تبلیغات
وبلاگ نمایندگی شادآباد - نقطه پایان سیاهی و سر آغاز درمان؛ اولین سال رهایی مسافر محسن 
نقطه پایان سیاهی و سر آغاز درمان؛ اولین سال رهایی مسافر محسن
یکشنبه 27 مرداد 1398 ساعت 16:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهدی مقدم | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق"
سومین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز شنبه مورخ 1398/05/26؛ نمایندگی شادآباد
 با استادی: مسافرسهراب  نگهبانی : مسافر حمید   دبیری : مسافر توحید
 با دستور جلسه: (وادی سیزدهم و تاثیر ان روی من و جشن اولین سال رهایی مسافر محسن) رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سهراب هستم یک مسافر،من خداوند را شاکرم که توانستم در کنگره60 جایگاه دیگری را تجربه کنم و بتوانم خدمت کنم.

وادی سیزده دستور جلسه این هفته است که می‌گوید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، درزمانی که من سفر اول بودم حدود شش سال پیش فقط ما شش وادی را کار می‌کردیم و هیچ‌وقت وادی سیزده را من نخوانده بودم، روزی که آخرین پله من را راهنمایم در دفترچه من وقتی نوشت یک پیام هم به آن اضافه کرد و این بود که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و من وقتی سؤال کردم که این یعنی چه؟ گفتند که تازه‌کار شما شروع‌شده و شما در اعتیاد درمان شدی ولی هنوز کارهای زیادی را باید انجام دهی.



در وادی سیزده از تغییر، تبدیل و ترخیص صحبت شده یعنی ما در هر کاری را می‌خواهیم انجام دهیم باید از این مراحل عبور کنیم، چه در این دنیا و چه در دنیای دیگر چه در صور آشکار و چه در صور پنهان مانند مسافری که در کنگره60 شروع به سفر کردن می‌کند و بعد از مصرف مواد ترخیص می‌شود و بعد سفر سیگار و بعد مرحله‌های بعدی پشت سر هم هستند و این مراحل هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.


وقتی صحبت از عقل و عشق و ایمان می‌شود من باید با آموزش‌هایی که در سفر دوم دریافت می‌کنم این موضوع‌ها را تکمیل کنم و نمی‌توانم یکی از این‌ها را درست کنم باید همه را باهم درست کنم و هم‌زمان رشت پیدا کنند و این موضوعات چگونه رشد می‌کند ؟ زمانی که من منظم در جلسات حضورداشته باشم و با تزکیه و پالایش و با عمل کردن به آموزش‌ها و دوری از ضد ارزش‌ها و اگر من همه این‌ها را رعایت کردم و رشت دادم می‌توانم به مراحل بعد بروم و به یک آرامشی برسم.

شخصی که دارای حال خوبی نیست می‌تواند از عشق یا ایمان و یا چیزهای دیگر با او صحبت کرد؟نمی‌شود  و این میسر نمی‌شود مگر اینکه من خط خمر خود را درست کنم تا اول به یک آرامش برسم بعد بتوانم در مورد این مطالب فکر کنم و آموزش بگیرم و جسم و روان من به آرامش برسد و در کنار این‌ها از آموزش‌های جهان‌بینی هم بتوانم بهره ببرم تا در صور پنهانم از آن استفاده کنم تا بتوانم یاد بگیرم که مشکلاتی که در زندگی به وجود می‌آید چگونه برخورد کنم و آرامش را در زندگی خودم بتوانم آرامش را داشته باشم.


آقای مهندس دژاکام نمونه بارز عشق دادن در کنگره60 است و به کاری که می‌کند ایمان دارد و آیا من به این مرحله توانستم برسم و توانستم ذرهای از این کمکی که کنگره به من کرده را جبران کنم؟ من توانستم آرامش را برای خودم یا خانواده و یا لژیون و اطرافیانم ایجاد کنم؟ اینجاست که هرلحظه من به خودم می‌گویم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و باید خودم را آماده کنم برای مراحل بعد و این مسیری که پیش رودارم.

خدمت کنیم تلاش داشته باشیم و پشت‌کار داشته باشیم و به کاری که انجام می‌دهیم ایمان داشته باشیم.

سخنان استاد در مورد تولد:

امروز تولد یک‌سالگی رهایی محسن عزیز است، محسن جزو ره‌جوهایی بود که خداوند در لژیون من قرارداد تا من شکل و نمایش خوبی به لژیونم بدهم، در شعبه قبل که بودیم من روزی لژیون سیگار داشتم و دیدم یک شخصی آمد بسیار لاغر با قدبلند و نشست داخل لژیون و من در آخر لژیون به محسن گفتم که شما می‌خواهید سفر سیگار کنید؟ جواب داد که نه من تازه او مدم داخل کنگره و می‌خواهم سفر کنم و شمارا می‌خواهم به‌عنوان راهنما انتخاب کنم، گفتم که شما باید اول بری مشاوره و بعد راهنما انتخاب کنی و محسن هم از همان لحظه شروع کرد و بسیار فرمان‌بردار بود و خوب حرکت می‌کرد و تمام تکالیف و درس‌هایی را که از او می‌خواستم را انجام می‌داد و هیچ خطایی از او ندیدیم با مصرف تریاک و حشیش به کنگره60 آمد، یک تیک عصبی هم داشت که تا بعد از سفر آن‌هم برطرف شد و یکی از بچه‌هایی شده که خدمت گذار است و همه‌کاره‌ای خودش را در هر مرحله‌ای به‌صورت خودکار انجام می‌دهد و این بسیار خوب است که محسن توانسته است خود را به اینجا برساند و بسیار کمک‌حال من است و می‌توانم بگویم که محسن جزو کسانی است که متعلق به لژیون نیست و در کنگره60 می‌تواند به همه کمک کند. خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.


آرزوی مسافر:

من آرزو می‌کنم که برادرم به خواسته‌هایش برسد چون از من خیلی حمایت کرد تا من به این جایگاه برسم و از ایشان متشکرم.



خلاصه سخنان مسافر:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر، خیلی ممنونم که در این جشن شرکت کردید و از همه مسافران و هم‌سفران تشکر می‌کنم.

من اول‌ازهمه خداوند را شاکرم که گل رهایی خودم را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کردم چون به نظر این موضوع برای مسافر کنگره60 بسیار مهم است  و امیدوارم که ایشان همیشه در صحت و سلامت کامل باشند تا من بتوانم از آموزش‌های ناب ایشان استفاده کنم.

سال 96 تولد هفت‌سالگی رامین سعادت جو شعبه رودکی رفته بودیم و ایشان گفتند که تولدهای کنگره60 با سایر جاهای دیگر تفاوت دارد چون جاهای دیگر تولد می‌گیرند که ثابت کنند من هفت سال است که مواد مصرف نکردم ولی در کنگره هر تولد حاوی پیام است و آن این است که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است و این پیام برای تمام سفر اولی‌ها و تازه واردین است که ببینند که من محسن در هر جایگاهی که باشم و هر کار ضد ارزشی که کردم می‌توانم جایگاه خودم را تغییر دهم.

 من در دوران سربازی با حشیش شروع شد و چون در خانواده ما مصرف‌کننده تریاک بود و من می‌دیدم که با مصرف نکردن مورد به حال بدی می‌افتند و من به این دلیل از مصرف تریاک می‌ترسیدم و بدم می‌آمد و چون می‌گفتند که حشیش اعتیاد ندارد و هر وقت دوست داشتی مصرف می‌کنی و هر وقت دوست نداشتی مصرف نکن و از اون زمان تا به الآن که حدوداً هجده سال می‌گذرد هنوز هم می‌گویند که حشیش اعتیاد ندارد و درواقع این‌طور نیست حشیش هم اعتیاد دارد و فقط این‌یک تبلیغ است که بتوانند این ماده را به فروش برسانند.

بعد از سربازی من وارد بازار کار شدم و در مغازه برادرم شروع به کارکردم، همه دوستان و همکاران به من می‌گفتند که حشیش مصرف نکن چون باعث ضعیف شدن حافظه و کوچک شدن مغز می‌شود ولی من با جهل و نادانی که داشتم منکر این موضوع می‌شدم و می‌گفتم که ذهن من عین ساعت دارد کار می‌کند و فکر می‌کردم که حشیش این کار را برای من انجام می‌دهد و این موضوع بود واقعاً بود من بسیار ذهن فعالی داشتم ولی بعد از مدتی حافظه من تحلیل رفت و ضعیف شد و مصرف مواد من هم بالا می‌رفت و فکر می‌کردم به خاطر مصرف کم مواد است و من مصرف را افزایش می‌دیدم و همین‌طور ادامه پیدا کرد تا کار به‌جایی رسید که من روزانه تا هشت گرم حشیش مصرف می‌کردم و ساعت‌ها وقت می‌گذاشتم تا به توانم بهترین ماده را تعیین کنم، من شرایط کاریم جوری شد که باید در محیط کارگاهی باید کار عملی انجام می‌دیدم و با آقای آشنا شدم و ایشان گفتند که چرا تریاک نمی‌کشی و کلی هم از تریاک تبلیغ کرد و گفت چون مخالف حشیش است با مصرف آن از حشیش دور می‌شوی و من به‌صورت خوراکی استفاده کردم و بعد از خوردن تریاک حشیش هم مصرف کردم و دیدم به اوج نشئگی رسیدم و من پیش خودم فکر می‌کردم که من اون نه سال را اشتباهی مصرف کردم و الآن درست است، تریاک را نه صبح مصرف می‌کردم و تا نه شب‌کار می‌کردم و بازهم یک اشتباه دیگر را داشتم تکرار می‌کردم و در جهل و ناآگاهی خودم بیشتر فرومی‌رفتم و فکر می‌کردم که تریاک به من انرژی می‌دهد و من می‌گفتم که می‌توانم کلی کارکنم و ازلحاظ درآمد هم برایم خیلی خوب است و بعد یک مدت دیدیم که دیگر آن بازدهی روز اول را ندارم و من که تا نه شب‌کار می‌کردم و دیگر ساعت هفت شب نمی‌توانستم کارکنم و همین‌جور مصرف را بالا بردم که بتوانم همان جور کارکنم که در روز اول کار می‌کردم کارکنم و کار به‌جایی رسید که تریاک را در روز تا سه گرم استفاده می‌کردم و روزانه سه گرم حشیش و چهل نخ سیگار می‌کشیدم و این روند ادامه پیدا کرد تا زمانی که تخریب بسیار شدید در صور آشکار من به وجود آمد و من که تا قبل از خدمت سربازی ورزش‌کار بودم و ورزش رزمی می‌کردم و در اثر یک سانحه که در مسابقات برایم اتفاق افتاد دیگر نتوانستم به ورزش خودم ادامه دهم و این موضوع که من که ورزش‌کار بودم و عاشق ورزش کردم بودم حالا چی شده که به این حال افتادم؟ این موضوع بود که صفت من به‌مرورزمان عوض‌شده بود و این مطلب کنگره60 که صفت گذشته در انسان ثابت نیست چون انسان جاری است و من هم صفت‌هایم عوض‌شده بود.


به نظر من ما مسافرها و همسفران کنگره60 خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم چون کنگره60 راداریم و خوشبختی به پول یا داشتن خاله در بالای شهر و یا داشتن خیلی امکانات است ولی وقتی شب خواب نداشته باشیم یعنی آرامش نداریم درواقع بخواهیم جهنم را ببینیم این نوع زندگی است چون آرامش وجود ندارد و هیچ امیدی وجود ندارد و بهشت یعنی داشتن امید و آرامش، من همیشه به خودکشی فکر می‌کردم یا به‌صورت سقوط آزادی ترک می‌کردم شش ماه و احساس می‌کردم یک انگار یکدست من را قطع کردن و با یکدستم فقط می‌توانم کارم را انجام دهم و این خیلی برایم سخت بود چون ناتوان شده بودم و به خودم می‌گفتم که من تا آخر عمرم نمی‌توانم مواد خودم را درمان کنم و مدتی مصرف نمی‌کردم و بعد دوباره شروع می‌کردم و به خاطر این موضوعات خیلی ناامید بودم و تا خودکشی هم رفتم و دقیقه نود یکی از همکارم رسید و ما نه این کارم شد و سال نودوشش به‌واسطه برادرم با کنگره60 آشنا شدم، وقتی وارد کنگره60 آقای سهراب را دیدم و یک نگاه ساده اتفاق افتاد و من علاقه پیدا کردم که پیش ایشان برم و ایشان رو به‌عنوان راهنمای خودم انتخاب کنم و دو هفته زمان برد تا من وارد لژیون آقای سهراب به شن به دلیل این‌که لژیون ایشان بسته بود و من هم فقط می‌گفتم آقا سهراب و با موافقت ایجنت و مرزبان توانستم که جواز ورود به لژیون را بگیرم و سی‌وچهار روز بعد من وارد لژیون سیگار شدم و مسیر خودم را ادامه دادم با شرایط بسیار سختی ادامه دادم و مسئله‌ای که برای من امیدبخش بود و کمک می‌کرد حضور به‌موقع در لژیون و فرمان‌برداری بود و این مطالبی که در سی‌دی‌ها گفته می‌شد را هم گوش می‌کردم و اگر این کارها نبود امکان داشت من محسن هم برگشت بخورم به مواد مخدر ولی این سی‌دی‌ها من رو نجات داد و به هر ترتیب سفرم رو ادامه دادم و توانستم گل رهایی و نشان میلی‌ام را دریک روز بگیرم و از راهنمای خوب و ارجمند خودم بی‌نهایت تشکر می‌کند چون با عشق و علاقه برای من زحمت کشیدند و از همه خدمت گذارهایی که در سفر اول به من کمک کردند تا من به این جایگاه برسم تشکر می‌کند و از جناب آقای مهندس حسین دژاکام هم تشکر می‌کنم تا با زحماتی که کشیدند من محسن بتوانم در کنگره60 حضور پیدا کنم و به حال خوش برسم.

از شما عزیزان سپاس گذارم که به صحبت‌های من گوش دادید.

ادامه جشن تولد به روایت تصویر:




رهایی های نمایندگی به روایت تصویر:



مرزبان کشیک: مسافر حسین
تهیه گزارش و تایپ: مسافر مهدی
عکاس: مسافر رضا




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمانه همسفر داود دوشنبه 4 شهریور 1398 12:51
تبریک و خدا قوت.
حسن اسدی یکشنبه 27 مرداد 1398 19:34
سلام و خدا قوت به کمک راهنمای محترم جناب آقای خراسانی، این تولد زیبا رو به شما و محسن عزیز تبریک میگم و امیدوارم شال کمک راهنمایی رو محسن عزیز دریافت کنه آقا سهراب عزیز از زحمات بی دریغ شما سپاسگزارم خانواده ما دعا گو شما هستند و از شما نهایت تشکر و قدردانی رو دارند، تا باد چنین بادا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: