استفاده از اختیار درجهت مثبت؛ سومین سال رهایی مسافر رضا
شنبه 12 مرداد 1398 ساعت 20:28 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهدی مقدم | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق"
اولین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز شنبه مورخ 1397/05/12؛ نمایندگی شادآباد
 با استادی: مسافرمهدی  نگهبانی : مسافر حمید   دبیری : مسافر توحید
 با دستور جلسه: (از فرمانبرداری تا فرماندهی وسومین سال رهایی راهنمای تازه واردین مسافر رضا) رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، امروز هم در مورد دستور جلسه باید صحبت کنیم هم در مورد تولد رضای عزیز.

در مورد دستور جلسه بخواهم صحبت کنم درزمانی که انسان متولد می‌شود یک شیطان کوچکی هم با انسان متولد می‌شود، با انجام دادن ضد ارزش‌ها آن شیطان کوچک در درون انسان شروع به رشد می‌کند و هر چه ضد ارزش‌ها و اعمال شخص بیشتر باشد آن شیطان که در درون شخص وجود دارد بزرگ‌تر می‌شود و به‌جایی می‌رسد که با زبان تو می‌تواند و سخن بگوید و با چشمان تو می‌بیند و با دستان تو هر کاری که بخواهد را انجام می‌دهد یعنی می‌شود حاکم جسم تو، از طرفی نیروی مثبتی هم در درون ما وجود دارد که ما هرچقدر به سمت ارزش‌ها برویم و تزکیه و پالایش بیشتری داشته باشیم آن نیرو قوی‌تر می‌شود و می‌تواند حکومت کند و این بستگی به خود ما و عملکرد ما دارد.


در هرلحظه ما هم فرمان‌برداریم و هم فرمانده هستیم،تمام اعمال و خواسته‌هایی که ما از صبح که از خواب بیدار می‌شویم راداریم تا شب و تمام این حس‌ها در درون ما شکل می‌گیرد و ما در راستای آن‌ها حرکت می‌کنیم تا خواسته‌ها را به انجام برسانیم.

من فرمانده جسم خودم هستم و بهترین حال این است که از خودم شروع کنم و ببینیم که برای این شهر وجودی خودم چه‌کار کردم و خوب که نگاه می‌کنم می‌بینم هیچ کاری نکردم و تا توانسته‌ام انواع مواد و مشروبات الکلی و خیلی کارهای ضد ارزشی دیگر را فقط انجام داده‌ام و تمام‌کارها تا الآن تخریب بوده است و تمام این کارها را بدون تفکر انجام داده‌ایم.

اگر می‌خواهیم یک حکومت خوب داشته باشیم بر روی جسم خودمان باید به تمام سلول‌های بدن خودمان احترام بگذاریم و باید بدانیم قبول کنیم که بدن خود را تخریب کردیم و باید درست بشود و این کار نیازمند دانش و آگاهی است و با نبودن آگاهی این موضوع درست نمی‌شود چون باید بدانیم که کجا تخریب‌شده و باید فرمان‌بردار خوبی باشم تا بتواند  دستورات را انجام دهد و به تعادل برسد.


کسانی که وارد کنگره60 می‌شوند و راهنما می‌گیرند هر کاری که راهنما دستور می‌دهد را باید انجام دهند، باید یک کاری باشد که این افراد انجام دهند و بعدازآن فکر کنند و به نتایج خوب یا بد برسند و کاری که راهنما به من گفت را انجام دادم و به نتایج بسیار خوبی رسیدم و این موضوع برای تمام افراد یکسان است و همه در آخر کار به نتایج خوبی برسند و اگر من در حال حاضر به خدمت‌های خوبی رسیدم چون فرمان‌بردار خوبی بودم.

در مورد رضای عزیز بخواهم صحبت کنم این است که رضای عزیز با مصرف شیشه وارد کنگره 60 شد و تخریبش خیلی زیاد بود و طوری بود که دیگر کنترل خود را ازدست‌داده بود و هیچ فرمان دهی بر روی بدن خود نداشت و همه‌چیز را یکهو خراب می‌کرد و یک مواقعی می‌رفت با ماشین یک خرید کوچک بکند و یکهو چهار روز نبود و می‌رفت و سر از جنوب درمی‌آورد و یک روز در غرب و یک روز در شرق و نمی‌دانست که چرا به آن مکان‌ها رفته است و خداوند کمکش کرد و در مسیر قرار گرفت و هم‌سفر ایشان هم بسیار کمک‌حال ایشان بودند و در کنار ایشان بودند و خیلی کمک کردند.

خیلی خوشحال هستم که الآن رضا توانسته به این آرامش و جایگاه خوب در زندگی برسد و این فقط به خاطر این بود که فرمان‌بردار خوبی بود.

خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادی و آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان رادارم.


خلاصه سخنان مسافر:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

خیلی خوشحال هستم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم.

اشخاصی که شیشه مصرف می‌کنند به خاطر مصرف این مواد دیگر از حافظه خوبی برخوردار نمی‌شوند مگر این‌که فرمان‌بردار خوبی باشند و من یک راهکاری که برای خودم پیدا کردم این بود که مطلبی را که قرار است در موردش صحبت کنم را بنویسم و در اینجا از روی آن صحبت کنم .

من در کنگره فرمانده خوبی داشتم و همیشه سعی کردم که فرمان‌بردار خوبی هم باشم،همیشه نقشه‌ای سخت را انسان‌های بزرگ انجام می‌دهند و آقای مهندس توانسته‌اند که این کار بزرگ را انجام دهند و کنگره 60 را تأسیس کنند و گسترش دهند و من نمی‌دانم که از آقای مهندس چطور تشکر کنم من که مرده بودم را واقعاً زنده کردند و دوباره دارم زندگی می‌کنم و این واقعیت است که این توفیق به هرکسی داده نمی‌شود که بتواند یک همچنین خدمت بزرگی به انسان‌ها بکند.


زمانی که شخصی شروع به مصرف مواد مخدر می‌کند و مخصوصاً شیشه که میشِ گفت این مواد مخرب است و از درجات تخریب بسیار بالایی برخوردار‌است و دارای دنیای متفاوتی است چون چشم‌باز است ولی نمی‌بینی یا گوش دیگر در کنترل نیست و صداهایی را که باید بشنوی را دیگر نمی‌شنوی و شخص می‌رود در سرمای 60 درجه زیر صفر و دیگر هیچ احساسی نداری و شیشه می‌شود فرمانده تو و جسم تو، وقتی‌که شخص وارد وادی اعتیاد می‌شود وارد وادی خودآزاری می‌شود و بعدازآن آزار دادن خانواده است و باید آن‌ها را آزار بدهی و بعد به اجتماع و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنی چون این مراحلی است که در شیشه اجرا می‌شود و شاید در موادهای دیگر همه حدوداً شبیه هم هستند ولی در شیشه بسیار متفاوت است و دارای رفتارهای بسیار متفاوتی است و مثلاً من می‌رفتم چیزی بخرم برای منزل می‌دیدم که در پمپ‌بنزین شیراز دارم بنزین می‌زنم و جالب این بود که من داخل شهرها هم نمی‌رفتم و فقط جاده‌ها را دور می‌زدم و این گذشته‌ای نیست که بخواهیم از آن یاد کنیم همه خراب‌کاری و کارهای بسیار نادرست برای خودم و خانواده‌ام.

صدماتی که ما به خودمان می‌زنیم را هیچ دشمنی به دشمن خود نمی‌زند و حال ما چه صدماتی به خودمان و خانواده خود زده‌ایم، حالا شکر خدا به کنگره60 آمده‌ام و از حال خوبی برخوردارم و دیگر حداقل خسارتی به هیچ‌کس نمی‌زنم و از روی خانواده خودم شرمنده نیستم و در آن زمان هر شب که می‌خواستم بخوابم به خودم می‌گفتم که فردا می‌روم دنبال ترک کردن و کارهای بسیاری هم در این مورد انجام دادم ولی هیچ نتیجه‌ای نداد و تنها جایی که نتیجه گرفتم همین کنگره60 است و من در اینجا به زندگی برگشتم،تمام کسانی که در کنگره60 درمان می‌شوند هم تاریکی‌ها را دیده‌اند و هم در حال حاضر روشنایی‌ها رادارند می‌بینند،یعنی از اختیار خودمان هم در درجه منفی استفاده کردیم درگذشته و هم در درجه مثبت که در حال حاضر است و حال خدا را شاکرم که در کنگره 60 هستم و در اینجا به‌واسطه گرفتن آموزش‌ها راه و رسم زندگی را در حال آموختن هستیم  و همه رفتارها و اعمال من را تهدتأثیر قرار داده است.

من در لژیون تازه‌واردان خیلی انرژی می‌گیرم و خدمتی که در لژیون تازه‌واردان دارم باور کنید تا یک ماه من را پر از انرژی می‌کند و طرف صحبتم با بچه‌های سفر اولی است که باید آموزش‌ها را دریافت کنند و آن را اجرایی نمایند.

ما باید تحمل بالای داشته باشیم تا اگر مشکلاتی در سر راه ما به وجود آمد بتوانیم با انعطافی که داریم آن را حل کنیم و از آن رد شویم.

از راهنمای خودم تشکر می‌کنم که این عشق را به من داد و از ایجنت محترم تشکر می‌کنم و از مرزبانان عزیز تشکر می‌کنم و از همه‌کسانی که من را کمک کردن که من از تاریکی و نادانی جدا بشوم تشکر می‌کنم.

ممنون و سپاس گذارم که به صحبت‌های من گوش دادید.

ادامه تولد به روایت تصویر:








در ادامه نشان رهایی و گل رهایی به مسافران اهدا گردید.




مرزبان کشیک: مسافر علی
تهیه گزارش و تایپ: مسافر مهدی
عکس: مسافر رضا و مسافر محمد
تنظیم و ارسال: مسافر توحید




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر توحید شکیبایی سه شنبه 15 مرداد 1398 08:25
خداقوت و عرض تبریک مجدد
بدون شک راهنمای تازه واردین از خدمت های حساس . مهم است. با دنیایی از نا امیدی وارد کنگره شدم و در همان سه جلسه اول متوجه شدم که کنگره مرا به درمان رهنمون خواهد نمود. خداقوت به شما که تجربه خدمت در این جایگاه را دارید. خداقوت به راهنمای مسافر
سمانه همسفر داود یکشنبه 13 مرداد 1398 08:09
تبریک و خدا قوت.
حسن اسدی یکشنبه 13 مرداد 1398 01:04
سلام رضا جان سومین سال رهایت رو تبریک میگم و امیدوارم امسال شال کمک راهنمایی رو دریافت کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: