احساس سبکی (بستن پیمان وادی هشتم)
چهارشنبه 28 فروردین 1398 ساعت 18:13 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا محمد لو | ( نظرات )

ناخودآگاه یکی‌یکی تمام‌کارهای ضد ارزشی که انجام دادم، عین یک فیلم جلوی چشمانم عبور می‌کردند و من پر از شرم، حیا و پر از ندامت و پشیمانی بودم.

اما وقتی سیاهه به اتمام رسید و برگه‌ام را سوزاندم احساس سبکی داشتم، احساس کردم تازه از مادر متولدشده‌ام، بسیار حس قشنگی بود.

به نام قدرت مطلق

با سلام و عرض ادب خدمت کمک راهنمای محترم همسفر خانم فرحناز عزیز، خواهشمند است که به ما بفرمایید چه چیزی باعث شد که به سمت بستن پیمان بروید و در زمان پیمان چه احساس و تجربه‌ای داشتید.

 

سلام دوستان فرحناز هستم همسفر

در ابتدا خدای خود را شاکر هستم که روزی من کرد و اذن آن را به من داد تا بتوانم این پیمان را اجرا کنم.

تنها چیزی که باعث شد این پیمان را ببندم در درجه اول فرمان‌برداری از آقای مهندس بود. به‌محض اینکه احساس کردم من به‌عنوان یک همسفر سفر دومی نیاز مبرمی برای اجرای این پیمان دارم از خدای منان کمال تشکر را دارم که این اذن رو به من داد. تا قبل از مرگم بتوانم این پیمان رو ببندم.

بسیار حس خوبی دارم و احساس می‌کنم روی ابرها پرواز می‌کنم چون بعد از بستن پیمان انسان احساس سبکی و شادابی می‌کند.

روزی که برای بستن پیمان تصمیم گرفتم یک روز گرم و آفتابی از فصل تابستان بود و من برای انتخاب جا مردد بودم؛ اما بالاخره تصمیم گرفتم کجا بروم که آرمش بهتری داشته باشم. لطف خدا شامل حالم شد و یک جای بسیار خلوت و دنج را پیدا کردم، آن روز برای من یک روز به‌یادماندنی شد.

وقتی به آن مکان رسیدم احساس کردم قلبم از سینه‌ام می‌خواهد بیرون بزند. تمام وجودم را استرس گرفته بود که خدایا؛ آیا لیاقت بستن این پیمان را دارم یا نه؟

وقتی مستقر شدم اولین کارم سجده شکر بود که خداوند این پیمان مقدس را نصیبم کرد تا آن را اجرا کنم.

وقتی کاغذ و قلم را آماده کردم و شروع به نوشتن سیاهه کردم، احساس کردم تن و بدنم به لرزه درآمده است، عرق شرم روی پیشانی‌ام نشست. ناخودآگاه یکی‌یکی تمام‌کارهای ضد ارزشی که انجام دادم، عین یک فیلم جلوی چشمانم عبور می‌کردند و من پر از شرم، حیا و پر از ندامت و پشیمانی بودم.

اما وقتی سیاهه به اتمام رسید و برگه‌ام را سوزاندم احساس سبکی داشتم، احساس کردم تازه از مادر متولدشده‌ام، بسیار حس قشنگی بود.

وقتی مرحله بعدی پیمان را شروع کردم احساس کردم که خداوند بیشتر از همیشه نظاره‌گر من است بالاخره این مرحله به پایان رسید و خدا را بارها شاکر هستم که روزی من شد.

امیدوارم تمام سفر دومی‌ها این پیمان رو ببندند. چون بستن پیمان حکم یک ترمز را برای انسان دارد و یک تلنگر برای انسان‌ها است که اگر لحظه‌ای نیروهای منفی بخواهند انسان‌ها را به سمت ضد ارزش‌ها ببرند، با خودش حسابش را صفر کند که من پیمان بسته‌ام و این کار نیاز به مراقبت دارد.

 

نگارنده: کمک راهنمای محترم؛ همسفر فرحناز


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیرا سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 20:54
خانم فرحناز عزیز
امیدوارم با هر عبور از این وادی، از نو متولد شوید و بودنی دیگر با انواری از جنس الهی را تجربه کنید
خداقوت وبلاگنویسان عزیز
همسفرربابه لژیون یکم یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 01:11
خدا قوت خدمت کمک راهنمای گرامی خانم فرحناز،تبریک بابت پیمان وادی هشتم،انشاءالله که در تمام مراحل زندگی موفق و موید باشید. سپاسگزارم
همسفر سکینه1 جمعه 30 فروردین 1398 15:45
کمک راهنمای گرامی،خانم فرحناز عزیز،تبریک بابت پیمان وادی هشتم.ان شالله در تمام مراحل زندگی تحت نیروهای الهی باشید و خداوند همواره یار و پشتیبانتان باشد.
با تشکر از وبلاگ نویسان.
همسفر فاطمه جمعه 30 فروردین 1398 01:17
راهنمای گرامی خانم فرحناز عزیزم خداقوت برای تفکر و قلم خوبتان ، و تبریک خدمت شما بزرگوار برای اجرای پیمان وادی هشتم
بسیار عالی آن روز عظیم و زیبا در زندگیتان را توصیف نمودید.
انشاءالله همواره موفق و مؤید در زندگی در سایه ی پیمان الهی تان گام بردارید.
به فضل الهی سلامت و موفق همچنان خوش بدرخشید.
از زحمات شما در راه اهداف کنگره و احیای انسانی سپاسگزارم. اجرتان با خداوند منان

راهنمای گرامی خانم لیلای عزیزم خدمتتان پربرکت
نوشین پنجشنبه 29 فروردین 1398 13:22
حال خوش نصیب و قسمت تمام لحظات زندگی شما
شکر شکر شکر
پوران همسفر عباس پنجشنبه 29 فروردین 1398 09:51
خدا قوت وتبریک خدمت کمک راهنمای عزیز سرکار خانم فرحناز پیمانتان قبول باشد امیدولرم همیشه سلامت باشید .
همسفر حوریه چهارشنبه 28 فروردین 1398 22:46
کمک راهنمای محترم خانم فرحناز عزیز بابت توفیق بندگی راخدمت شما تبریک عرض می کنم وامیدوارم خداوند همیشه هامیتان باشد.
چهارشنبه 28 فروردین 1398 22:43
کمک راهنمای محترم خانم فرحناز عزیز بابت توفیق بندگی راخدمت شما تبریک عرض می کنم وامیدوارم خداوند همیشه هامیتان باشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: