از تخریب تا ترخیص تولد اولین سال رهایی مسافر میلاد
یکشنبه 20 مرداد 1398 ساعت 16:15 | نوشته ‌شده به دست مسافر محمد حیدری | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق"
دومین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز شنبه مورخ 1397/05/19؛ نمایندگی شادآباد
 با استادی: مسافرمجتبی  نگهبانی : مسافر حمید   دبیری : مسافر توحید
 با دستور جلسه: (کار، تحصیل، قدرت و اولین سال رهایی مسافر میلاد) رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر،

اول خداوند را شکرگزارم بابت امروز که در جلسه حضور دارم و تجربه کسبمی نمایم امیدوارم که بتوانیم جلسه خوبی داشته باشیم. .

دستور جلسه امروز کار، تحصیل، قدرت هست.در کنگره این دستور جلسه قدرت یعنی توانایی، چرا ما باید دارای قدرت و توانایی باشیم چون این‌یک قانون است که در طبیعت وجود دارد، ضعیف پایمال می‌گردد و حق خودش را از دست می‌دهد و نمی‌تواند به‌حق خودش برسد.همه می‌دانیم که کار خب باید همگی کارکنیم، تلاش نماییم در هستی و کائنات  باید کارکرد هر موجودی را می‌بینیم یک نقشی دارد  یعنی هر موجودی کاری دارد که باید آن را انجام دهد.

حالا اینجا صحبت از تحصیل کردن هست تحصیل یعنی به دست آوردن، کسب کردن است، کسب کردن می‌تواند در تحصیل رشد داشتن باشد یکی در یک فن خاصی دب اشد یا هنری را به دست آورد مثلاً یک شغلی مکانیکی، آهنگری، جوشکاری یا هر شغل دیگری باشد می‌تواند شامل این باشد.

به نظر من این مثل یک مثلث می‌ماند دو ضلع اصلی آن می‌شود کار،تحصیل، ضلع قاعده می‌شود قدرت، زمانی که ما کار خود را درست انجام می‌دهیم و تحصیل هم داشته باشیم و توانایی خودمان را بالا ببریم  می‌توانیم به آن قدرت برسیم در همه‌جا یک‌حرفی برای گفتن داشته باشیم .

بعد به نظر شخص من  در کنگره یک مسافر در حال اجرای این مثلث هست و دائماً این کار را انجام می‌دهد چرا؟ چون وقتی‌که در حال سفر هست یعنی یک کاری را انجام می‌دهد از مصرف مواد مخدر تا قطع آن، یا از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود، خب جی تحصیل می‌کند و چه چیزی را به دست می‌آورد تحصیل آن همان علم درمان اعتیاد هست یا علم خودشناسی را به دست می‌آورد و درنهایت به چه توانایی و قدرتی برسد توانایی که به دست می‌آورد رهایی از بند اعتیاد هست درمان هست،  و در ادامه تعادل و نهایتاً به آرامش می‌رسد که هرکدام از ما می‌توانیم این‌ها را به دست بیاوریم مسلماً قدرتی در درون ما پیدا می‌شود که به کمک ما می‌آید و می‌توانیم همه‌جا از آن استفاده کنیم

حالا برای موفقیت باید چه‌کار بکنیم در درجه اول باید تفکر نماییم و بعدازآن تلاش نماییم مسئله مهم این هست که باید پشتکار داشته باشیم یا استمرار  اگر این پشتکار نباشد مطمئناً به موفقیت نخواهیم رسید

مطلب آخری که خواستم بگویم وقتی انسان در صراط مستقیم باشد تزکیه و پالایش کند در آنجا هم می‌تواند کسب قدرت نماید ممنونم از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

بخش دوم جلسه در مورد تولد میلاد عزیز هست زمانی که لژیون پنجم را به‌صورت امانت در اختیار من قراردادند میلاد در وسط‌های سفر بود در طول سفر مشکلات و مسائلی داشت ولی خوشبختانه خیلی خوب یک سفر استانداردی را انجام داد و دلایلی دارد که یکی از مهم‌ترین دلایل آن شخص فرمان‌برداری بود من هر توصیه‌ای یا پیشنهادی را می‌دادم استقبال می‌کرد  و به اجرا درمی‌آورد کاملاً پسر توانایی بوده  و مسئولیت‌پذیر هست  و در ادامه در اداره لژیون هم به من کمک می‌نمود و اینت ویژگی وقتی در میلاد قوت گرفت  و الگوی خیلی خوبی شد برای برادرش خوشبختانه برادر ایشان هم آمد و به درمان رسید و پس از رهایی به سفر سیگار هم ادامه داد و درمان انجام شد و به همین جهت متوجه شد که درمان سیگار هم جزو واجبات درمان هست

بعد میلاد شروع نمود به انجام خدمت و در حال حاضر مبصر یکی از کلینیک‌ها هست  و در قسمت اوتی در حال خدمت هست و در شعبه دبیر روزهای دوشنبه هم هست در ضمن درزمینهٔ ورزش هم فعالیت مستمر دارد در روزهای جمعه پارک طالقانی هم مسئول صبحانه بچه‌های لژیون هست و ارتباط خیلی خوبی هم با سفر اولی‌ها دارد

میلاد با توجه به مشکلاتی که داشت در پشتکار تقویت بنیه‌های مالی هم فعالیت زیادی دارد  و به خاطر همین نتوانست در امتحان کمک راهنمایی امسال شرکت نماید امیدوارم در سال‌های بعد شرکت خواهد نمود من از خداوند خواستارم که آقا میلاد در ادامه زندگی و در مسیر زندگی و کنگره موفق و سربلند باشد  و بتواند جایگاه‌های خدمتی را یک‌به‌یک طی نماید  من در آخر بابت این تولد تبریک می‌گویم به تمام اعضای کنگره 60  بخصوص آقای مهندس و اعضای خانواده محترم ایشان، به اینت محترم و مرزبانان تبریک می‌گویم، به راهنمای هم‌سفرش و هم‌سفر محترم ایشان تبریک می‌گویم  و همچنین راهنمای درمان سیگار ایشان را تبریک می‌گویم و درنهایت به خود میلاد عزیز تبریک می‌گویم






آرزوی مسافر:


من یک مقداری در مورد سفر اولی ها صحبت کنم امیدوارم به رهایی برسند جاده خاکی نروند چون جاده خاکی هیچی ندارد و آرزوی دومم دعا هست بیشتر به خاطر همسفر هایی که نیستند  چون همسفر خودم را دیدم که چه مشکلاتی دارد و در عذاب بود امیدوارم مسافران همه همسفرها به رهایی برسند.

آرزوی  همسفر:


تمامی همسفر های عزیزی که از من خواستند نیت کنم بازگشت مسافران همه اذنش در این روز صادر شود  و هم اینکه کسانی که واقعاً نمیتوانند سفر کنند این راه برایشان ایجاد گردد تا بتوانند درست سفر نمایند و به پایان برسانند


سخنان مسافر:


من امروز خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم راهنمایم همیشه روزهای تولد می گفت تصور کنید خودتون اونجا نشستید هر زمان تولد بود من ردیف جلو جلسه می نشستم و خودم را به جای اون قرار می دادم و حس برقرار می کردم و می گفتم روز به این تولد می رسم ارزوهای سفر اولی ها همین هست و خودشون را جای مسافر هایی که تولد می گیرند احساس می کنند و این را بدانند که به این جایگاه می رسند از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشاتن تشکر می کنم که چنین بستری را برای من فراهم کردند که من با این همه دردسر و تخریبی که برای خانواده و جامعه درست نموده بودم تا بتوانم روزی برسد که در این جایگاه بنشینم و بتوانم جبران خسارت کنم و بتوانم برای دیگران خدمت نمایم و در درجه اول به خودم کمک می نمایم و از راهنمای اولم آقای خانکی تشکر می کنم بعد از راهنمای عزیزم آقای مجتبی ایرانپور تشکر می کنم، از ایجنت محترم و مرزبانان قبلی و این دوره تشکر می کنم، و از کمک راهنمای همسفر خودم سر کار خانم نصیر که خیلی به من و همسفرم کمک نمو.دند یعنی اگر مشکلی در زندگی هم داشتم بعد با راهنما درمیان گذاشته می شد و مشکلاتم یکی پس از دیگری حل می شد از سختی های خودم اگر بخواهم بگویم یک زمانی بود با مصرف شیره شروع کردم فکر می کردم مانند مشروب می باشد و می توانم بعد از مصرف هر وقت بخواهم کنار بگذارم یک مسافرت شمال رفتم و برگشتم دیدم حالم خراب هست نمیدانستم خمارم، حالم خیلی بد بود یعنی وقتی آمدم تهران متوجه شدم و دوستم گفت خماری باید مواد را بکشی و دیگه باید همیشه مصرف می کردم  و واقعاً حالم بد بود  و جا نداشتم برای مصرف موادم که هروئین هم بود دوباره اینقدر دل درد  و روده درد داشتم باید هروئین را می کشیدم  و دائم حالم خراب می شد چقدر عذاب می کشیدم که صبح بلند شوم باید دود بلند شود از مصرف مواد من و می خواستم بروم محل کار گریه می کردم می گفتم ای کاش من بیکار بودم و در منزل مصرف می کردم به خاطرذ ان تخریب هایی که بوجود آورده بودم هر چی داشتم و نداشتم را از دست دادم مغازه، کار، دارایی،  و بالای ده شرکت را برای محل کار عوض کردم

زمانی که آمدم کنگره 60 آقای دادگر راهنمای تازه واردین بودند خیلی کمک کردند و در ذهن من این بود می گفتم کاشکی یک دارویی باشد که من خمتری نکشم حداقل سرحال شوم تا درد نکشم چون بیرون از کنگره چندین بار ترک کرده بودم برای خودم گفتند اگر می خواهی دارویی به شما بدهند که حالت خوب شود اینجاست فقط جلسهخ اولم را یادم هست بقیه را یاد م نیست ، زمانی که وارد شعبه شدم و گفتند باید راهنما انتخاب کنی از درب که وارد شدم اولین شخصی را که دیدم اقای خانکی بود همان زمان حس من ایشان را گرفت و در لژیون ایشان قرار گرفتم و شروع کردم به سفر کردن گفتند باید هر چی راهنما می گوید گوش کنی و فرمانبردار باشی و گفتند مواد مصرفی خودت را قطع کن و دارو را مصرف کن، و در روزهای اول دوبرابر چیزی که راهنما گفته بود مصرف می کردم و با اضافه مصرف کردن شربت اوتی آنقدر حالم بد شده بود  رختخواب پهن بود اما درد داشتم و عرق می ریختم نمی توانستم بخوابم و آن زمان برادرم هم تازه اومده بود تازه واردین و داشت سفرش را آغاز می کرد داشت داخل آشپزخونهخ می کشید و بوی مواد به من می خورد حالم خراب می شد وسوسه شدم می گفتم بروم مواد بکشم باز گفتم با خودم نه نمی توانی بکشی، و آنم حالت را تحمل کردم با راهنمای خودم در میان گذاشتم جهت مقدار مصرف شربت چون آشنایی نداشتم گفت دو سی سی شربت بخور وقتی مصرف کردم تازه حالم یواش یواش بهتر شد سریع گفتم یک چایی نبات برای من بیاورند تا نئشگی بهتری داشته  باشد دیگه شروع نمودم به سفر کردن درست و در  طول سفر راهنما هر چیزی می گفت گوش می کردم اگر می گفتند مشق بنویس واقعاً مشق می نوشتم و همین سی دی نوشتن خیلی کمک به من نمود من همیشه دسته کلیدم را گم می کردم  اما این مشکل من هم یواش یواش درست از همان ماه اول گفتند باید بیای به پارک طالقانی و رفتم الان هم برای رفتن به پارک طالقانی اشتیاق دارم من وقتی وارد لژیون می شدم اقا مجتبی راهنمایم بودند با ایشان احساس آرامش می کردم و در حل مشکلاتم خیلی کمکم کردند زمانی که مشکل مالی هم داشتم راهنمایم می گفت صبر کن با صبر همه مشکلات درست می شود نمیدونستم معنی اینها چیست تا زمانی که رها شدم دیدم مشکلات یواش یواش پشت سر هم حل می شود همیشه می گفت در صراط مستقیم باش مشکل حل میب شود در آخر از همه دوستان تشکر می کنم و از راهنمای خوبم آقای ایرانپور تشکر می کنم و آقای خانکی تشکر می کنم و آقای کریمی که کمک نمود تا درمان سیگارم صورت پذیرد تشکر می کنم از ایجنت محترم و راهنمای همسفرم خانم نسیم تشکر می کنم از برادرم و مادرم و پدرم که خیلی کمک نمودند تشکر می کنم  







مرزبان کشیک: مسافر رضا شاهبداغی

تایپ : مسافر محمد حیدری

عکس: مسافر رضا جدیدی
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نوشین یکشنبه 27 مرداد 1398 11:11
مبارک باد تا باد چنین بادا
خانم فرشته و خانم نسیم مبارک باشه این تولد
ان شاآلله که همیشه شاد و سربلند باشید .
نوشین یکشنبه 27 مرداد 1398 11:11
مبارک باد تا باد چنین بادا
خانم فرشته و خانم نسیم مبارک باشه این تولد
ان شاآلله که همیشه شاد و سربلند باشید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: