشک ریختم برای اینکه تازه بچه‌هایم را دیده بودم، تازه داشتم بچه‌هایم را درک می‌کردم. آن‌وقت در آن شرایط بچه‌ها از من دور شده بودند و تازه یکی دو سال است که پسر من تازه‌تازه دارد رابطه‌اش با من خوب می‌شود. 
آن اتفاق نیفتد؛ یعنی آن روز نیاید که همهٔ هم‌وغم و همهٔ انرژی را گذاشتید برای مسافر و از آن همسفر کوچولوی خودتان دریغ کردید و از او غافل شدید. همهٔ این سعی و تلاش‌ها برای این است که ما می‌خواهیم بچه هایمان در آینده مشکلی که برای ما و پدرشان پیش آمد برای آنها پیش نیاید، اگر غافل شوید قطعاً برای آنها پیش می‌آید. 
امیدوارم در این مسیری که دارید می‌روید تک‌تکتان موفق باشید. ما همه‌مان دست‌به‌دست هم دادیم و در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم از هستی و نیستی . اگر آمدیم این جهان همه پشت‌هم راه افتاده‌ایم، همه به هم کمک می‌کنیم ؛ پس از آن بچه‌ای که فعلاً جز ما هیچ مأمن و پناهگاهی ندارد غافل نشویم. در آخر به نظرم فقط سعدی توانسته به این زیبایی جایگاه یک زن، یک زنی که همسفر همسرش در مسیر زندگی است  را بیان کند:
اینان مگر ز رحمتِ محض آفریده‌اند     کارام جان و انسِ دل و نورِ دیده‌اند 
لطف آیتی است در حقِ اینان و کبر و ناز       پیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اند
رضوان مگر سراچه فردوس برگشاد     کین حوریان به ساحت دنیا خزیده‌اند


اصلاً فکر نکنید من دارم مبالغه می‌کنم، تک‌تک شما فرشته‌هایی هستید که خداوند از فردوس برین فرستاده برای کمک و یاری مسافرهایتان، در ضمنِ اینکه دارید خودتان را نجات می‌دهید. این را نمی‌گویم که منتی سر مسافرهایتان گذاشته باشید در ضمن اینکه دارید خودتان را نجات می‌دهید و در مسیر نور حرکت می‌کنید. آقای امین می‌فرمایند: وقتی دو نفر پیوند محبت دارند یکی‌شان از تاریکی بیرون بیاید آن یکی هم بیرون می‌آید؛ پس در ضمن اینکه خودتان دارید از تاریکی خارج می‌شوید، دست آنها را هم گرفتید و دارید از تاریکی خارج می‌کنید.
 امیدوارم که سال‌های سال کنار هم خوش باشید، مسافرهای آنهایی که به رهایی نرسیدند رها شوند و آنهایی که اول راه هستند خداوند کمکشان باشد که بتوانند سفر خوبی داشته باشند و شما همسفرهای پر از عشق، همیشه همین‌طور عاشق بمانید. بزرگ‌ترین وظیفهٔ یک زن به نظر من عشق‌ورزی است و اصلاً خداوند زن را برای عشق‌ورزی آفریده است. اصلاً اگر زن نبود دنیا چه ارزشی داشت؟ خداوند زن را برای عشق‌ورزی آفرید و نمی‌تواند غیر از عشق‌ورزی کار دیگری انجام دهد و دست خودش نیست؛ چون قالبش این است، شخصیتش این است. کوتاهی‌های همسرانتان را بگذارید به‌حساب اینکه فعلاً نمی‌توانند از شما تقدیر کنند؛ ولی پاداشتان را از خدا گرفته‌اید که اینجا هستید.
ممنون که به حرف‌های من گوش کردید.

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه1 چهارشنبه 12 دی 1397 11:18
کمک راهنمای گرامی،خانم نسرین عزیز،از صحبت های پر از مهر و محبتتان مثل همیشه انرزی گرفتم.بسیار لذت بردم.همان طور که شما فرمودید:ان شالله نقش همسفریمان را که عشق ورزی و صبر است،به خوبی انجام دهیم تا نزد خداوند سر بلند باشیم.خدا قوت.سپاس فراوان.
با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
همسفرخدیجه . م جمعه 7 دی 1397 10:22
خداقوت خانم نسرین عزیزمن همیشه از شنیدن سخنان ولحن زیبای کلامتان باآن اشعار زیبا لذت میبرم وبسیار خوشحالم که به کنگره برگشتید وشما رامیبینم وانرڗی و آموزش میگیرم خداراشکر میکنم وازاینکه شمارا درجایگاههای خدمتی میبینم خوشحالم
مریم نظری چهارشنبه 5 دی 1397 23:22
خدا قوت خانم نسرین عزیز، من همیشه از استادی شما لذت و انرژی زیادی می گیرم.
افسوس که سعادت نداشتم پای صحبتهای ناب شما باشم.
هفته همسفر را تک شما و همه ی همسفران عاشق تبریک می گویم.
خدا قوت خانم فاطمه و سپاس برای تهیه گزارش کامل و جامع
خدمتتان الهی و اجرتان کمک راهنمایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: