چهارشنبه ها با سفیر عشق
چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت 14:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه شمسیان | ( نظرات )
وقتی او که نور و منشأ حیات کنگره است و تابش نور اوست که کنگره روشن مانده و هرروز انسان‌هایی را از دنیای تاریکی به روشنایی خودش می‌خواند و از نور فضیلت و دانایی خود به آنها می‌تاباند، چنین می‌گوید؛ من چه بگویم که رهجویی بیش نیستم!




به نام خداوند بی‌نیاز
جناب مهندس حسین دژاکام می‌گوید: آن چیزی که در کنگره به ما اهداشده خیلی بالاتر و مهم‌تر از خدمت‌های ما به کنگره است، اگر کنگره نبود من در دنیا نبودم؛ پس هرچه خدمت کنم آیا می‌توانم جبران کنم؟
وقتی او که نور و منشأ حیات کنگره است و تابش نور اوست که کنگره روشن مانده و هرروز انسان‌هایی را از دنیای تاریکی به روشنایی خودش می‌خواند و از نور فضیلت و دانایی خود به آنها می‌تاباند، چنین می‌گوید؛ من چه بگویم که رهجویی بیش نیستم!
دلم خوش است زمین کنگره را تی می‌کشم و آن را خدمت می‌خوانم، حال‌آنکه جز خدمت به خود و حال خوش برای خود، کاری نکرده‌ام . دلم خوش است مبلغ اندکی را در سبد قانون 11 می‌اندازم و می گویم کمک کردم، حال‌آنکه سالانه 16.500.000 تومان هزینه درمان هر شخص در کنگره است ؛ اما اکنون خط بطلان بر همه این دل‌خوشی‌ها می‌کشم و می گویم هیچ طلبی نباید داشت؛ چراکه هر چه کنیم برای رسیدن به آن حال خوش، دانایی و انسانیتی است که در سال‌های تاریک اعتیاد آرزویش را داشته‌ایم.
سال‌های متمادی جنگیدیم و پیروز نشدیم، جنگیدیم و فقط زخم خوردیم و ناتوان‌تر شدیم؛ اما کنگره به ما آموخت چگونه بجنگیم که پیروز شویم . با چه بجنگیم که حلاوت و شیرینی پیروزی‌مان کام همه را شیرین کند.
اینک این منم، فرزند کوچک حسین دژاکام و سرباز سپاه اندیشه دژاکام ، قلم‌به‌دست، آماده نبرد با اهریمن جهالت و پیروزی قطعی و حتمی با ماست چراکه؛ انتنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

نگارنده : همسفر لیلا از لژیون اول


به نام خدای توانا
 آقای مهندس در صحبت‌های چهارشنبه فرمودند: هیچ‌کس از ما از کنگره طلبکار نیست؛ حتی خود من و ما هر کاری بکنیم باز کمکی که کنگره به ما کرده است بیشتر از کمکی است که ما به کنگره کردیم.
آقای مهندس که بنیان کنگره هستند همیشه می‌گویند: من هنوز نتوانسته‌ام خدماتی که کنگره به من کرده را جبران کنم؛ پس قطعاً برای تک‌تک اعضا هم به همین شکل است و همیشه کمک کنگره، در کفه ترازو سنگین‌تر خواهد بود؛ چون هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی جسم و روح نیست و این نعمت بزرگ در کنگره احیا می‌شود و سلامتی جسم و روان خود را به دست می‌آوریم. کنگره، زندگی‌هایی را که تا لبه پرتگاه پیش رفته بود، از سقوط نجات داد و به قله‌های سعادت و آرامش رساند.
من هم دریافت‌های بیشماری از کنگره داشتم و امروز که زندگی من رنگ آرامش به خود گرفته، زمان بازپرداخت است و باید به بهترین شکل و با بالاترین توانم کمک کنگره را جبران کنم. خدمت به کنگره درواقع خدمت به خودم است و باعث رشد و ارتقاء من می‌شود.
آقای مهندس، خدمت در کنگره را به چشم فرصتی الهی می‌نگرند و کمک به انسان‌های دردمند را بزرگ‌ترین نعمت خدا برمی‌شمارند و این تفکر از دل بزرگ ایشان نشأت می‌گیرد. انسان‌های بزرگ هستند که این‌گونه فکر می‌کنند و هیچ لذتی را بالاتر از لذت خدمت به خلق نمی‌دانند.
خداوند به وجود آقای مهندس و خانواده محترمشان برکت دهد و همیشه در پناه خداوند سالم و سلامت باشند.
ان‌شاءالله توان و ظرفیت اعضای کنگره هرروز بالاتر از روز قبل بشود تا بتوانند بهترین خدمات را در قبال کمک کنگره داشته باشند.

نگارنده : همسفر فاطمه از لژیون اول


به نام خدای بنده‌نواز
کمکی که کنگره به ما کرده خیلی بالاتر از کمک ما به کنگره است. کنگره زندگی ما را نجات داد. آری کنگره کمک‌های زیادی به من کرد و اینک من زندگی‌ام را مدیون کنگره هستم. خدا را شکر می‌کنم که اذن ورود مرا به کنگره صادر کرد تا بیایم و آموزش بگیرم. شکر، شکر، شکر
وقتی‌که وارد کنگره شدم بیشترین چیزی که باعث جذب من شد محبت بود. محبت از طرف راهنمای خوب و عزیزم سرکار خانم صبا و خانم سمانه راهنمای نیکوتینم.
کنگره به من تفکر درست و امیدواری بالا داد، کنگره به من اعتمادبه‌نفس داد، کنگره ایمان و اعتقاد من را بیشتر کرد. کنگره به من عشق رانشان داد و عاشق شدن را به من آموخت. کنگره با آموزش جهان‌بینی به من گفت: نگاهت را تغییر بده، به من گفت: تو توانایی خیلی کارها را داری؛ زیرا اشرف مخلوقات عالمی.
کنگره ، با قدم برداشتن، حرکت و با آموزش‌های نابش، زندگی را به من برگرداند. منی که سالیان سال به جسم و روان خودم تخریب وارد کرده بودم را از ظلمت و تاریکی نجات داد و به روشنایی، حال خوش و آرامش رسیدم.
من از این‌همه دریافتی که کردم چه چیزی را می‌توانم به کنگره بدهم؟ چه خدمتی از دست من برمی‌آید؟ من ازنظر مالی آنقدر قوی نیستم که بتوانم کمک کنم؛ ولی باید دینم را ادا کنم و به این نتیجه رسیدم که باید در کنگره خدمت کنم، زودتر از جلسه در شعبه حضور دارم و هر خدمتی باشد بادل و جان انجام می‌دهم. با ورودم به سفر دوم و فرمان‌برداری از راهنمایم و گوش کردن سی دی‌ها و رعایت قوانین و حرمت‌های کنگره می‌توانم به نتیجه برسم.
شاید در کنگره همه‌چیز رایگان باشد؛ اما مفت و بی‌بها نیست، بهایش را با خدمت کردن به دیگران به‌نوعی برگردانیم که در این صورت بازهم انرژی‌اش به خودمان برمی‌گردد. من هم در آزمون کمک راهنمای شرکت خواهم کرد تا بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم.
دیگران کاشتند ما برداشت کردیم ما بکاریم و دیگران برداشت کنند.

نگارنده : همسفر ربابه از لژیون اول

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا چهارشنبه 19 دی 1397 20:23
ممنون از خواهران خوبم از نکاتی که ذکر نمودید ،انشاالله در پناه خداوند مهربان موفق و پیروز باشید
ثریا چهارشنبه 19 دی 1397 17:01
خانم ربابه عزیز خدا قوت بسیار عالی بود و نکات پرانرژی و پر آموزشی در مشرکتتان بود .
خدارو شکر شکر که به این حال خوب وآرام رسیدید .
انشالله شال کمک راهنمایی روزیتان شود.
نوشین چهارشنبه 19 دی 1397 15:00
خانم لیلا و فاطمه و ربابه عزیزم موفق و منصور باشید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: