وادی هشتم و آزمون کمک راهنمایی
یکشنبه 25 فروردین 1398 ساعت 06:04 | نوشته ‌شده به دست همسفر نوشین | ( نظرات )

ترس بزرگترین مانع حرکت ........

یا علیم 

خدایا ، تقدیر ما را خیر بنویس ، تقدیری مبارک ! که آنچه تو دیر می خواهی ما زود نخواهیم و آنچه که تو زود می خواهی ما دیر نخواهیم .  (دعای امام حسین در رابطه با تقدیر و سرنوشت )

7 وادی را با تفکر و امید سپری کردیم ، راه را پیدا کردیم و تزکیه و پالایش هایی روی نفس مان انجام دادیم و برداشت هایی داشتیم و هدف و خواسته مان را مشخص کردیم . و اکنون به وادی هشتم رسیدیم ، با حرکت راه نمایان می شود که این یک قانون است که حتما باید اجرا شود .
تا زمانی که انسان در سکون است و حرکتی را آغاز نکرده است ، در تفکرات بیهوده باقی می ماند و به نا امیدی می رسد و همه ی مسائل برایش مبهم و نامعلوم باقی می ماند  . 

با تفکر ، ساختارها آغاز می گردد و با تحرک ، آن ساختارها شکل و فرم کامل و واقعی به خود می گیرد .
همه ی کسانی که وارد کنگره شدند ، در واقع حرکت را شروع کردند . ولی گاهی در ادامه انسان به سکون می رسد و متوقف می شود . من زمانی که وارد کنگره شدم ، احساس کردم اینجا همان مکانی هست که می تواند من را به خواسته هایم برساند و خدماتی که ارائه می شد برایم جالب و تعجب آور بود ، به این دلیل که خدمات رایگان بود .شور و هیجانی که داشتم بعد از مدتی فروکش کرد و به سکون رسیدم . و دیگر نمی توانستم حرکت کنم دلیلش هم ترسی بود که در وجودم حس می کردم .

مشارکت و اعلام سفر نمی کردم ، خدمت هایی که برای سفر اولی ها بود را انجام نمی دادم فقط در فکر رهایی مسافرم و کارهایی که انجام می داد بودم و تصور می کردم هر چه بیشتر در این مکان باشم و از آموزش ها بهره مند شوم ، بهتر می توانم خدمت کنم و مشارکت داشته باشم . چشم هایم را باز کردم و دیدم مدت طولانی گذشته و من خدمتی انجام نداده ام . 
بعد چندین سال که مشارکت را شروع کردم همان ترسی را داشتم که روز اول داشتم .برترس هایمان باید غلبه کنیم و با آنها روبرو شویم و منتظر رهایی و گذشت زمان نباشید . حرکت را شروع کنید . انسان با اختیار ی که دارد خودش تقدیرش را رقم می زند . من به جایگاه کمک راهنمایی علاقه بسیاری داشتم و با صحبتهای  راهنمای بزرگوارم اشتیاق بیشتری پیدا می کردم . تا این که با خواست و یاری خدا وند به رهایی رسیدیم و امکان شرکت در امتحان را پیدا کردم . ولی ترس و سکون نمی گذاشت من در امتحان شرکت کنم تا این که راهنمایم با من صحبت کرد و به من یاد آوری کرد که تو می توانی در امتحان شرکت کنی و در جایگاه کمک راهنمایی خدمت کنی . ایشان فرمودند : این از منیت شماهست که می گویید ، من نمی توانم ! من راهنمای شما هستم و چیزهایی را در شما میبینم که خودتان نمیبینید و به توانایی های شما آگاه تر هستم  
فرمانبرداری باعث شد در زمان کمی که داشتم شروع به خواندن مطالب  کردم و به لطف ایزد منان قبول شدم 
ترس همیشه با ما هست و امری طبیعی .






حرکت کنیم تا راه برایمان نمایان شود که این راه خودش چراغی می شود برای ادامه ی راهتان و نیاز نیست که همه ی جزییات راه و مسیر را بدانید زیرا باعث ترس و مجهولات بیشتری می شود و مانع حرکت می شود . هدف و خواست قوی و نقشه ی کلی مسیر ، برای شروع کافی هست .
همانطور که ضرب المثل چینی می گوید: سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود .

ما در این مکان با راه و روش درست و علمی و الگوهای کامل و بدون نقص آشنا شدیم و با آموزش ها آرامش گرفتیم و به صلح رسیدیم . این یعنی مسیر و نقشه ی  راه درست هست و چون نیت هایمان هم خالص و الهی هست ، لذا نیروهای الهی حمایت مان می کنند و به یاری ما می آیند . 

 هدف نیروهای منفی فقط این هست که شما را از شرکت در امتحان کمک راهنمایی باز دارد . اما با رسیدن به این جایگاه ابتدا خدمت بزرگی به خودمان کردیم و گره های وجودی خودمان را میبینیم و شروع به تزکیه و پالایش خود می کنیم و در نهایت به نقطه ای می رسیم که از آنجا انشعاب پیدا کرده ایم و به رشد و ارتقاء می رسیم  .

هر کدام ازما به اندازه ی عطشی که داریم ، ظرفی رابرای پر کردن بر می داریم و می نوشیم.

پیشنهاد  من به  همه ی دوستان این هست که این چند ماه را تلاش کنید و فرمانبردار راهنمایتان باشید .و بدانید که خیر و صلاح شما در این هست و با رسیدن به این جایگاه ( کمک راهنمایی) خسارتهایی را که به خودتان ، خانواده و اطرافیانمان زدیم جبران کنیم و به آن پیمانی که روز الست با خدای خود بسته ایم نزدیک تر شویم . 
هر عملی که ما انجام بدهیم به خودمان برمیگردد و قطعا چیزهایی در جایگاه کمک راهنمایی هست که به خودمان برمی گردد ، پس با عشق خواستار این جایگاه باشیم . اگر خواست و حکمت الهی هم باشد این جایگاه نصیب شما می شود پس در این مسیر با لذت حرکت کنید نگرانی و ترس نداشته باشید ، از توانایی های درونتان استفاده کنید و خودتان را دست کم نگیرید و با تجهیزاتی ( علوم کنگره ) که در دست دارید تلاش کنید . ان شا ءالله در زمان خاص خودش به خواسته های معقول و منطقی خودتان می رسید . 

با سپاس از خانم سکینه کمک راهنمای شعبه شاد آباد 

و با آرزوی بهترینها برای شما و به امید اینکه هر چه زودتر لژیونی پر بار در شعبه داشته باشید .


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیرا سه شنبه 27 فروردین 1398 13:53
خانم سکینه عزیزم
راهنمایمان چه خوب گوهر و جوهر این خدمت مقدس را در شما تشخیص دادند! نوشته شما پر از الماس هایی بود که با برقش ذهنم را به تفکر واداشت ممنونم از اینکه تجربیات خود را با ما به اشتراک گذاشتید..
خانم نوشین عزیز وجودتان همواره در مسیر خدمت ..
همسفر مینا یکشنبه 25 فروردین 1398 20:50
خانم نوشین عزیز راهنمای بزرگوارم، از خواندن مقالتون بسیار لذت بردم و با بند بند اون اشک ریختم و از خداوند خواستم که تمامی عزیزانی که در این ٱزمون الهی شرکت کرده اند به خواسته قلبیشون برسند. به امید موفقیت این عزیزان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: