حس رهایی؛ قدم به دنیای تازه
پنجشنبه 14 شهریور 1398 ساعت 04:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر رضا جدیدی | ( نظرات )
 هرچه فرمان بود اجرا کردم و از آب میوه هایی مانند پارک لاله و استخر شیرودی مشارکت در جلسه اعلام سفر و خدمت در حد توان خود استفاده کردم حس های من بعد از دو ماه کاملاً برگشت عشق را دوباره حس کردم دوباره محبت مسافرها و آقای مهندس و راهنمای خود را احساس کردم و پس از ۱۴ ماه ۱۷ روز به رهایی رسیدم...

سلام دوستان من مهدی هستم یک مسافر

امروز که در حال نوشتن این مقاله هستم 9 روز است که وارد دنیای جدید شدم دنیایی که حدود ۱۲ سال بود تجربه نکرده بودم.

 من سالها درگیر مصرف مواد مخدر بودم و چیزی از زندگی نمی فهمیدم یا در حال مصرف بودم و یا در حال ترک و خماری، من یک هفته بعد از ازدواج خودم تازه ترک کرده بودم به ماه عسل رفتم و یک هفته مسافرتی که رفته بودم کلاً در هتل خواب بودم و تا همسرم میگفت بریم بیرون و یا خرید داد و فریاد می کردم و ناسزا می گفتم، فقط روزهای آخر کمی به خود آمدم و تصمیم گرفتم برای گردش به بیرون برویم ولی واقعاً هیچ انرژی نداشتم مجبور شدم که قرص ترامادول مصرف کنم تا کمی سر پا شوم تا بتوانم با حال خوبی به گردش برویم و کل زندگی من با همسرم به همین گونه بود یا با مواد و عصبی شدن یا بدون مواد و افسرده شدن.

 در شهرستان زندگی می کردم تا روزی تصمیم گرفتم به تهران بیایم و ترک کنم و هیچ دوستی دوروبرم نباشد که بتوانم راحت ترک کنم و تمام اثاثیه منزلم را داخل کامیون ریختم بدون هیچ موادی به تهران آمدم بعد از خالی کردن اثاثیه در منزل جدید در تهران بهانه خستگی کردم و به همسرم گفتم برای آخرین بار می خواهم مصرف کنم و زدم بیرون آدمها غریب بودند و من افسرده و خمار مجبور شدم جلوی ماشینی که در حال عبور بود نگه دارم گفتم غریبم، من خمارم ساقی سراغ نداری میخواستم مواد تهیه کنم با عصبانیت به من گفت نه من بالاخره پرسان پرسان به مواد رسیدم ولی آن فحاشی که شنیده بودم از راننده ماشین بسیار حالم را خراب کرده بود هر وقت یاد آن صحنه می افتادم گریه می‌کردم.

من سالها مواد مصرف کردم و از این قبیل تخریب شخصیت ها زیاد داشتم از ساقی گرفته تا برادر، همسر، دوستان و دیگران مرا تخریب می کردند خلاصه به تهران آمدم و توانستم باز هم ترک کنم تا به واسطه یکی از همکاران با کنگره60 آشنا شدم و وارد کنگره شدم کنگره ۶۰ گویا بهشتی در زمین است این دفعه امید به قطع مصرف بیشتری داشتم تنها باری بود که من مواد مصرفی خود را قطع کرده بودم نه افسردگی داشتم نه خماری و نه ترس من از پله روزانه شانزده و نیم سی سی شربت اپیوم تینکچر شروع کردم و حال خوشی داشتم و من باید در این روزهای خوش دانایی خود را بالا میبردم و نفس خود را تربیت می کردم و این رویه ادامه داشت تا اینکه رسیدم به پله روزانه ۳ سی‌سی و راهنمای من لژیونش را تحویل داد رفت و دیگر آن حال خودش را نداشتم چون هر چه که می گفت انجام میدادم و هیچ آموزشی ندیده بودم و دوباره رفتم مصرف کردم و حال بسیار بدی داشتم حتی نسبت به کنگره ۶۰ و نتوانستم با راهنمای جدید لژِیون ارتباط برقرار کنم. چند باری اشتباه مرتکب شدم و لغزش کردم  ولی با همان بی حسی از کنگره دور نشده بودم.

همیشه با  خدای خود حرف می زدم و می گفتم خدایا من ایمان دارم تنها راه درمان من کنگره ۶۰ است تنها جایی که می توانم درمان شوم همینجاست بدون هیچ حس و حال خوشی می آمدم به کنگره و فقط می رفتم که اینجا به حال خوش برسم من حدود ده ماه سفر کرده بودم که لژیون خود را عوض کرده و همه چیز را به راهنمای جدید گفتم به من گفت همه این چیزهایی که گفتی انجام دادی را فراموش کن اگر می خواهی به درمان و رهایی برسی فقط یک ماه هر چه می گویم انجام بده من تصمیم جدی گرفتم و شروع به زندگی جدید در کنگره کردم.

 هرچه فرمان بود اجرا کردم و از آب میوه هایی مانند پارک لاله و استخر شیرودی مشارکت در جلسه اعلام سفر و خدمت در حد توان خود استفاده کردم حس های من بعد از دو ماه کاملاً برگشت عشق را دوباره حس کردم دوباره محبت مسافرها آقای مهندس راهنمای خود را احساس کردم و پس از ۱۴ ماه ۱۷ روز به رهایی رسیدم و اکنون حال بسیار خوبی دارم و واقعا وارد یک دنیای دیگر شدم رسیدن به حال خوش از نظر من کار آسانی است ولی حفظ حال خوش کمی سخت است و مراقبت می‌خواهد اکنون یک زندگی جدید شروع شده است و تمام تلاشم این است که این حال خود را حفظ کنم

سخن بسیار است و فضا محدود از تمام شما عزیزان که نوشته مرا خواندید سپاسگزارم به امید رهایی تمام سفر اولی هایی که خواهان رهایی هستند.

 

نگارنده: مسافر مهدی رهجوی کمک راهنما مهدی عاشورخانی
تایپ و تنظیم: مسافر رضا جدیدی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
چهارشنبه 20 شهریور 1398 12:50
سپاس بابت کامنت های پرانرژی همه دوستان
سیدمهدی موسوی لژیون ۲۳شاداباد یکشنبه 17 شهریور 1398 20:34
خداقوت تبریک به آقای عاشورخانی ومهدی عزیز
گروه وبلاک خداقوت
سیدمهدی موسوی لژیون ۲۳شاداباد یکشنبه 17 شهریور 1398 12:41
خداقوت تبریک به آقای عاشورخانی ومهدی عزیز
گروه وبلاک خداقوت
شنبه 16 شهریور 1398 21:50
درود بر شما خدا قوت به امید خدا سفر دوم شما عالی باشه آقا مهدی
شنبه 16 شهریور 1398 21:49
درود بر شما خدا قوت به امید خدا سفر دوم شما عالی باشه آقا مهدی
مسافر مهدی مقدم شنبه 16 شهریور 1398 17:25
خدا قوت مهدی جان بسیار خوب بود امید وارم که در مسیر خود خوب و ثابت قدم باشید.
حسن اسدی شنبه 16 شهریور 1398 13:40
سلام، این رهایی زیبا رو به مهدی عزیز و کمک راهنمای محترم جناب آقای آشور خانی تبریک میگم، تا باد چنین بادا
همسفرسکینه1 شنبه 16 شهریور 1398 11:55
تبریک خدمت مسافر محترم و کمک راهنمای گرامی،آقای عاشور خانی.ان شاالله رهایی و حال خوش روزی تمامی مسافران و همسفران کنگره 60شود.
با تشکر از عکاس و وبلاگ نویسان محترم.
سمانه همسفر داود شنبه 16 شهریور 1398 10:51
تبریک و خدا قوت بابت این رهایی خدا رو هزاران بار شکر بابت کنگره عزیز.
سمانه همسفر داود شنبه 16 شهریور 1398 10:25
تبریک و خدا قوت بابت این رهایی خدا رو شکر بابت کنگره عزیز . تبریک خدمت مسافر و همسفر گرامی و کمک راهنماهای محترمشان.
مسافر میلاد لژیون 5 جمعه 15 شهریور 1398 22:31
تبریک خدمت آقای عاشور خانی و مهدی عزیز
مرجان جمعه 15 شهریور 1398 20:12
خداقوت مسافر محترم این رهایی هزاران بار بر شما مبارک
همسفر فاطمه جمعه 15 شهریور 1398 15:47
لحظه به لحظه سفرتان را مسافرم نیز طی نمود گویا من نیز در این سفر مسافری بودم چون تمامی دردها را حس می کردم. با خواندن دل نوشته تان گویا خاطرات دوباره جان گرفت و من سفری دیگر آغاز نمودم و به پایان رساندم.
مسافر گرامی، امیدوارم در ادامه خدمتتان را آغاز نمایید تا طعم شیرین عشق را بیشتر و بیشتر بچشید.
آنانی که غرق خدمت شدند یقینا حرف هایم را درک خواهند نمود.
چنانچه مایلید شربت های شیرین تری را بنوشید، با گام های محکم تر در تحقق آرمان های کنگره قدم بردارید و معجزه خدمت را نیز بچشید.
موفق و سربلند باشید انشاءالله
همسفر مرضیه لژیون یکم جمعه 15 شهریور 1398 07:15
این رهایی هزاران بار بر شما مبارک، سپاس از مطلب بسیار خوبان

تبریک به آقای عاشورخانی
محمد۵ پنجشنبه 14 شهریور 1398 12:52
عالی بود مهدی جان نتیجه ی تلاش و کوشش و صبر خودت را چشیدی و میبینم ک لذت میبری.
ارزوی موفقیت در گام های بعدی را برایت دارم
تبریک میگم به خانواده کنگره ۶۰
ایرج ورمزیار(۲۱) پنجشنبه 14 شهریور 1398 10:55
مهدی عزیز خداقوت چقدر بااحساس باذوق بیان نمودیدخداروشکربخاطرحال این روز هایتان آنراشاکرباشید وبه شکرانه اش خدمت نماییددرودبرداهنمای عزیز جناب عاشورخانی..پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم.
همسفر فاطمه پنجشنبه 14 شهریور 1398 09:57
مسافر محترم قدم به دنیای تازه بر شما مبارک و پرشگون باد.
الهی شکر خدایا شکر حال خوب را با درمان به روش dst تجربه نمودید.

هزاران تبریک و شادباش خدمت همسفر گرامی شما احسنت که بال پرواز خوبی هستند.
بسیار عالی نگاشتید ، بیان تجربیات و احساس رهایی برای خواستاران و گمگشتگان درمان اعتیاد بسیار ارزشمند است. سپاس.

خدمت راهنمای محترم مسافر عرض خداقوت و تبریک.

خدمت وبلاگنویسان گرامی هفته ی سایت را تبریک عرض می‌نمایم.
خداقوت و سپاس ، وبلاگ بخش مسافران شعبه بسیار عالی خدمت می‌کنند.
خدمتتان پربرکت.


خدایا شکر برای درمان اعتیاد و علم چگونه زندگی کردن در کنگره 60
حسین شکوری پنجشنبه 14 شهریور 1398 05:57
تبریک به راهنمای گرامی آقای آشورخانی و رهجوی عزیرش و خانواده کنگره ۶۰
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: