از ناباوری مطلق به باور واقعی؛ دهمین سال رهایی کمک راهنما پیام
دوشنبه 24 تیر 1398 ساعت 08:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر رضا جدیدی | ( نظرات )
سیزدهمین جلسه از دوره هفتادو یکم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز شنبه مورخ 1397/04/22؛ نمایندگی شادآباد
 با استادی: دیده بان محترم آقای سبزه ای  نگهبانی : مسافر محمود   دبیری : مسافر مجید
 با دستور جلسه: (وادی یازدهم و تاثیر آن روی من و دهمین سال رهایی کمک راهنما پیام) رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر

 

دستور جلسه این هفته کنگره 60 وادی یازدهم و تأثیر آن روی من است، رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان، همه به بحر و اقیانوس می‌رسند. این‌یک تمثیل واقعاً پرمعنی است. اگر دقت داشته باشیم که در این مثال به ما می‌آموزد که اگر خواهان رسیدن به بحر و اقیانوس هستیم باید تلاش کنیم. در همان جلسات اول اگر خواهان رهایی، آرامش، زندگی آرام و با آسایش هستیم و می‌خواهیم به فرد مفیدی در جامعه باشیم، باید تلاش کنیم و باید این روزها یادمان نرود، برخی مواقع ما یادمان می‌رود که هدف ما چه بوده است و چرا ما آمدیم و یادمان نرود چگونه به این صندلی رسیدم.


با قدم اول سفر ما شروع می‌شود و در کتاب 60 درجه‌داریم که سفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع می‌شود، ولی من فکر می‌کنم که با نیت هم‌سفر شروع می‌شود، سفر ما با تفکر و اندیشه سفر نیز شروع می‌شود ولی این تفکر و اندیشه را باید به فعل و عمل دربیاوریم، حالا برای همین هم باید زحمت کشید و درمان به این سادگی نیست این سخن آقای مهندس است که برای درمان اعتیاد باید کفش آهنی بر تن‌نماییم. چندین سال تخریب مواد داشتیم و حالا باید یک سال بیایم و برویم و در این‌یک سال هم باید یادمان نرود. وقتی توانستیم یک پله را درست رفتیم، اجازه داریم که بتوانیم قدم دوم را برداریم.

در حین سفر یکسری تغییرات در درون آدمی رخ می‌دهد که باید آن جنبه و پتانسیل را پیدا بکنیم، بعضی موقع ما یادمان می‌رود که چه بودیم، تا یک‌ذره پول ته جیب پیدا می‌شود باز فیل یاد هندوستان می‌افتد، در وادی می‌گوید که باید مانند چشمه جوشان و رود خروشان باشیم. شاید ابتدای چشمه شروع شود یک نهر باریک باشد، ولی وقتی روبه‌جلو حرکت می‌کند، در ادامه میسر باید خیلی از مسائل را پشت سر بگذارد، وقتی به این وادی فکر می‌کنم، یاد اشعار حماسی فردوسی می آفتم، این ضربه‌های که رود به کناره‌ها می‌خورد تا بتواند راهش را پیدا کند، اگر سدی جلویش باشد این سد را برمی‌دارد، واقعاً این وادی حماسی است که به ما یاد می‌دهد که چگونه باید زندگی، تلاش بکنیم و در همه زمینه‌ها باید مانند این وادی باید در تلاش باشیم.


شاید برخی از اعمال ذر فکر راحت باشد، ولی اگر بخواهد به عمل دربیاورد خیلی سخت و باید از خیلی از مسائلش بگذرد. تا بتواند به هدفش برسد و درمان اعتیاد هم دقیقاً همین است، هر کس از این درمی‌آید، می‌خواهد به رهایی برسد و به عبارتی از اعتیاد جسته شده است،مگر همه به رهایی می‌رسند؟ برای رسیدن باید ابتدا به معرفت برسیم، در جلسات کارگاه آموزشی بنشیند، از پکیج آموزشی استفاده کند، از لژیون استفاده کند و از تجربیات دیگران استفاده کند و به شناخت نسبی برسد.

هر فرد باید در اینجا با نیروهای خودش آشنا شود، باید بداند که چه نیروهای دارد و توان خودش را بالا ببرد و این به‌راحتی اتفاق نمی‌افتد. آن حرکت که در ابتدای سرچشمه شروع می‌شود که رد کنگره از وارد شدن از در شروع می‌شود، دقیقاً همان مسیری که یک چشمه یا رود طی می‌کند تا به بحر برسد نیز مسافر به رهایی می‌رسد. تمام اعضای که به رهایی رسیدن این مسیر را طی نموده‌اند، کسانی که به رهایی رسیدن هم دانششان بالا رفته است و هم پوست‌اندازی کرده‌اند و درنهایت تبدیل به یک انسان دیگری می‌شود. خواسته‌ها و افکارشان عوض می‌شود، منِ نوعی هم باید همین کار را انجام بدهم، باید با این دید به درمان وارد شوم. نه اینکه مواد خودم را ترک بکنم، آیا با چندین بار ترک مواد به آرامش نسبی رسیده بود، آیا به آن تفکر رسیده است که چرا مواد زده است، یا چرا مواد مصرف می‌کرده است. امیدوارم که یادمان باشد که با چه هدفی و چه خواسته وارد کنگره شده‌ایم و از خودمان چه می‌خواهیم، اگر همین یک نکته را در یاد داشته باشیم و در طول سفرمان تلاش بکنیم، حتماً به رهایی می‌رسیم. اگر هم به رهایی برسیم مانند همان رودخانه، دیگر حرکت ندارد. حرکت آن سابق نیست، اقیانوس هم حرکت دارد و نوع حرکت آن متفاوت می‌شود وقتی در کنگره به رهایی می‌رسیم، این‌گونه نیست که حرکتی نداشته باشید، نوع حرکت باید مانند همان اقیانوس باشد. امیدوارم که همه بتوانیم از این وادی‌ها استفاده کنیم و بتوانیم توان و دانش خودمان را بالا ببریم  تا به آن رهایی برسیم.

دستور جلسه دوم در مورد دهمین سال رهایی کمک راهنمای عزیز آقا پیام است، دهمین سال رهایی شاید به زبان ساده باشد. هم دهمین سال آزادی است و نزدیک به 5 سال نیز لژیون داشتند و خیلی از مسافران در لژیون ایشان به رهایی رسیدند، کمک راهنمایان خوبی به کنگره تحویل داده است. من فکر کردم که در مورد پیام چه پیامی بدهم، تفاوتی روزی که پیام وارد کنگره شد و روزی که حالا ایشان را می‌بینید، خیلی متفاوت است. یک کار خوب، یک زندگی خوب و این از یک مصرف‌کننده که با آن شرایط وارد کنگره شد و با تخریب خیلی بالا وارد کنگره شد، الآن هم لژیون را تحویل داده است، این‌گونه نیست که کسی که لژیونش را تحویل می‌دهد از کنگره برود، از اعضای لژیون سردار هستند، هنوز خدمتگزار هستند.

 در این موارد بیشتر می‌خواهیم شما مشارکت کنید، شما عزیزانی که در همین نمایندگی از نزدیک با ایشان کارکرده‌اید، من به سرکار خانم شکوری تبریک عرض می‌کند، خانواده پیام به ایشان خیلی کمک کردند، خیلی دنبال کار و درمان ایشان بودند و خدا را شکر می‌کنم که الآن پیام دارای یک زندگی خوب است، کمک راهنمای عزیز پیام برای همه مسافران سفر اول و سفر دوم و حتی تمامی خدمتگزاران یک الگو است، یعنی ایشان جوری لژیونشان را تحویل دادند که مسافران لژیون سر جای خودش مانند، برخی از راهنمایان عزیز جوری لژیون را تحویل می‌دهند که مسافران لژیون  پراکنده می‌شوند ولی عمل سالم این است که اگر یک موقع همه ما تغییر جایگاه دادیم به‌راحتی برویم ولی خدمت تمامی ندارد، برای کسی که می‌خواهد در کنگره خدمت کند، همیشه جا برای خدمت است. من به‌نوبه خودم این تولد را به پیام عزیز و خانواده بزرگوارشان تبریک عرض میکنم.

 

آرزوی مسافر:

از زمانی که لژیون تشکیل شد، همه اعضا آرزو دارند که یک زمین برای نمایندگی خریداری شود، امیدوارم که سال دیگر در همین موقع آن زمین برای نمایندگی خریداری‌شده باشد و همه ما آماده‌باش باشیم که بایستی همه ما کمک کنیم تا این خواسته به تحقق برسد.

آرزوی همسفر:

با اجازه نگهبان جلسه از همه عزیزان می‌خواهم با ایستند و 14 ثانیه سکوت می‌کنیم به یاد کمک راهنمای فقید آقای محمد عبادی عزیز که فرزند مرا نجات دادند. محمد عزیز روحت شاد.

خلاصه سخنان کمک راهنما مسافر پیام:

سلام دوستان پیام هستم یک مسافر

روز چهارشنبه بود که به برادر آقای عبادی زنگ زدم و این رویه هرساله من است که قبل از تولد خدمت خانواده گرامی می‌رسم و کادوی کمک راهنمای عزیزم را به خانواده‌شان تحویل می‌دهم. چهارشنبه متوجه شدم که 6 ماه پیش به رحمت خدا رفته‌اند، هرسال در جشن راهنما خدمتشان می‌رسم ولی امسال به دلیل مشغله زیاد نتوانستم خدمت ایشان برسم، شاید یکی از افسوس‌های بزرگ من باشد که نتوانستم ایشان را ببینم. نمی‌خواهم از شروع مصرف به مواد مخدر بگویم، اما می‌خواهم چند نکته را بگویم که قدر راهنمایتان را بدانید. راهنما با عشق و بامحبت در لژیون مینشید و بدون چشم‌داشتی به شما کمک می‌کند که شما از اعتیاد رها شوید، باید قدردان این راهنماها باید بود که ستون‌های کنگره 60 روی دوش آن‌ها سوار است، خداوند را شاکرم که در سنین پایین با مواد مخدر آشنا شدم و در همان سنین پایین با بهشت کنگره 60 آشنا شدم  و وارد کنگره شدم. امکان داشت که جایگاه من هم جایگاه کسانی بود که بیرون از کنگره هستند و هنوز مواد مخدر مصرف می‌کنند و اذن ورود به کنگره را ندارند و از خدای خودم سپاسگزارم که به درمان رسیدم و به این جایگاه برسم. به همسفر های عزیز توصیه می‌کند که مانند کوه پشت مسافرانشان باشند. در کنگره 60 شاید دیر یا زود داشته باشد ولی سوخت‌وسوز ندارد. اگر مادرم در کنار من نبود، من به درمان نمی‌رسیدم. چه روزها و مصیبت‌های تحمل کردیم تا به این جایگاه برسیم. شاید کسی زندگی الآن ما را ببیند و بگوید که خوشا به حال پیام و خانواده‌اش که در راحتی هستند و این آسایش و آرامش به‌راحتی به دست نیامده است و ما خیلی مصیبت کشیدیم.

کمی جلوتر که می‌آییم وقتی در صراط مستقیم قرار بگیریم دیگر هیچ‌چیزی دست ما نیست و همه‌چیز با لطف خداوند برای شما فراهم خواهد شد من زمانی دخترم به دنیا آمد اقوام و دوستان باورشان نمی‌شد که من اعتیادم درمان شده و تشکیل زندگی دادم و صاحب فرزند شدم خدا را شکر همه را از لطف خداوند و کنگره‌دارم امیدوارم این روز را همه مسافران تجربه نمایند؛ من از راهنمای عزیزم مرحوم عبادی سپاسگزارم روحشان شاد؛ ار آقای سبزه‌ای تشکر می‌نمایم؛ از مادر عزیزم سپاسگزارم که تمام سختی‌ها را به جان خرید تا من این روزها را تجربه کنم؛ از راهنماهای هم‌سفر بسیار سپاسگزارم از تمام عزیزانی که زحمت کشیدند در تولد ما شرکت نموده‌اند سپاسگزارم.

 

سخنان کمک راهنمای همسفر:

سلام دوستان منیره هستم یک همسفر

من ابتدا خیرمقدم عرض می‌کنم عزیزانی که امروز به نمایندگی خودشان تشریف آوردند و کلی انرژی گرفتیم از این عزیزان؛ من این تولد را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌نمایم؛ 

خدمت آقای سبزه‌ای بزرگوار تبریک می‌گویم؛ خدمت آقای پیام و دخترخانم گلش و همسر عزیزشان تبریک میگم یک تبریک ویژه خدمت خانم معصومه عزیز دارم زمانی که من وارد نمایندگی انقلاب شدم آقای پیام تازه رهاشده بودند و من و خانم معصومه هم لژیونی بودیم و ایشان بعد از خانم مجیدی رفتند لژیون خانم معصومه کرمی و چند ماهی هست که وارد لژیون بنده شدند و این باعث افتخار بنده است که در خدمتشانم و آقا پیام واقعاً مصداق بسیار خوبی برای معرفی کنگره 60 به دیگران است بابت تغییراتی که در ایشان به وجود آمد.

امیدوارم بهترین‌ها نصیبشان شود و در کنار هم این مادر و فرزند روزگاران خوش را تجربه نمایند

از اینکه به حرف‌های من گوش دادید سپاسگزارم.

 

سخنان همسفر:

سلام دوستان معصومه هستم همسفر

بسیار خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم به جناب آقای خان و آقای سهیلی؛ آقای نادری؛ آقای خانکی و آقای رمزی خیرمقدم عرض می‌نمایم خیلی خوشحالم که در جشن تولد پیام شرکت نمودید؛ خیلی سخت است شاید بگوییم ده سال به زبان راحت باشد اما بسیار در عمل سخت است ما سختی‌های زیادی کشیدیم اما بهترین روزگار من از زمانی رقم خورد که من به کنگره 60 وارد شدم؛ خیلی سخت است در کنار دو مسافر قرار گرفتن یکی در حال سفر و دیگری در حال مصرف مواد مخدر ولی آقای خان بسیار من را یاری نمودند و با راهنمایی‌های راهنمای عزیزم پیش رفتم و نتیجه هم گرفتم؛ همسفر بودن فقط این نیست که فقط بگوییم ما هم‌سفریم چون همسفر بودن سختی‌های زیادی دارد اما به پایان نقطه که می‌رسی می‌بینی چقدر شیرین است.

من از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌نمایم؛ به پیام عزیزم و دختر گلش و همسر مهربانش تبریک می گم؛ روح آقای عبادی شاد و از آقای سبزه‌ای بسیار سپاسگزارم؛ از راهنمای اول خودم خانم مجیدی و راهنمای فعلی خودم خانم منیره بسیار سپاسگزارم و از شما عزیزان که در جشن ما شرکت نمودید کمال تشکر را دارم.

ادامه جشن به روایت تصویر:




مرزبان کشیک: مسافر مهدی
تهیه گزارش: مسافر موسی
تایپ: مسافر توحید
عکس و تنظیم: مسافر رضا


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نوشین شنبه 29 تیر 1398 12:04
تولد خیلی خوبی بود و پیامهای خوب و آموزنده ای داشت .
مجددا عرض تبریک دارم .
پیروز و سربلند باشید .
مسافر توحید شکیبایی سه شنبه 25 تیر 1398 12:45
به به
مبارک است، دهمین سال رهایی کمک راهنمای بزرگوار را به ایشان و خانواده بزرگوارشان و همچنین به دیده بان عزیز و کمک راهنمای همسفر تبریک عرض میکنم.
این یک حقیقت درمان شیشه است که ده سال رهایی و آزادگی را پشت سر نهاده است و تبدیل به چشمه جوشان شده است. تبریک و هزاران تبریک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: