گفتگو با مرزبانان پرتلاش شعبه شاداباد
دوشنبه 24 دی 1397 ساعت 09:40 | نوشته ‌شده به دست همسفر فتانه | ( نظرات )

 در مرزبانی همیشه در تلاش هستی که بهتر باشی و این بزرگترین حُسن این جایگاه است . اینکه خودت را خدمتگزار بدانی ، اینکه تلاش کنی همه را به یک چشم ببینی و همه را دوست داشته باشی .
هر خدمتی در هستی، رنج و سختی می‌طلبد؛ پس باید بهانه ها را کنار گذاشت. منِ عضو کنگره 60 آموختم هر وقت در آموزش و خدمت کوتاهی کردم باید برگردم و عملکرد خود را بازبینی و بررسی نمایم.  




 

با عرض ادب و سلام خدمت شما مرزبانان عزیز و گرامی.
در ابتدا به نیابت از تمامی همسفران شعبه شادآباد از تمامی زحمات بی منت تان تشکر و قدردانی می کنم، امیدوارم که خیر و برکت زحماتتان به زندگی‌تان جاری گردد.
 ممنونم که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید تا از سخنان شما نهایت استفاده را ببریم . 

                          


-لطفا یک بیوگرافی از خودتان بفرمایید . 
سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر . 
بعد از ازدواج فهمیدم که همسرم حالات طبیعی ندارد و رفتارهای عجیب و غریبی از خودش نشان می دهد و هر چقدر می‌گفتم تو چیزی مصرف می کنی ؟! می‌گفت : نه . تااینکه توانستم ثابت کنم و او قول داد که ترک می کند و این قضیه تا بیست و یک سال ادامه داشت تا به اصرار و درخواست من که نمی‌دانم  از کجا با توجه به اعتقادی که به کنگره داشتم ، ایشان را متقاعد کردم به کنگره ۶۰ برود و به لطف خدا قبول کرد و راه درمان را در کنگره ۶۰ شروع کرد و خودش هم خیلی زود فهمید که ترک با درمان خیلی فرق دارد و الحق هم که خوب حرکت کرد و گوش به فرمان بود تا با کمک و همراهی اعضا کنگره و راهنمایی های خوب کمک راهنمایش به درمان رسید؛ البته من بعد از سه ماه از ورود مسافرم ، وارد کنگره شدم و با استقبال گرم مرزبان های محترم و راهنمایی های خوب مشاور ، خیلی زود جذب شدم و با ذوق فراوان اول به لژیون خانم آمنه رفتم و از شانس خوبم کنار خانم صبا نشستم ، ایشان بسیار زیبا مشارکت کردند و من با خود گفتم که چه خانم خوبی . دوست دارم در کنار ایشان باشم و مرزبان ها به من گفتند: ایشان هنوز خودشان رهجو هستند و من نزد راهنمای گرامی خانم نسرین رفتم که از دوستان خوب و قدیمی من هستند و شروع به آموزش گرفتن  کردم.

- لطفاً بفرمایید مهمترین دستاوردی که یک سال خدمت مرزبانی برای شما داشت چه بود ؟ 
من بسیار خوشحالم که توانستم به این جایگاه برسم . واقعاً با عشق وارد این جایگاه شدم و با عشق خدمت کردم و با وجود کم و کاستی‌هایی که از جانب خودم داشتم راضی هستم؛ چراکه در این مدت انرژی زیادی گرفتم و فکر می‌کنم به اندازه ده سال شاداب تر شدم چراکه عاشق این خدمت بوده ، هستم و خواهم بود . 

- اولین خدمتی که در کنگره انجام دادید چه بود و چه حسی داشتید ؟ 
من از ورودم به لژیون خانم نسرین عزیز ، از ایشان خواستم که اگر ممکن است بروم و در پذیرایی کمک کنم ، ایشان فرمودند : تو از راه برس، وقت زیادی برای خدمت داری و یادم است طاقت نمی آوردم و با چیدن و جمع کردن صندلی ها شروع کردم و طبق دستور خانم نسرین برای بقیه خدمت ها صبر کردم تا نوبت خدمت لژیون ما برسد و اولین خدمتی که به من دادند مهمانداری بود که اول با عشق سرویس بهداشتی را تمیز کردم و سپس ایستادم و به تک تک مهمان ها با آغوش باز خوش آمد می گفتم و آخر سر هم به آرزوی چند وقته ام که بردن چای سر لژیون ها بود ، رسیدم و این کار را خیلی دوست داشتم . 

- نظر به اینکه ، یک سال تجربه خدمت در جایگاه مرزبانی را دارید بفرمایید ویژگی‌های  این جایگاه چیست و کسانی که انتخاب می‌شوند چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند ؟ 
با توجه به اینکه شال مقدس کمک راهنمایی نصیبم شده ، دوست دارم که این جایگاه را تجربه کنم و آموزش ببینم؛ چراکه واقعاً دیدم و معتقدم که در این جایگاه به آموخته هایت اضافه می شود . اینکه با چند نفر دور هم بنشینی و آنچه آموخته ای را آموزش بدهی و با افراد مختلف ، با دانش ها و تجربه های دیگری آشنا شوی و در عین حال آموزش بگیری و تلاشت را برای یادگیری بیشتر و بیشتر کنی ، برایم لذت بخش است؛ اما باز هم دلم خیلی خیلی برای جایگاه مرزبانی تنگ می‌شود ؛ چرا که فکر می‌کنم در کنگره بهترین و پرچالش ترین جایگاه ، جایگاه مرزبانی است ؛ اینکه با همه سروکار داری نه با یک لژیون ، برای من بسیار لذت بخش است . بحث من سَرِ قدرت نیست بلکه واقعاً این جایگاه برای من ارزش خاص و والایی دارد . اگر گاهی سخت بود ، اگر گاهی دلخوری بود ، باز بر می‌گشتم به خودم که اگر من درست حرکت می کردم ، فلان اتفاق پیش نمی آمد.
 در مرزبانی همیشه در تلاش هستی که بهتر باشی و این بزرگترین حُسن این جایگاه است . اینکه خودت را خدمتگزار بدانی ، اینکه تلاش کنی همه را به یک چشم ببینی و همه را دوست داشته باشی ، بچه ها سراغت می‌آیند و درخواست دارند کمکشان کنی ، همه اینها زیباست؛ حتی اگر سرت شلوغ باشد و کلافه شوی ، بعد از ساعتی دلت برای همه دغدغه ها تنگ می‌شود . من برای همه اینها مرزبانی را بیشتر و بیشتر دوست دارم و امیدوارم هر کسی وارد این جایگاه می شود قدر لحظه لحظه هایش را بداند .
مهمترین ویژگی این خدمت، حال خوشی است که امروز دارم؛ البته از روز اول حال خوش نصیبم شد؛ اما همانطور که حال خودت خوب است باید در تلاش باشی که این حال خوب نصیب همه شود .
بتوانی به انسان های دردمندی که وارد شعبه می‌شوند امید بدهی ، با محبت رفتار کنی ، از انجام هیچ کاری ابایی نداشته باشی، اگر حرفی شنید

ی جبهه نگیری و با خوشرویی پاسخگو باشی و طرف مقابل را قانع کنی، نرنجی و نرنجانی . این مهم است که با رفتار خوش برخورد کنی و بدانی در کنار اسیستانت و ایجنت، رهجویی بیش نیستی و گوش به فرمان باشی و با همکاران مرزبان با احترام و دوستانه خدمت کنی و خودت را فراموش نکنی و بالا نبینی . 

- هدف شما از خدمت در این جایگاه چه بوده و این هدفتان چقدر محقق شده است؟
هدف اصلی من خدمت بیشتر بوده ، خواستم همچنان که برای من خدمت شده، تلافی کنم . خواستم بیشتر بیاموزم و بدانم آنچه را که نمی‌دانم و انصافاً هم همینطور است . در این جایگاه آموزش هایی هست که شاید در جایگاههای دیگر نباشد . جایگاه دبیری ، نگهبانی را هم به لطف خدا گذرانده ام و همیشه سعی کردم آموزش ببینم و امیدوارم که آموخته هایم را فراموش نکنم.
 با توجه به اینکه انسان سیری ناپذیر است ، فکر می کنم من هم آن طور که باید آموزش نگرفتم؛ البته کوتاهی از خودم بوده و فکر می‌کنم این مدت خیلی زود گذشت ؛ اما راضی هستم. دوران خوب ، شیرین و گرانبهایی بود که در اختیارم بود و من سعی کردم کمال استفاده را ببرم و امیدوارم آرزومندان و عاشقان واقعی بر این سفره بنشینند . 

- از نظر شما ، مسافر یا همسفری که حرمت یا اصول یا قوانین کنگره ۶۰ را رعایت نمی کند، آیا می‌تواند ادعای خدمت داشته باشد ؟
مسافر یا همسفر فرقی نمی کند؛ چون هر دو به نحوی با حال خراب وارد کنگره می شوند و می‌خواهند به آرامش و حال خوش برسند . در کنار آموزش هایی که می گیرند یکسری اصول و قوانین هست که باید رعایت شوند . اگر آقای مهندس این حرمت ها را وضع کرده اند مطمئن باشید که برای خود ماست، برای اینکه در صراط مستقیم باشیم . اگر اینها را رعایت نکنیم حتماً خلل ایجاد شده و به بیراهه می‌رویم و به حال خوش نمی رسیم .
 منِ نوعی، زمانی می‌توانم ادعای خدمت داشته باشم که خودم به تک تک قوانین احترام بگذارم و بی چون و چرا در اجرای حرمت ها بکوشم و کنگره هم مثل یک زندگی است که در جاده ای قرار داری و برای رسیدن به آخر جاده که مقصد است، باید از پیچ و خم هایی عبور کنی تا به مقصد برسی و در کنگره برای رسیدن به جایگاه های بالاتر باید از خدمت های کوچک شروع کنی و این نیست که از زیرِ کارهای کوچک فرار کنی و بخواهی یکدفعه مثلاً به جایگاه کمک راهنمایی یا مرزبانی برسی ! باید هر خدمتی می توانی انجام‌دهی؛ حتی از دولا شدن و برداشتن آشغال از روی زمین . هیچ کاری عار نیست و باید برای خدمت به خودت هر کاری را انجام دهی تا به قله های رفیع انسانی که راهی طولانی است، تلاشمان را بکنیم که موفق و سربلند برسیم . 
بی چشمداشت کمک کردن از نشانه های انسانیت است و با مهربانی، معمارِ قلب هایی باشیم که شکسته اند . 
به پاس خدمت در جایگاه مرزبانی، همیشه و همیشه شکرگزار خداوند و قدردان جناب مهندس و خانواده محترمشان هستم ‌و از تمامی اعضای نمایندگی شادآباد حلالیت می‌طلبم و می‌خواهم اگر کوتاهی از بنده در این  جایگاه سر زده مرا ببخشند . 
در آخر از شما خانم فتانه و تمامی خدمتگزاران وبلاگ کمال تشکر را دارم .

               


خداقوت خدمت مرزبان محترم 
لطفاً یک بیوگرافی از خودتان بفرمایید. 
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر محسن 
 با بیست سال سابقه تخریب تریاک به کنگره آمدیم. نزدیک به هشت سال است در کنگره حضور دارم و 3 سال و 11 ماه و 22 روز رهایی داریم. امیدوارم مسافرم به درمان و رهایی از سیگار برسد. مسافرم مشغول کار و رسیدگی‌ به خانواده است و فعلاً در کنگره حضور ندارد؛ اما بسیار بنده را در امر خدمت و حضور در کنگره یاری می‌رسانند و این پیوند محبت را مدیون راهنمای عزیزم خانم صبا هستم.
 از زمان حضور و خدمتم در کنگره برکات و فراوانی و گشایش در امورات کانون خانواده قسمتم شد. برکات مادی و معنوی که حاصل آموزش‌های الهی کنگره بود شامل حالم شد. همیشه سعی داشتم در مسیر خدمت باشم، اول وقت در شعبه حضور داشتم و خدمتهای آماده سازی و نظافت سالن و شعبه را با عشق انجام می‌دادم. تلاشم بر این بوده است که در امر آموزش و خدمت همواره مطیع راهنمایم باشم و خواسته‌ام این بود که به نحو احسن فرمانبردار باشم. ان شاءالله که اینگونه بودم. به اطاعت از راهنما  و خواست قلبی ام به گروه وبلاگ پیوستم و عاشقانه و با اشتیاق خدمت می‌کردم. راهنمایم می‌فرمایند: خدمت در وبلاگ، یک سکوی پرتاب برای خدمت و آموزش است. بسیار فعال و مشتاقانه در وبلاگ خدمت کردم و در این خدمت انرژی و آموزش بسیار دریافت می‌کردم. 
 در طول این سالیان، حضور مستمر در پارک طالقانی و ورزش دارت داشتم و هم اینک در ورزش تنیس روی میز حضور دارم .  یک سال در امر راهنمای تازه واردین خدمت کردم که بسیار برایم پرخیر و برکت بود و در جایگاه مرزبانی نیز امور تازه واردین برایم بسیار حائز اهمیت است . با یاری و فضل خداوند و تلاش و یاری راهنمای بزرگوارم، شال کمک راهنمایی را دریافت کردم و به لطف باری تعالی و خواست خداوند و راهنمایی خانم منیره  عزیزم در انتخابات مرزبانی شرکت کردم و قسمت شد در این جایگاه قرار بگیرم و به نوعی خدمت مرا خواند؛ چون خواستی در این رابطه نداشتم. خداوند را شکرگزارم که این خدمت ، قسمت و روزی ام شد.
حضور در کنگره، لطف و رحمتی از سوی پروردگارم بود ، از زحمات تمام راهنمایانم در طول چند سال حضورم در کنگره ، علی الخصوص خانم منیره عزیزم اسیستانت  کاردان و توانا و خانم صبای مهربان و عزیزم بسیار سپاسگزارم.  از تمامی خدمتگزاران و مرزبانان در طول این سالیان تشکر می‌نمایم. از ایجنت محترم آقای سبزه ای و مرزبانی گروه مسافران سپاسگزارم. از مرزبان محترم خانم لیلا برای همه لطف و مهربانی هایش ممنون هستم و بسیار از ایشان آموختم.  از مسافر صبور و  عزیزم و دو دختر عزیزم که بسیار در این مسیر مرا یاری دادند سپاسگزارم. امیدوارم اسیستانت محترم و همسفران گرامی کوتاهی های بنده را ببخشند، سعی در بهترین خدمت را داشتم و خواستم خدمتگزاری عاشق و خالص در خدمتشان باشم، اگر این امر میّسر نشده، بنده را عفو نمایند و حلالیت می‌طلبم. 

_لطفاً بفرمایید مهمترین دستاوردی که یک سال خدمت مرزبانی برای شما داشت چه بود؟
زمان بستن پیمان ، از خداوند کمک خواستم که بتوانم خدمت مفید و موثری در این جایگاه داشته باشم. بهترین راهی که برای رسیدن به این مهم ، به قلب و ذهنم الهام و بر زبانم جاری شد این بود که خدمتم را به خداوند هدیه می‌نمایم.
خداوند نیز بنده را یاری نمود تا پایه های آموزش و خدمتم را در سایه اطاعت محکم نمایم و با صبر و فروتنی و اتکا بر محبت ، عقل و ایمان به اعضا خدمت کنم. 
 اطاعت از محبت سرچشمه می‌گیرد و در این راستا، آموزش و خدمت، در سایه اطاعت از قوانین و اصول و جایگاههای بالاتر استوار می‌شود. در کنگره آموختیم آنچه باور است محبت است و اطاعت و عمل سالم ، ریشه در محبت دارد.
 در جایگاه مرزبانی باید عمق پیدا کرد و دیدگاهی چندجانبه داشت تا قادر بود در یک شعبه بزرگ، ۷ حداقل به 150 نفر همسفر خدمت نمود، 150 نفری که بعد از رفتن از شعبه لااقل با یک آرامش خاطر به خانه‌هایشان  برگردند و نکته اینجاست که یک مرزبان، در اصل با صدها خانواده روبروست. صبر و محبت درونی ام، با برکتِ خدمت افزایش یافت و توانستم خدمتگزار باشم و شادی و آرامش قلبم را که خداوند به واسطه  کنگره بر من ارزانی داشت ، با همسفران قسمت کنم و این مایه سعادت و افتخار من گشت. 

_اولین خدمتی که در کنگره انجام دادید چه بود و چه حسی داشتید؟  
به اطاعت از راهنمایم از خواندن یک نوشتار کوتاه شروع کردم ، نوشتار کوتاهترین راه؛ اما همان روز مهمانداری نیز قسمتم شد. آنجا بود که اولین پله برای بالابردن نقطه تحملم در خدمت را آغاز کردم. همزمان، شیرینی ، حال خوش و سختی در خدمت  را حس کردم ،  وقت گذاشتن و به موقع حاضر شدن در شعبه را تمرین کردم و فهمیدم برای خدمت باید بها پرداخت نمود.
 آموزش و یادگیری ، خواندن یا نوشتن تنها سازنده نیست. خدمت؛ یعنی عمل به آموزش. بهشتِ تفکرات راستین را به بها دهند نه به بهانه!

هر خدمتی در هستی، رنج و سختی می‌طلبد؛ پس باید بهانه ها را کنار گذاشت. منِ عضو کنگره 60 آموختم هر وقت در آموزش و خدمت کوتاهی کردم باید برگردم و عملکرد خود را بازبینی و بررسی نمایم.  

_ دوست دارید خدمت در چه جایگاهی را تجربه کنید و چرا؟
به لطف و فضل خداوند منان شال کمک راهنمایی را دریافت نمودم و مشتاق هستم تا با رهجویانم ، لژیون خوب و پرباری را تشکیل بدهیم و با کمک همدیگر آموزش بگیریم و در کنار هم خدمتی والا را رقم بزنیم. 
از راهنمایم و پیشکسوتان بارها در باره والا بودن و ارزشمند بودن این خدمت شنیده ام . خواسته ام ، رسیدن به  این ارزشِ والاست.
 در جزوه ها خواندیم که کمک راهنمایی خود گذراندن یک پروسه درمان است، در محضرِ راهنمایم در سفر اول و دوم، دوره درمان dst  را به عنوان رهجو طی و حس کردم ، اینک می‌خواهم به عنوان راهنما در خدمت رهجویانم روش dst را بهتر و عمیق تر حس کنم و با رهجویانم سفر نمایم و درمان و رها شوم و این یک حس برتر است.
 روزگاری، راهنمایم با تلاش در سفرشان و  در دعاهای کنگره مرا خواندند و دعوت شدم تا رهجو و همسفر شوم و من نیز از فضل خداوند می‌خواهم تا همسفران دردمندی که قسمت است بنده افتخار خدمتشان را داشته باشم، به کنگره ملحق شوند و به لطف پروردگار زنجیره آموزش و خدمت ادامه دار باشد.
 از زمانی که تصمیم گرفتم و درس خواندم و سه سال زحمت کشیدم تا در آزمون کمک راهنمایی قبول شوم ، همزمان احساس می‌کردم رهجویانم در راه رسیدن به کنگره هستند و با قلبی عاشق وجودشان را حس می‌کنم. به لطف خداوند منان امیدوارم که نزد پروردگار ، کنگره و راهنمایم سربلند شوم و از آنچه از دانایی و توانایی در مسیر کنگره به فضل الله به دست آوردم ، با خدمت و آموزش در بستر لژیون ، مراقبت و نگهداری نمایم. 

_نظر به اینکه، یکسال تجربه خدمت در جایگاه مرزبانی را دارید بفرمایید ویژگی های این جایگاه چیست و کسانی که انتخاب می‌شوند باید چه ویژگی هایی داشته باشند؟ 
عضو خدمتگزار کنگره 60 در هر جایگاهی باید حافظ و مجری قوانین باشد و گوش به فرمان جایگاههای بالاتر از خود باشد؛ چون جایگاهها زنجیره ای به هم وصل هستند تا به بنیان اتصال پیدا می‌کنند. اطاعت از بنیان، بین جایگاهها تقسیم می شود، به‌طور مثال یک همسفر کنگره 60 مطیع اسیستانت، راهنماها و مرزبانان است. هیچ کدام از این جایگاهها قانونی از سوی خود وضع نکردند و همگی مجری و حافظ قوانینی هستند که از سوی بنیان کنگره و دیده‌بانان تعیین شده است. مرزبان باید با اطاعت و رعایت قوانین بر پایه محبت ، صبر و فروتنی، با احترام و خشوع در خدمت اعضا باشد. در هر شرایطی با لبخند بر لب و مهربانی شرایط را برای برپایی لژیون ها آماده نمایند. با دانایی و توانایی ، محیطی آرام را برای راهنمایان و رهجویان فراهم نمایند تا آموزش و خدمت در راستای هم شکل بگیرند. پیام آور امید برای تازه واردین باشند و اهمیت و احترام بالایی برای ایشان قائل باشند.از قضاوت و قیاس به دور باشد؛ چون یک خدمتگزار هستند. دانایی شان با آموزش ها به روز باشد تا قدرت تشخیص و عمل سالم همراه با نقطه تحمل بالا را داشته باشند.  امیدوارم بنده نیز به عنوان یک خدمتگزار در جایگاه مرزبانی تا حدودی توانسته باشم اینگونه باشم. 

_هدف شما از خدمت در این جایگاه چه بوده و این هدفتان  چقدر محقق شده است؟ 
خواست خداوند بود که در این جایگاه خدمتی  قرار بگیرم. در کنگره و از سوی راهنمایم آموختم، در رابطه با هر مسئله ای از خود بپرسم من کجای این موضوع قرار دارم و چرا قرار داده شده ام؟ چه درسی باید بیاموزم؟ انسان پا به دنیا نهاده تا بیاموزد ، در جهان هستی خدمت کند و در بسترِ عمل،  تفکرات خود را به بار بنشاند.
 در هر جایگاهی زمینه تزکیه و پالایش وجود دارد و خدمتگزاری که ساخته شود و با عشق به دردمندان خدمت نماید، از دریای رحمت کنگره که تمامی اش محبت است، با دستان پر به ساحل نجات می‌رسد. بنده آمدم تا خدمت کنم و در لحظه لحظه حضورم در شعبه آموزش بگیرم. 
از بهترین و برترین ثانیه های خدمتم ، خدمت به تازه واردین بود و زمانی که شاهدِ بهتر شدن حالشان و شادی قلبشان و آرامش چهره شان بودم، از اینکه مشارکتی هر چند کوچک در این حال خوش داشتم ، نزد خدایم احساس سربلندی می‌کردم. بسیار تلاش کردم تا به این سربلندی برسم و با احساس آرامشی که دارم، فکر می‌کنم تا درصد بالایی رسیدن به اهدافم محقق شده است . باید به این نکته توجه داشت که کنگره خدمتگزار را ناامید نمی‌کند و با تلاش به اهدافش خواهد رسید و منِ مرزبان ، به تنهایی به این اهداف نرسیدم ؛ چون خدمتگزاران و  همسفرانی از جنس عشق و محبت 
مرا یاری کردند و اعضا همگی در تحقق این  اهداف نقش دارند. نقش داشتن در مسیر درمان ، رهایی و احیای انسانی، همراه با خیر و برکت و فراوانی است، خدا را شکرگزارم. 
  
_از نظر شما، مسافر یا همسفری که حرمت یا اصول یا قوانین کنگره ۶۰ را رعایت نمی کند آیا می تواند ادعای خدمت داشته باشد ؟
قوانین در نوشتارها مدّون است و به وسیله جایگاهها اجرا و بسط داده می‌شوند. حرمتها دو بار در اول و آخر کارگاه های آموزشی خوانده می‌شوند و بسیار حائز اهمیت هستند. به فرموده بنیان کنگره که بارها در جلسات و سی دی های آموزشی بیان نمودند «توجه و رعایت قوانین و پاس داشتن حرمتها واجب و ضروری است و باید مطیع و فرمانبردار بود ، اگر غیر این باشد ، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.»
 راهنمایم همیشه به این نکته اشاره دارند که؛ «در زمان قرائت حرمت و پیام‌ها باید سکوت کامل کرد و با تمام وجود گوش داد و از خیر و برکاتِ امواجِ آن استفاده نمود. »
در واقع رعایت اصول و قوانین و حرمتها ، خدمت خالص را رقم می‌زند. خدمتگزار با رعایت دقیق اصول و قوانین می‌تواند در خدمتش موفق باشد. در واقع خدمتگزار ادعایی ندارد و به نظرم کلمه مدعی شاید درست نباشد. یک عضو کنگره و رهجو موظف است آموزش بگیرد و در بستر خدمت، عمل نماید و کاستی و نقص های خود را برطرف کند و در اصل به خود، خدمت می‌نماید و تازه  خدمتگزاری شکل می‌پذیرد و اینکه آیا من به عنوان یک انسان به وظایفم و به قوانین و حرمتها عمل کردم و در هستی خدمتگزار خوبی بودم را ، رضایت خداوند و انسان‌ها و هستی رقم می‌زند.
 وقتی در کنگره ، در خانواده و در جامعه در جا می‌زنم و حرکتی در مسیر پیشرفت ندارم ، حتماً کار در جایی می‌لنگد! وقتی در جایگاه همسر، مادر ، همسفر، رهجو و هر جایگاه دیگر حق به جانب باشم ، طلبکارانه عمل کنم ، نق بزنم؛ پس باید بدانم خدمتگزار خوبی نبودم! عاشقانه و خالصانه عمل نکردم و اینجاست که شاید فقط ادعای خدمت دارم !
درک این جمله در وادی عشق برای مدعیان  خدمت بسیار سخت است که « عاشق را محاسبه با عشق است، با معشوق حسابی  نیست »  
منِ خدمتگزار اگر با رعایت و اطاعت از حرمت و قوانین در مسیر عشق گام بردارم ، منت و ادعایی ندارم؛ چراکه خودم در مسیر رشد و تکامل، نیازمند آموزش و خدمت بودم و اگر انسانی بنده خدمتگزار شود ، این منت و لطفی  از سوی خداوند و هستی بوده است و باید سپاسگزار افرادی باشد که اجازه خدمت به خودشان را به شخص خدمتگزار داده اند. 
یک عضو کنگره 60 باید بداند رسیدن به جایگاههای خدمتی از خدمت های به ظاهر کوچک رقم می‌خورد. حضور اول وقت در شعبه و خدمت  در آماده سازی سالن، نظافت، تی کشیدن ، صندلی  چیدن و ... و ماندن آخر وقت و تحویل سالن تمیزشده و مرتب، از بهترین و والاترین خدمتهاست و خلوص به دنبال دارد . هر جایی کوتاهی کنم باید برگردم  و درست کنم ، در غیر این صورت همیشه در درونم چیزی کم دارم و آرامش واقعی را تجربه نخواهم کرد. 
در راستای قوانین کنگره به راهنما و جایگاههای بالاتر فقط باید چشم گفت و به فرموده بنیان کنگره ؛« در کنگره چرا نداریم » 
در کنگره  همگی دست در دست هم آمده ایم و خدمت می‌کنیم تا یک مصرف کننده موادمخدر به درمان و رهایی برسد و  فرد و خانواده اش احیا شوند و یاد بگیریم که چگونه زندگی کنیم. ان شاءالله که در مسیر خدمتگزاری باشم و خداوند ، خانواده ام ، راهنمایم  و همسفران محترم شعبه و اسیستانت محترم از تقصیرات بنده در جایگاههای خدمتی ام بگذرند و ببخشند و ان شاءالله در ادامه مسیر، در هستی خدمتگزاری خالص باشم. امیدوارم که قدردان و شکرگزار کنگره، بنیان کنگره و خانواده  محترمشان باشم. خداوند مرا هدایت بفرماید و قدردان راهنمایانم بگرداند. آمین یا رب العالمین. 

از گروه وبلاگ نویسان وشما خانم فتانه عزیز بسیار سپاسگزارم که بنده را  لایقِ حضور و خدمت در این گفتگو دانستند .


ویراستاری : همسفر الهام 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سولماز فداکار چهارشنبه 26 دی 1397 23:27
سرکار خانم ها لیلا و فاطمه ی مهربان دوست داشتنی و خوش قلب،از صمیم قلبم از شما بزرگواران تشکر و قدردانی میکنم الحق و الانصاف در خدمت دوره ی مرزبانی بسیار عالی خدمت نمودید ،ممنونم از نگاه های عاشقانه و لبخند های پر مهرتان که به هر همسفری آرامش را هدیه میداد.
از خداوند منان برایتان بهترین ها را آرزو میکنم.
به خانم ها سمیه و فاطمه ی عزیز نیز تبریک میگویم و برایشان خدمتی پر از برکت و شکوفه های عشق و صداقت را آرزومندم
فاطمه الیاسی چهارشنبه 26 دی 1397 23:13
خدا قوت خانم فاطمه عزیز وخانم لیلای عزیز.ان شاءالله همیشه پایدار وپرتوان باشید،سپاسگزارم از شما بخاطر همه زحماتی که کشیدید.خداوند مهربان به زندگیتان برکت بدهد.
مریم کرمی سه شنبه 25 دی 1397 12:48
خدا قوت خدمت مرزبانان محترم خانم لیلا و فاطمه عزیز. ممنون از شما برای تمام زحماتی که دراین دوره مرزبانی متحمل شدید.تلاش شما ستودنی است و شما الگوی خوبی برای من هستید . خدمتتان پر ثمر.امیدوارم در ادامه مسیر و در جایگاه مقدس کمک راهنمایی هم موفق و موید باشید. از مصاحبه شما بسیار آموزش گرفتم . سپاسگزارم.
نوشین سه شنبه 25 دی 1397 10:39
بهترین گزارشی بود که در این مدت خواندم و از این پرسش و پاسخ بسیار تا بسیار آموختم .
خدا به همه خدمتگزاران کنگره 60 برکات و الطاف زیادی مرحمت نماید . به ویژه این دو عزیز بزرگوار .
برایتان بهترین لژیون و جایگاه را آرزومندم .
لیلا سیف سه شنبه 25 دی 1397 08:59
خدا قوت جانانه به دو عزیز بزرگوار مهربان و خدوم کنگره خانم لیلا و فاطمه عزیز و تشکر از خدمات خالصانه و بی دریغ شما دو عزیز از انشالله در پناه الطاف خداوندی در مراتب بالاتر خدمتی قرار بگیرید
همسفر نسیم سه شنبه 25 دی 1397 08:54
خانم لیلا و خانم فاطمه ی عزیز، دوست داشتنی، مهربان، صبور و باگذشت
بدون اغراق عرض میکنم برای من بهترین دوره ی مرزبانی در کنار شما عزیزان بود، بالاترین درس ها رو ازتون گرفتم، حتی یک لحظه خستگی، ناراحتی یا عصبانیت در چهره و رفتارتون نبود ، بسیار گرم و مهربان بودید و هستید، امیدوارم هر دو در جایگاه بعدی مثل همیشه سربلند و موفق باشید. بسیااار دوستتان دارم
همسفرسهیلا لژیون دهم سه شنبه 25 دی 1397 07:58
خانم لیلا عزیز وخانم فاطمه عزیز از تمامی زحماتتون در این ۱۴ماه ممنونم وبه شما دوعزیز خداقوت میگم انشاالله برکت این خدمات در زندگیتون جاری باشه
چهره خندان شما خانم لیلا وقلب مهربان خانم فاطمه همیشه برای من دلگرمی بوده والگو بودید
از خداوند بهترینها وجایگاههای بالاتری رابراتون آرزو میکنم
همسفر فاطمه سه شنبه 25 دی 1397 07:10
آفرین و مرحبا بر این همه علم و دانشی که آمیخته به مهر و محبت است.
خدا قوت خدمت شما عزیزان دلم.
سپاس تشکر بابت لحظه لحظه حضور و خدمت تان در این جایگاه خدمتی.
امیدوارم باز در جایگاه کمک راهنمایی خوش بدرخشید و همواره از امتحانات الهی سربلند و سرافراز بیرون آیید.
التماس دعا دارم از شما عزیزانم.
خدا قوت خدمت گروه وبلاگ
لیلا محمدلو سه شنبه 25 دی 1397 00:18
خداقوت مرزبانان پرتلاش و زحمتکش، خانم فاطمه عزیزم و خانم لیلای مهربان شما همیشه برای من الگو بوده اید.
سپاس فراوان بابت تمام زحماتتان در این 14 ماه خدمت مرزبانی.
با هیچ چیزی نمی توان قدردان زحمات شما بود. پاداشتان، پاداش الهی و نگاه خداوند همیشه همراهتان باد.
مصاحبه ای بسیار آموزنده و تاثیرگذار بود.
سپاس و خداقوت خانم فتانه عزیز بابت تهیه این مصاحبه زیبا
همسفر الهام 1 دوشنبه 24 دی 1397 11:26
خانم فاطمه عزیز و خانم لیلا عزیز ، از تمامی زحمات شما در جایگاه مرزبانی بسیار سپاسگزارم.شما عزیزان واقعا با عشق و باتمام وجود خدمت کردید،حتی در دقایق پایانی کلاس که خستگی در چهره شما موج میزد،،لبخند بر چهره داشتید و الگوی بسیار خوبی برای من در مسئولیت پذیری،مهربانی و گذشت،عشق بلاعوض به مخلوق بودید.
امیدوارم آنچه که خیر است در زندگی شما جاری باشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: