وبگردی؛گفتگو با دیده‌بان محترم جهان بینی، استاد امین
جمعه 11 مرداد 1398 ساعت 19:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر توحید شکیبایی | ( نظرات )
من آب می‌آورم تو آن‌قدر بنوش تا سیراب شوی، اما نه زیر آب. من بلندم، به بلندای قله‌هایی که نتوان تسخیر نمود، اما تو بر بام من مسلح بیا، تا عظمت را ببینی.
استاد گرامی جناب آقای امین دژاکام؛ می‌دانیم این پیام را بسیار دوست دارید، خوشا به حال دلتان که به صافی آب و به زلالی چشمه است و عزمتان همانند کوه استوار و بلند و خیلی خوشحال هستیم که امروز می‌توانیم، در نمایندگی حر از حضورتان و انرژی ناب‌تان بهره ببریم.

به نام الله قدرت مطلق
مصاحبه با دیدبان محترم جهان‌بینی استاد امین دژاکام: 

با سلام و احترام از استاد امین صمیمانه سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار من قرار داد.
لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان امین هستم یک مسافر و دیدبان جهان‌بینی در کنگره 60 هستم. متولد 1357/6/10 فوق لیسانس فیزیک کاربردی، رشته ورزشی در کنگره شنا و تیراندازی  5سال 2 ماه و 15روز رهایی دارم و راهنمایم نیز جانب آقای مهندس هستند.

 آیا رشته تحصیلی شما که فیزیک است باعث شد، شما به مباحث جهان‌بینی علاقه مند شوید؟
(چرا که فیزیک: قوانین هستی مطرح هست، اما در جهان‌بینی قوانین زندگی مورد مطالعه قرار می‌گیرد)
من فکر می‌کنم چون من از سن 15_ 16 سالگی مباحث جهان‌بینی برایم جذاب شد. قبلش هم گرایش‌هایی داشتم، ولی در این سن دوران دبیرستان درباره این مسائل بسیار فکر می‌کردم. رشته فیزیک را نیز برای ادامه تحصیل انتخاب کردم، چرا که در بین دروس دیگری فیزیک را خوب یاد می‌گرفتم و ارتباط خوبی با فیزیک برقرار می‌کردم و یک حسی داشتم که از طریق این رشته می‌توانم، چیزهای که برایم مجهول است را بهتر بفهمم و احساس قرابت به این رشته می‌کردم. در انتخاب رشته‌ام هم فیزیک بود، فکر می‌کنم گرایش من به جهان‌بینی قبل از فیزیک بود. فلسفه و جهان‌بینی من را در واقع به سمت فیزیک هدایت کرد.

آیا فیزیک به جهان‌بینی شما کمک کرد؟ 
بله خیلی از مسائل جهان‌بینی برایم سخت بود و شاید به جواب سوالات به راحتی نمی‌توانستم برسم و قوانین فیزیک خیلی به من کمک کرد.

شما در جایی در صحبت‌های‌تان فرموداید؛ برای کمک راهنما شدن شرط اول عشق و شرط دیگر نگاه درست به رنج‌ها می‌باشد. امکان دارد برای کسانی که عاشق خدمت کردن در این جایگاه هستند توضیح دهید؟
بله، این مسئله‌ی خیلی مهمی است. شاید بگویم؛ انسان تجربیات تلخی در زندگی دارد، آن تحلیلی از اتفاقاتی که برای ما می‌افتد، یا مسیری که انسان طی می‌کند تعیین شده است، یعنی؛ همه چیز راه تعیین می‌کند، مثلاً مسایلی که برایش اتفاق افتاده است، به عنوان بدبختی؛ اینکه خداوند خیلی دوستش ندارد؛ خانواده‌اش برای او زیاد وقت نگذاشته‌اند؛ جامعه قدرش را ندانسته و از این قبیل تفسیرها که ناامیدی را به همراه دارد.
جمله‌ای سردار دارد، که می‌فرمایند؛ غم بزرگ می‌تواند، انسان را به بالاترین نقطه و یا پایین‌ترین نقطه سوق دهد.
معمولاً رنج ها یا همان غم بزرگ برای همه می‌تواند باشد، حالا اینجا به عهده تفسیرش است، که یا به بدی، ظلم و جامعه تفسیرش کند، که در این صورت به عمق تاریکی سقوط می‌کند.
من سعی کردم از آن رنج‌هایی که برایم اتفاق افتاده؛ بنشینم و به آن اتفاق فکر کنم، که علت افتادن آن اتفاق و دیگر اتفاق‌ها چیست؟
من سعی کردم این‌طور به قضیه نگاه کنم و اتفاقات را به سؤال تبدیل کردم، تا اینکه بخواهم رنج ها را به دعوی و گلایه تفسیر کنم. شروع کردم به دنبال جواب سؤالاتم گشتن که هر کدام جواب خودش را داشت؛ مثلاً چرا من منزوی هستم؟ چرا یک چیزهایی زود به من بر می‌خورد در واقع این سؤال‌ها شروعِ یک کاوش شد و خداوند هم کمک می‌کند و این جواب‌ها به یک دارو برای حل آن مشکل تبدیل می‌شود.
منظورم از نگاه درست به رنج‌ها این است، که از یک شاکی و کسی که دنبال دعوی است، به یک کاوشگر تبدیل شود.

زمانی می‌شود که همسفر به توصیه مسافر وارد کنگره می‌شود، اما همین که همسفر در ماه‌های آغازین، پیوند محبت با کنگره برقرار می‌نماید، از سوی مسافر اجازه حضور در کنگره را پیدا نمی‌کنند، چه توصیه‌ای در این شرایط برای همسفران دارید؟
اولاً در این شرایط نباید همسفران به هم بریزند و اگر این شرایط اتفاق افتاد، اصلاً نباید با خانواده درگیر شوند، دو مسیر وجود دارد، یکی اینکه در لژیون‌ها آموزش داده شود، داشتن همسفر برای خود مسافر در مجموع بهتر است. از طرفی هم برای همسفری که این اتفاق برایش می‌افتد، بهتر است صبر کند و حتی بدون اینکه کنگره بیاید، می‌تواند از سی‌دی‌ها، سایت استفاده کند و آموزش خود را ادامه دهد و سی‌دی‌ها را بنویسد و از مقاله‌ها استفاده کند و فکر نکند، از بازی حذف شده است و تمرکزش را روی درمان مسافرش قرار دهد، چون اصل قضیه خانواده و درمان مسافر است.
من فکر می‌کنم، در ادامه که زمان بگذرد، ممکن است خیلی از مسائل عوض شود.

همسفرانی که مسافرشان برگشت زده است، چگونه می‌توانند به مسافرشان کمک کنند، تا جذب کنگره باقی بمانند؟
معمولاً مسافرانی که برگشت می‌خورند سرشکستگی هم به بار دارند، شاید ما به راحتی عنوان کنیم بیاید، دوباره سفر را شروع کند، ولی برای آن فرد خیلی سنگین است، مثل انسانی که شکست خورده است، پس غلبه کردن بر این فضا راحت نیست.
بهترین کار این است، که مسافر احساس کند، همسفر برایش مثل یک پشتیبان است.
درست است، که این اتفاق افتاده است، ولی مسافر احساس کند که خانواده کار خود را پیش می‌برد، بعد از یک مدتی که گذشت باید رابطه دوستی بین مسافر و همسفر شکل بگیرد و بیاید و بتواند با او ارتباط برقرار کند، نه اینکه مثل زمانی که اگر پیش کسی بروی و آن فرد از شما آتو داشته باشد و می خواهد شما را محکوم کند و از این طریق بخواهد شما را به کنگره بیاورد و در مقابل آموزش‌ها گارد می گیرد و می‌خواهی از خودت دفاع کنی و جوری رفتار می‌کنی که فرد مقابل نمی‌تواند به شما نزدیک شود، این فضا باید شکسته شود و مسافر به همسفر اعتماد کند تا مراحل بعدی انجام شود.

یک جمله زیبا در گفتگوی شما خواندم که فرمودید، من همسفر خوبی بودم و توانستم مسافر شوم.
آیا اگر من همسفر نقش خودم را به خوبی انجام بدهم می توانم مسافر خوبی برای درون خودم باشم؟
صد در صد، علما و بزرگان گفته‌اند، که تا از خود نگذری هرگز به خود نرسی.
انسانی که حاضر شود از جانش، مالش، از وقت و انرژی خودش بگذرد و برای احیای نزدیکان و دوستان خود تلاش نماید، در این‌جا درهای دیگری به‌رویش باز خواهد شد و برای کسی که حاضر نیست کار خیری انجام دهد، ممکن است خیلی اتفاق‌ها نیفتد.

در مورد موسیقی لطفاً بیان فرمایید، همان‌طور که ورزش خیلی آرام آرام همه گیر شد و در تمام نمایندگی‌ها گسترش یافت، آیا می‌توان پیش بینی کرد، در آینده هم در نمایندگی ها جزو فعالیت محسوب شود؟
من خودم اعتقادم بر این است که هر انسانی برای اینکه در حالت تعادل باشد نیاز به یک رشته ورزشی و یک رشته‌ی هنری دارد، نه صرفاً موسیقی ولی یک رشته‌ی هنری داشته باشد، که می‌تواند موسیقی هم جزء آن باشد. پس ممکن است اتفاق بیفتد.


منبع: وبلاگ گروه خانواده نمایندگی حر
کنگره 60

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر میلاد لژیون 5 یکشنبه 13 مرداد 1398 17:16
عالی بود و بسیار آموزنده
سمانه همسفر داود یکشنبه 13 مرداد 1398 08:08
خدا قوت بسیار عالی.
همسفر مرضیه لژیون یکم شنبه 12 مرداد 1398 09:39
سپاس از انتخاب مطلب آقا توحید.
خدا قوت به نمایندگی حر
آقای امین سپاس. در پناه حق. بسیار آموزنده و مفید بود
خدیجه باقری از لژیون اول شنبه 12 مرداد 1398 09:27
سلام وخدا قوت به آقای امین استاد جهانبینی واز ایشان تشکر می کنم بابت آموزشهای خوبشان وممنونم از تمام وبلاگ نویسان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: