هرچقدر از این عطر خوش بگویم بازهم حق مطلب ادا نمی‌شود
چهارشنبه 26 شهریور 1399 ساعت 17:05 | نوشته ‌شده به دست رضا موسوی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر خداوند را شاکرم که این فرصت نصیب من شد که چند خطی دلنوشته در رابطه با جایگاه مقدس کمک راهنمایی تازه واردین بنویسم.

بعدازاینکه هفتم بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ رهایی‌ام را گرفتم تمام فکر و ذهن من این بود که بتوانم در کنگره خدمتگزار باشم و از همان اول هم علاقه شدیدی به قسمت تازه واردین داشتم چون احساس می‌کردم که مهم‌ترین بخش کنگره ازلحاظ جذب مسافران جدید بخش تازه واردین است، به همین دلیل وقتی برای امتحان کمک راهنمایی آماده می‌شدم همیشه در ذهن خودم شال سبزرنگ کمک راهنمای تازه واردین را متصور می‌شدم بااینکه جایگاه کمک راهنمایی و لژیون داشتن بسیار مقدس و ارزشمند است اما من همیشه در ذهنم خود را در جایگاه تازه واردین تصور می‌کردم و چون می‌دانستم که جناب آقای مهندس هم در نمایندگی آکادمی در بخش مسافران خانم در همین جایگاه فعالیت می‌کنند عطش من برای قبولی در این جایگاه بیشتر و بیشتر می‌شد تا اینکه بعد از تلاش‌های فراوان برای قبولی در امتحان کمک راهنمایی وقتی اسامی قبول‌شدگان آزمون در نمایندگی شادآباد اعلام شد دیدم که در همان‌جا که همیشه فکر می‌کردم قبول‌شده‌ام و این جرقه‌ای بود برای این‌که من استوارتر از قبل برای آنچه می‌اندیشیدم قدم بردارم و جامه‌ی عمل بر خواسته‌هایم بپوشانم.

این نکته راهم بگویم،زمانی که برای آزمون کمک راهنمایی آماده می‌شدم دائماً یک نفر را در ذهنم مجسم می‌کردم و آن شخص کسی نبود جز آقای محمد ربیعی عزیز، زمانی که من وارد کنگره شدم ایشان در جایگاه مشاور تازه واردین مشغول به خدمت بودند و با مهربانی تمام مرا جذب کنگره کردند.

در روزهایی که سردرگم و آشفته‌حال و دل پریشان و با هزار دغدغه ذهنی و فکری و وسوسه‌های شیطانی مواجه بودم ،ایشان با صحبت‌های ارزشمندشان باعث آرام و قرار دل من شدند و من در کنگره ماندگار شدم.

به قول همه عزیزان کنگره‌ای  که می‌فرمایند:

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می‌گردد؛قدم اول من در کنگره با همراهی محمد عزیز آغاز گردید و مهربانی او چنان بر دل من نشست که قرار من شد با خودم روزی و روزگاری اگر عمری باقی باشد در جایگاهی که او خدمتگزار بود من هم خدمتگزار شوم که به لطف خدا این‌چنین هم شد.

بعد از قبولی در آزمون و گذراندن مراحل اداری، به قسمت دریافت شال مقدس کمک راهنمایی رسیدیم که چه بگویم که وصفش در کلمات نگنجد و از اعماق قلبم برای همه عزیزان آن روز و این جایگاه را آرزومندم.

دقیقاً یک سال پس از رهایی‌ام و دقیقاً در روز تولد یک‌سالگی‌ام در تاریخ هفتم بهمن‌ماه سال ۱۳۹۸ شال مقدس را از دستان توانمند جناب آقای مهندس دریافت کردم و خط دیگری از زندگی من و خدمتگزاری در کنگره آغاز شد.

با خودم این مسیر و این اتفاقات رو دائم مرور می‌کردم و هر بار نشانه‌هایی از دستان الهی در این مسیر می‌دیدم و با عشق خدمتم را آغاز کردم.

بعد از گذشت این مدت‌زمان از خدمتم در این جایگاه ،هنوز هم وقتی به‌روزی می‌رسم که نوبت و نوبت من است که در نمایندگی باشم ،با شوقی وصف‌نشدنی مانند روز اول در جایگاه قرار می‌گیرم و هر بار خداوند متعال را هزاران بار شکر و سپاس میگویم بابت حال خوبی که دارم و این خدمتی که قسمت من شده.

وقتی عزیزان تازه‌وارد را می‌بینم که ۳ جلسه را مرتب شرکت کرده‌اند و برای مراحل بعدی آماده می‌شوند احساس رضایتی به من دست می‌دهد که توانسته‌ام قدر سرسوزنی در این مجموعه مفید باشم و کاری برای احیای انسانیت ازدست‌رفته‌ی انسان‌های دربند و گرفتار انجام دهم.

وقتی در کلینیک روزهایی که مبصر هستم، عزیزانی رو می‌بینم که ماه‌های پیش وارد کنگره شده بودند و من مشاورشان بودم و الان چندین مدت است که در کنگره هستند و سفر خوبی دارند و برای گرفتن دارو باحال خوب و چهره‌ی بشاش به کلینیک مراجعه می‌کنند لذت می‌برم که تلاشم بی‌نتیجه نمانده و مثمر ثمر بوده است.

وقتی می‌بینم عزیزانی با نامه‌ی آخر یا با نامه‌ی فالوآپ و دستور قطع دارو مراجعه می‌کنند یاد ابتدای سفرشان می‌افتم و عین باغبانی که باغش به محصول رسیده شادمان و خرم هستم.

هرچقدر از این عطر خوش برای شما بگویم بازهم حق مطلب ادا نمی‌شود؛باید خودتان بوی خوش این عطر را استشمام کنید تا به جانتان بنشیند.

در انتها خداوند را شاکرم از صمیم قلبم که توفیق این خدمت را به من داد تا در این جایگاه آموزش بگیرم و خدمتگزار دل‌خستگان باشم.

از جناب آقای مهندس که چنین بستری را برای خدمتگزاری ما فراهم کرده‌اند بسیار سپاسگزارم

و از استادان خوبم جناب آقای ایرج ورمزیار و آقای مجید باغستانی و همچنین تمام برادران خوب و زحمتکشم در لژیون ۲۱ و سرتاسر کنگره ۶۰ که دائماً در حال کمک و آموزش به این‌جانب بوده‌اند تا باعث بهبود عملکردم بشود، صمیمانه و عاشقانه قدردان و سپاسگزارم.


تنظیم : مسافر رضا

نوشته شده توسط : مسافر پیمان



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجتبی دوشنبه 31 شهریور 1399 09:34
خداقوت پیمان عزیز عالی بود. خداقوت به وبلاگ نویسان غزیز
مسافر سعید لژیون 15 شنبه 29 شهریور 1399 22:21
سلام و عرض ادب و خسته نباشید به همه خدمتگزاران شعبه شادآباد و وبلاگ نویسان ، آقا پیمان عزیز از صحبت شما استفاده کردم و بهتون خداقوت عرض میکنم
مسافر پیمان لژیون ۲۱ شنبه 29 شهریور 1399 14:23
تشکر از همه عزیزانی که محبت کردند و کامنت گذاشتن و تشکر ویژه خدمت خدمتگزان عزیز وبلاگ شادآباد.
مسافر توحید شنبه 29 شهریور 1399 11:33
خداقوت و گوارای وجودتان
ایرج ورمزیار(۲۱) جمعه 28 شهریور 1399 12:21
خداقوت پیمان عزیزبسیارعالی بود.....تشکرازوبلاگ نویسان محترم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات